نقش مفسران شیعه در جریان نگارش کتابهای تفسیری چشمگیر است. ابن عباس(م ۶۸ق( شاگرد حضرت علی علیهالسلام و دیگر صحابه چون ابن مسعود(م ۳۲ق) جابر بن عبدالله انصاری(م ۷۴ق) ابی بن کعب(م ۲۰ق) میثم تمار) م ۶۰ق (از مفسرانی هستند که در روشنگری مفاهیم و واژههای قرآن و یا نگارش کتابی در تفسیر نقش بسزایی داشتند .
خیلی تعبیر لطیف و عجیبی است: گیاه و درخت هم خدا را سجده میکنند. یعنی چه گیاه خدا را سجده میکند؟ گیاه همین عمل روییدنش سجده خداست، نه اینکه مقصود این است که درخت مثلاً شبها که مردم به خواب میروند سرش را کج میکند و روی زمین میگذارد. سجده او چیز دیگری است، اطاعت است: در مقابل امر پروردگار خود خاضع هستند.
اینجا مفسرین بحثی را طرح کردهاند که «خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَیوةَ» یعنی چه؟ خدا، هم مرگ را آفرید و هم حیات را. حیات امری است وجودی، قابل آفرینش هست؛ مرگ نیستی است، فقدان حیات است، نیستی که دیگر قابل آفرینش نیست. مثل این است که ما نور داریم و سایه؛ سایه همان نبودن نور است، یک امری نیست که قابل خلق و ایجاد باشد. پس چطور در اینجا این تعبیر آمده است که «ألَّذی خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَیوةَ»؟ این سؤال دو جواب دارد؛ یک جوابش این است که به اصطلاح میگویند:
عدمها و نیستیهایی (فرضاً مرگ نیستی باشد) که از نوع عدم و ملکه است، باز قابل آفرینش است؛ ولی به تبع.
«هُوَ انْشَأَکمْ مِنَ الْارْضِ وَ اسْتَعْمَرَکمْ فیها؛ خدا شما را از زمین به وجود آورد و شما را در زمین استعمار کرد».
«استعمار» از باب استفعال است و از ماده «عمران» گرفته شده است؛ یعنی از شما طلب کرده عمران زمین را. شما را خلق کرده در روی زمین، و مکلف کرده است که زمین را عمران و آباد کنید. پس استعمار یعنی به دنبال آبادی رفتن.
خداوند در قرآن برای قیامت اوصاف و ویژگیهایی را بیان میکند که از جمله آنها، بزرگی و عظمت قیامت است. به این معنا که قیامت روزی بزرگ و با عظمت است که انسانها با آن مواجه خواهند شد و در برابر خداوند یکتا و یگانه میایستند. این روز از جهات دیگر نیز بزرگ و عظیم است؛ زیرا روزی طولانی است که گویی برای آن پایانی نیست؛ چرا که هر روز قیامتی، به اندازه پنجاه هزار سال دنیوی است. البته در آیه 5 سوره سجده، از نظر زمانی، طول هر روز آن به اندازه هزار سال گفته شده است که به نظر میرسد روزهای آن همانند روزهای کوتاه و بلند تابستان، متفاوت باشد.