در قرآن کریم و بهطور خاص در روایات، آنقدر درباره علم سخن گفته شده است که انسان تعجب میکند. برای مثال، پیغمبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) به ابوذر فرمودند: «یا اباذر؛ الجلوس ساعه عند مذاکره العلم أحب إلی الله من قرائه القرآن کلّه إثنی عشر ألف مره»؛ اگر ساعتی در جایی که مذاکره علم میشود بنشینی و گوش بدهی، ثواب آن از قرائت دوازده هزار ختم قرآن بیشتر است.
اشاره: طبق روال نشریه پرتو، ذیلا یکی از سخنرانیهای مرحوم علامه مصباح(ره) تقدیم شده است.
اشاره
در جلسات گذشته، بحثی را تحت عنوان ارتباط اخلاق و سیاست مطرح کردیم و برای روشن شدن موضوع، چند بحث را به عنوان مقدمه مطرح کردیم که شاید برای خیلیها ارتباط آن بحثها، روشن نبود. در این جلسه قصد داریم برای روشن شدن ارتباط این بحثها و همچنین حضور ذهن بیشتر، یک جمعبندی از بحثها ارائه دهیم.
از وظایف واجب حکومت این است که نیاز عمومی مردم را رفع کند. در بحثهای سیاسی دنیا، فقط رفع نیازهای مادی مثل تأمین امنیت کشور و رفع نیازمندیهای عمومی به عنوان وظیفه حکومت مطرح است، یا امروزه مقطعی از آموزش و پرورش عمومی را نیز جزو وظایف حکومت میدانند. اما از نظر اسلام، این نیازها فقط نیازهای مادی نیست و شامل نیازهای معنوی نیز میشود.
اشاره: طبق روال نشریه پرتو، ذیلا خلاصهای از یکی دیگر از سخنرانیهای مرحوم علامه مصباح(ره) تقدیم میشود.
اگر یک روز گفتند در فلان جلسه فلان کسی چنین گفت چرا تو هم سر تکان دادی؟! حسابهای خدا خیلی عجیب است؛ نمیگوید چرا رفتی یک سال، کجا سخنرانی کردی؛ میگوید در آن جلسه فلان کس حرفی زد، تو هم سر تکان دادی؛ به همین اندازه! باید از کسی دفاع میکردی چرا نکردی؟!
بنده به طور شفاهی از ایشان شنیدم که همین انحرافاتی که در یک قرن اخیر در بین مسلمانان در زمینه تفسیر پیدا شده بود، مهمترین عاملی بود که ایشان برای پرداختن بحثهای تفسیری احساس وظیفه کردند.
در دو قرن اخیر، پیشرفت علوم مادی، فنّاوری، و علوم انسانی که در مغرب زمین مطرح شده و مذاهب مختلفی را بوجود آورده بود، طبعاً برای مسلمانها سؤالهایی کلیدی را مطرح میکرد و گروههای خاصی متأثر از این تحولات هم با توجه به گرایش خاصی که داشتند سعی میکردند از قرآن برای تأیید همان گرایشهای خودشان استفاده کنند.
پرسش دیگر اینکه آیا ما میتوانیم همه مصالح را درک کنیم؟ همانطور که گفتیم، ما با درک فطری، خوب و بد برخی از چیزها را میفهمیم؛ ولی از آنجا که ما درباره همه افعال، تجربه نداریم، همه مصالح آنها را نمیتوانیم درک کنیم.
آیا احمقانه نیست که انسان امیدش به دشمنانی باشد که به خونش تشنهاند و میخواهند عزتش را از بین ببرند؟ آیا احمقانه نیست که کسی دست به طرف اینها دراز کند، در خفا به آنها پیشنهاد مذاکره کند و پیام تسلیم و مذاکره برای آنها بفرستد؟ خداوند به شما عزت داده و ضمانت کرده اگر در خانه او بروید، این عزت را حفظ کرده و بر آن میافزاید؛ آیا این احمقانه نیست که کسی بگوید من عزت را از خدا نمیخواهم، خودم عزت را از دشمنانم تقاضا میکنم؟!
مصلحتِ هر چیزی به این است که در آن جایگاهی از نظام هستی واقع شود که بهترین کمال برایش حاصل شود. مصلحت این است که هر چیزی در آن مکان، زمان، و شرایط، و به آن شکل و اندازهای قرار بگیرد که نتیجهاش بارورتر شدن کل نظام هستی باشد.
اشاره: طبق روال نشریه پرتو، ذیلا خلاصهای از یکی دیگر از سخنرانیهای مرحوم علامه مصباح(ره) تقدیم شده است.