در قرآن سوگند زیاد است، سوگندِ به جماد هست، سوگندِ به حیوان هست، سوگندِ به انسان هست و سوگندِ به نبات هم علی الظاهر هست؛ سوگندِ به امور زمینی هست، سوگندِ به امور آسمانی هست و هر سوگندی سوگند به یک چیز است مثل وَ الشَّمْسِ وَ ضحیها. وَ الْقَمَرِ اذا تلیها. وَ النَّهارِ اذا جَلّیها
قرآن دو تعبیر دارد که این دو تعبیر را بعد از توبه ذکر کرده است؛ یکی اینکه توبه را با تطهیر توأم میکند، مثلاً میگوید: «انَّ اللهَ یحِبُّ التَّوّابینَ وَ یحِبُّ الْمُتَطَهِّرینَ» خدا توبهکنندگان و شستشوگران را دوست میدارد. قرآن چه میخواهد بگوید؟
تَبارَک از همان مادهای است که ماده برکت است. برکت، فزونی خیر است. آنجایی که خیری وجود دارد، وقتی میگوییم که برکتی در اینجا هست، یعنی این خیر فزونی گرفته است. اگر میگویند عمر فلان کس برکت دارد، مال فلان کس برکت دارد، معنایش این است که این شیء در ذات خودش خیر است و این خیر فزونی گرفته است. در دعاها نسبت به یکدیگر گفته میشود: بارَک اللهُ لَک؛ معنایش این است که خداوند خیر را درباره تو افزون گرداند، یعنی خداوند خیری که به تو میرساند افزون گرداند.
در نصّ قرآن مجید، یکی از هدفهایی که انبیاء داشتهاند این بوده است که به بشر آزادی اجتماعی بدهند؛ یعنی افراد را از اسارت و بندگی و بردگی یکدیگر نجات بدهند. قرآن کتاب عجیبی است! بعضی از معانی و مفاهیم است که در یک عصر به اصطلاح گل میکند، زنده میشود، اوج میگیرد؛ ولی در عصرهای دیگر آنقدر اوج نداشته است. در بعضی از عصرها میبینیم که برخی از کلمات، به حق اوج میگیرد.
کلمه «منافق» به طور خلاصه یعنی دو رو، یعنی مردمی که متظاهر به اسلامند؛ ولی در باطن ایمان ندارند، ظاهرشان به شکلی است و باطنشان به شکل دیگر. لحن قرآن مجید درباره منافقین فوقالعاده شدید است و در سورههای متعدد از منافقین یاد کرده و به شدت با آنها مبارزه کرده است و مسلمین را متوجه میکند که از خطر منافقین غافل نمانند.
قرآن دو تعبیر دارد که این دو تعبیر را بعد از توبه ذکر کرده است؛ یکی اینکه توبه را با تطهیر توأم میکند، مثلاً میگوید: انَّ اللهَ یحِبُّ التَّوّابینَ وَ یحِبُّ الْمُتَطَهِّرینَ؛ خدا توبه کنندگان و شستشوگران را دوست میدارد. قرآن چه میخواهد بگوید؟
میگوید توبه کن و با آب توبه خودت را شستشو بده، پاک کن. چشم بینا داشته باش؛ نظافت تنها به نظافت هیکل و بدن نیست. نظافت بدن را خوب درک کردهایم.