مسجد حَنّانه، مسجدی است در شهر نجف نزدیک مرقد کمیل بن زیاد که طبق نقلهای تاریخی، زمین آن دو بار در عزای ائمه (ع) ناله کرده است؛ یک بار در زمان تشییع امیرالمؤمنین(ع) و یک بار نیز بعد از واقعه کربلا. علت نامگذاری مسجد نیز همین است.
این مسجد در محله حنانه، به فاصله ۲.۵ کیلومتری از حرم امیرالمؤمنین(ع)، سمت شمال نجف، و در نزدیکی مرقد کمیل بن زیاد نخعی واقع است. در سدههای اخیر با گسترش شهر نجف، این مسجد جزو شهر نجف قرار گرفته است.
مَمالیک به سلاطینی گفته میشود که در طول سه قرن بر مصر و شام حکومت میکردند. ممالیک جمعِ «مملوک» به معنای «غلام»، بیشتر در مورد غلامان سفیدپوست به کار میرود. ممالیک اصالتاً از غلامان اقوام ترک یا چـَرکَس بودند. ایشان در ابتدا بهعنوان سپاه مزدور سلسله ایوبی (1174-1254م.) خدمت میکردند که بهتدریج به مراتب بالای نظامی و سیاسی رسیدند.
حکومت ممالیک در سال ۶۴۸ قمری/۱۲۵۰ میلادی با سقوط ایوبیان و قدرتگیری عزالدین ایبک بر مصر و شام آغاز شد. پس از حدود 275 سال، سلطان سلیم اول عثمانی، در سال ۹۲۳ قمری/۱۵۱۷ میلادی مصر را فتح کرد و به حکومت ممالیک پایان داد.
هبةالله یکی از نامهای حضرت شیث، سومین فرزند حضرت آدم و جانشین ایشان است. این نام به معنای «عطای خدا» یا «بخشش خداوند» بر این پیامبر نهاده شد و داستان جالبی در پس آن نهفته است.
مرقد صافی صفا یمانی، مشهور به «صفّة صافی صفا»، واقع در جنب مقام امیرالمؤمنین (ع)، بارگاه اثیب الیمانی معروف به «صافی صفا» است که از آثار تاریخی شهر نجف اشرف به شمار میرود و تاریخ آنها به صدها سال پیش برمیگردد.
اولین گنبد این بارگاه در قرن هشتم هجری بنا شد و تا سال 1044 هجری چندین بار مرمت و بازسازی گردید. از 550 سال گذشته تا به امروز، پردهداری بارگاه با خاندان آل الدروایش مخزومیه است.
بارگاه صافی صفا در کمربندی جهت غربى شهر نجف، در حدود 500 متری حرم مطهر امیرالمومنین علی و در كنار بحر النجف و مشرف به آن درياچه واقع شده است.
اگر مقصود از قرآن صفحات و خطوط آن باشد، به یقین بر پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) مقدّم نیست و پیامبر اکرم هم جسمش و هم شخصیتش افضل از آن است و در مواقع خطر نباید پیامبر فدا شود؛ اما اگر مقصود از قرآن، حقایق و محتوا و روح آن باشد، باید گفت این آیین با روح پیامبر متحد شده است و در حقیقت همان شخصیت پیامبر اکرم است که افق آفرینش الاهی است. پس برتر از هر آفرینش دیگری است و اگر روزی این آیین قرآنی به خطر افتد، جسم پیامبر فدای آن خواهد شد.
در سالهای اخیر شبههای مطرح شده که گویا به دلیل کماحترامیِ حضرت یوسف (علیهالسلام) به پدرش، نبوت از نسل او برداشته شده است؛ ادعایی که نیازمند بررسی دقیق است.
بنابر روایتی، امام صادق (علیهالسلام) میفرمایند: علت به پیامبر نرسیدن فرزندان حضرت یوسف (علیه السلام) آن است که وقتی پدرش به مصر نزد او آمد، یوسف دیرتر از پدر از اسب پایین آمد و خداوند به خاطر این ترکِ اَولی، از نسل او پیامبری قرار نداد.
عرضه حدیث، به معصوم نشان دادن یا قرائت کردن احادیث برای معصومان (علیهم السلام) بوده که به عنوان روشی برای اطمینان از درستی احادیث استفاده میشده است. نمونههایی از عرضه احادیث در کتابها نقل شده است. در دوره غیبت صغری، این کار توسط نائبان خاص صورت میگرفت. در دوره غیبت کبری با عدم دسترسی به معصوم، روش جدیدی به وجود آمد که در آن احادیث را به عالمان حدیثشناس عرضه میکردند. روش اجازه روایت از روشهایی است که برای جبران عدم دسترسی به معصوم، به وجود آمد.