قرآن واژه عقل را در جایی به کار میبرد که تجربه حسی در آن راه ندارد؛ خداوند در ابتدای سوره بقره میفرماید، قرآن برای کسانی نازل شده که ایمان به غیب دارند، و همانطور که میدانید غیب را نمیتوان با حس تجربه کرد؛ بلکه شناختن غیب با عقل است.
جریان بهائیت با همین ادعای دروغین ارتباط با امام زمان (عج) شروع شد، و ما باید این انحراف را جدی بگیریم، باید عمیقتر برخورد کنیم، چشمبسته حرف کسی را قبول نکنیم، هرچند او کمکهای مالی و خدماتی انجام داده و جوایزی هم بدهد.
اکثریت مردم حتی خواندن و نوشتن ساده بلد نبودند. پیغمبر اکرم بعد از به قدرت رسیدن و جنگ با مشرکان، یکی از شرطها برای آزادی اسیران را آموزش خواندن و نوشتن به مسلمانان قرار میدادند.
خداوند ما را در این زمان آفریده است، این ابزار را در اختیار ما قرار داده است و از این نعمتها بهرهمند ساخته است. اما مسئولیت ما نیز به همین اندازه سنگینتر شده است؛ باید بهتر حقیقت را بشناسیم و بهتر راه انتقالش را به دیگران یاد بگیریم؛ اینکه با چه زبانی سخن بگوییم، چه تکنیکهایی به کار ببریم که بتوانیم بیشتر اثر بگذاریم
روشن است که کمابیش هنوز آثار خودباختگیها و دلبستگیها به دنیای استکبار باقی است. علت این مسئله نیز این است که همانگونه که گفتیم تحولات فرهنگی به سادگی انجام نمیشود. ما هرقدر قوی باشیم، قدرت پیغمبر معصوم را که نداریم، وحی که به ما نازل نمیشود، در فداکاری و انجام وظیفه هم به پای امام معصوم نمیرسیم. ایشان در طول پنجاه سال اول بعثت چقدر پیشرفت کردند؟
در زندگی همه ما کمابیش اتفاق افتاده باشد که مدتها به دنبال چیزی بودهایم؛ اما بعد از آنکه به آن رسیدهایم و از آن بهرهمند شدهایم، دیدهایم که اشتباه کردهایم، خبری نبوده است و ارزشی نداشته است. ما معتقدیم همانگونه که آنچه خداوند درباره هستی به ما فهمانده است، حق است، آنچه درباره ارزشها به ما الهام فرموده است، نیز خواستنیتر است و جا دارد ما همه توانمان را صرف کنیم، تا آنها را به دست بیاوریم.
اینگونه نبوده است که تحولات علمی، اقتصادی، مدیریتی، فرهنگی، اجتماعی و ایدئولوژیک و سایر چیزها همه در عرض هم باشد. به عبارت دیگر بین خود این تحولات تأثیر و تأثراتی وجود دارد و بسیاری از آنها به پیشرفت در عرصه دیگر کمک میکند. برای مثال اگر ما پیشرفت اقتصادی نمیداشتیم و سطح اقتصادمان همان اندازهای بود که اول انقلاب وجود داشت، هیچگاه به این پیشرفتهای علمی و صنعتی نمیرسیدیم.
دلیل ضرورت حکومت در جامعه، نیازمندیهایی است که به وسیله افراد تأمین نمیشود و اگر آنها به وسیله نهادی رسمی که دارای قدرت، بودجه و توان کافی است، تأمین نشود، بر زمین میماند، و جامعه رو به ضعف و در نهایت رو به زوال میرود
در میان آرمانهای انقلاب ما علاوه بر پیشرفتهای مادی، عدالت هم مطرح است. برای مثال، عدالت در بعد سیاسی به این معنا است که همه مردم در زندگی خود دخالت داشته باشند. این معنا را مقام معظم رهبری در قالب توضیح واژه مردم سالاری دینی تبیین کردند
شما خیال میکنید وقتی امام مبارزه را شروع کرد، همه جامعه مطیع او بودند؟ اینگونه نبود. در بین اقران امام یعنی آنهایی که همتراز امام محسوب میشدند، کسانی که کاملاً با امام موافق باشند، زیاد نبودند.ولی او ایستاد، آنچه تشخیص داد عمل کرد و گفت: اگر همه مردم با من مخالفت کنند، من دست از رفتار خودم برنمیدارم. حجت بر من تمامشده؛ خدا هر چه صلاح میداند انجام میدهد. ایستاد تا پیروز شد.