امام باقر علیه السلام فرمودند:  به خدا سوگند که او (مهدی (علیه السلام)) مضطر (حقیقی) است که در کتاب خدا آمده می فرماید: «اَمَّن یجیب المضطر اذ ادعاه و یکشف السؤ...» بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٤١ 

فواید استغفار

مرحوم آیت الله مجتهدی تهرانی (ره): روزی مردی نزد امیرالمؤمنین (علیه السلام) آمد و عرض کرد: گناه بسیار کردم؛ برایم دعا کنید تا خدا مرا بیامرزد. حضرت فرمودند: استغفار کن. فرد دیگری آمد و عرضه داشت من فقیرم؛ برایم دعا کنید. حضرت فرمودند: استغفار کن. نفر سوم آمد و عرضه داشت زراعت من آب ندارد و خشک است؛ دعا کنید تا خدا باران نازل کند. حضرت فرمودند: استغفار کن. چهارمین نفر آمد و عرض کرد: ثروت بسیار دارم؛ اما اولاد ندارم؛ برام دعا کنید. حضرت فرمودند: استغفار کن.
ادامه مطلب

این مرد جهانی است از علم و درایت و ادراک و فهم

علامه طباطبائی در بدو ورودشان به قم برای معرفت جویان تشنه‌ی آن دیار چهره‌ای ناشناخته بود؛ اما این ناشناختگی را ظرفیت بالای علمی ایشان، مجال بقا نداد. مرحوم آیت الله سید محمدحسین حسینی تهرانی، خاطره‌ی آشنایی و درک محضر مبارک او را این‌چنین بازگو می‌کند:
ادامه مطلب

حکمت و حکایت 1127

به آنچه می‌دانید عمل کنید    
 آیةاللّه العظمى بهجت قدس‌سره:
«آنچه را که میدانید زیر پا نگذارید این، تمام عرفان است.»
 
 
حکم انگشتر یا دیگر اموالی که در حفاریهای درون خانه خود مییابیم، چیست؟
ادامه مطلب

حکمت و حکایت 1251

 فقط زیارت اباعبدالله الحسین (ع)
فرزند مرحوم علامه امینی می‌گوید:
پس از گذشت چهار سال از فوت پدرم، در شب جمعه‌ای قبل از اذان صبح، پدرم را در خواب دیدم و او را بسیار شاداب و خرسند یافتم.
جلو رفته و پس از سلام و دست بوسی، گفتم: پدر جان در آنجا چه عملی باعث سعادت و نجات شما گردید؟
 پدر، تأملی نمود و سپس فرمود: فقط زیارت اباعبدالله الحسین (علیه السلام). 
ادامه مطلب

زیارت حضرت معصومه (س)

استاد سید هادی خسروشاهی
 
مرحوم اخوی، یکی از طلبه‌های فاضل و یکی از مستشکلین عمده درس مرحوم حاج شیخ عبدالکریم حائری بود. ایشان به من گفت: من کارم درس و بحث و جنجال علمی بود. بر خود می‌بالیدم که از فضلای نامدار حوزه شده‌ام و مستشکل درس حاج شیخ هستم! از این روی، خیلی به مسائل روحی و معنوی رایج و دارج نمی‌پرداختم و حتی در تشرّف به زیارت حرم حضرت معصومه (سلام الله علیها) گاهی تکاهل داشتم و یا مرتب به زیارت نمی‌رفتم!
ادامه مطلب

امام عسکری(ع) و شراب‌خوار

حسین بن حسن یکی از نوادگان امام جعفر صادق (علیه‌السلام) بود که در قم زندگی می‌کرد و آشکارا شراب می‌نوشید. 
ایشان آدم کمی نبود. از مشایخ «قم» بود. همه او را می‌شناختند و همین باعث می‌شد که لغزش سنگین او، دهان به دهان بپیچد. او در عین وابستگی به شراب، روز به روز فقیرتر هم می‌شد تا اینکه روزی از سر فقر، به سمت منزل احمد بن اسحاق اشعری که وکیل امام حسن عسکری (علیه‌السلام) در امور اوقاف بود رفت؛ ولی احمد بن اسحاق به او اجازه دیدار نداد. حسین بن حسن نیز محزون به خانه برگشت.
ادامه مطلب

خلاص از مستأجری

آیه الله العظمی سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی:
وقتی که از نجف اشرف به شهر قم مهاجرت کردیم، منزل محقّری را در پایین شهر اجاره کردیم و با نهایت فقر و قناعت روزگار می‌گذراندیم.
زن صاحب‌خانه، بسیار زن بد اخلاق و سخت‌گیری بود و ایراد فراوانی می‌گرفت. حتی موقع شستن رخت و لباس، با همسر من دعوا می‌کرد و می‌گفت: «رخت‌ها را ببرید در کنار رودخانه بشویید تا چاه منزل پُر نشود».
یک روز بر سر این موضوع با همسرم دعوا و سر و صدای بسیار کرد، من حوصله‌ام سرآمد و دل‌تنگ شدم و قلبم پریشان شد.
ادامه مطلب

با دوستی ما از دنیاخواهی رفت

«محمد بن شَفّان»، یکی از راویان، روایت می‌کند: «روزی تصمیم گرفتم به دیدار «قاسم بن علا همدانی» بروم. در آن زمان، او پیر و نابینا شده بود. با آنکه جسمش تحلیل رفته بود، همچنان نماینده‌ی امام زمان (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) بود. در آن دیدار، چهره‌اش را غمگین دیدم. پرسیدم: «تو را اندوهگین می‌بینم؛ آیا اتفاقی افتاده است؟»  پاسخ داد: «چند وقتی‌ست نامه‌ای خدمت آقا نوشته‌ام؛ اما هنوز پاسخی نیامده است. نگرانم که شاید از من ناراحت باشند.»
ادامه مطلب

اثر قرآن

مرد بی‌سوادی قرآن می‌خواند؛ ولی معنی قرآن را نمی‌فهمید. 
روزی پسرش از او پرسید: چه فایده‌ای دارد قرآن می‌خوانی، بدون اینکه معنی آن را بفهمی؟
پدر گفت: پسرم!
سبدی بگیر و از آب دریا پرکن و برایم بیاور.
پسر گفت: غیر ممکن است که آب در سبد باقی بماند.
 پدر گفت: امتحان کن پسرم.
پسر سبدی که در آن زغال می‌گذاشتند گرفت و به طرف دریا رفت.
سبد را زیر آب زد و به سرعت به طرف پدرش دوید؛ ولی همه آب‌ها از سبد ریخت و هیچ آبی در سبد باقی نماند.
پسر به پدرش گفت؛ که هیچ فایده‌ای ندارد.
ادامه مطلب

صفحه‌ها