رواج سبک زندگی و شباهت به دیگران، در جامعه عمدتاً ریشه در تقلید دارد. اگر بخواهیم با این مسئله مقابله کنیم، جایگزین آن چیست؟ عقل. باید اندیشید و سنجید که آیا این لباس یا سبک زندگی برای من مفید است یا مضر؟ لباسی که آنقدر تنگ است که بهسختی پوشیده میشود و مانع رشد عضلات بدن میشود، چه فایدهای دارد؟!
ملاکهای ما اغلب مادیاند: ثروت بیشتر، صنعت پیشرفتهتر، کشف و تسخیر کره ماه و مواردی ازایندست. پس نتیجه میگیریم که آنها برترند و لابد آنچه میپوشند هم بهتر است؛ پس ما نیز باید همان را بپوشیم. اما اسلام میگوید نه؛ ملاکی فراتر از اینها وجود دارد. انسان موجودی عاقل است و باید رفتارهایش را بر اساس عقل انتخاب کند. باید ببیند کاری که انجام میدهد چه فایدهای دارد و چه ضرری؟ آیا سود آن بیشتر است یا زیانش؟ آیا این رفتار موجب احساس حقارت در ملت ما میشود یا احساس عزت؟
نسل جوان ما، به آموزههایی نیازمند است که این مطالب اعتقادی را برایشان تبیین و شبهاتش را حل کند. این مسئله سادهای نیست و باید آن را جدی بگیریم و بالاخره آنهایی که برنامهریزیهای آموزشوپرورش و برنامههای فرهنگی را در اختیار دارند، اینها را در نظر داشته باشند که مبادا درست عکس این مطالب اتفاق بیفتد و سیاستگذاریهای آموزشی و فرهنگی ما به سمت و سویی برود که نتیجهاش تضعیف ایمان و کمتوجهی به معارف اسلامی باشد.
اشاره: طبق روال نشریه پرتو، ذیلاً خلاصه یکی دیگر از سخنرانیهای علامه مصباح (ره) تقدیم شده است.
--------------------------------
مؤلفههای بصیرت
همه این مقدمات را عرض کردم برای اینکه به اینجا برسیم که تکلیف کسی که موقعیتی در اجتماع دارد، سنگینتر از دیگران است و باید بصیرتش هم بیشتر از دیگران باشد تا بتواند دیگران را راهنمایی کند. اکنون این پرسش مطرح میشود که چه کنیم بصیرت ما افزایش بیابد؟ بهتر است تحلیل کنیم که بصیرت چیست و از چند عنصر تشکیل میشود و بعد ببینیم کدام یک از این عناصر در اختیار ماست تا بکوشیم آن را تقویت کنیم.
حقی که خدا بر بندگان دارد، اصل همه حقوق دیگر است و حقوق دیگر، فرع و شاخههای همین حق است. این مسئله پیچیدهای است و اگر کلام وحی و امام نبود، بشر بعید بود که با فکر خودش به این نتیجه برسد.
نقش حوزویان نسبت به مبنای مسائل فرهنگی این است که ما امروز یک مسئله جدی مادر در مسائل فرهنگی داریم که اگر این مسئله مادر حل نشود، بچههایش هم ناقص خواهند بود و ما در هیچ رشتهای حرف قاطع صددرصد نمیتوانیم عرضه بکنیم و همه به این برمیگردد که آیا اینها ربطی به دین دارد یا ندارد؟ شما بگویید فلان مسئلهای که فلان روانشناس گفته با قرآن نمیسازد، میگویند اصلاً قرآن چهکار به این کارها دارد؟!
در این چند سال اخیر، ابزارهای پخش شبهات و لجنپراکنیها زیادتر شده، بهگونهای که در اختیار همه، حتی کودکان هم قرار گرفته است. این است که من نگران هستم که اگر امثال ما آنطور که وظیفهمان هست در این میدان کار نکرده باشیم، روزی ممکن است چشم باز کنیم و به ما نشان دهند و بگویند شما در ضعف انقلاب و کفر ورزیدن بسیاری از جوانها شریک بودهاید!
اشاره: طبق روال نشریه پرتو، ذیلا خلاصهای از یکی دیگر از سخنرانیهای مرحوم علامه مصباح(ره) تقدیم شده است.