امام باقر علیه السلام فرمودند:  به خدا سوگند که او (مهدی (علیه السلام)) مضطر (حقیقی) است که در کتاب خدا آمده می فرماید: «اَمَّن یجیب المضطر اذ ادعاه و یکشف السؤ...» بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٤١ 

عرضه حدیث چیست و متعلق به چه زمانی است؟

عرضه حدیث، به معصوم نشان دادن یا قرائت کردن احادیث برای معصومان (علیهم السلام) بوده که به عنوان روشی برای اطمینان از درستی احادیث استفاده می‌شده است. نمونه‌هایی از عرضه احادیث در کتاب‌ها نقل شده است. در دوره غیبت صغری، این کار توسط نائبان خاص صورت می‌گرفت. در دوره غیبت کبری با عدم دسترسی به معصوم، روش جدیدی به وجود آمد که در آن احادیث را به عالمان حدیث‌شناس عرضه می‌کردند. روش اجازه روایت از روش‌هایی است که برای جبران عدم دسترسی به معصوم، به وجود آمد.
عرضه حدیث، به نشان دادن نوشته‌ها یا گفتارهایی که به عنوان کلام پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) یا امام (علیه السلام)، به معصومان اشاره دارد، تا از درستی آن مطمئن شوند. از شیوه‌های تشخیص درستی یا نادرستی روایات، این عمل بوده است. عرضه حدیث به دستور ائمه (علیهم السلام) بوده؛ چنانچه امام باقر (علیه السلام) فرمودند: هر کس گفته خود (احادیثی که شنیده) را به ما نشان دهد، سلامت می‌ماند. اهمیت این عمل به دلیل وجود افراد دروغگویی بود که مطالبی را در قالب سخنان پیامبر و معصومان به مردم می‌گفتند؛ لذا بحث عرضه روایات و نوشته‌ها بر معصومان پیش آمد.
نمونه‌هایی از عرضه حدیث به ائمه (علیهم السلام)، در تاریخ ثبت شده است که برخی از آن‌ها عبارتند از:
عرضه حدیث به امیرالمومنین علی (علیه السلام): یکی از صحابه پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) به نام ابوالطفیل عامر بن واثله، روایات و نوشته‌هایش را بر امیرالمؤمنین (علیه السلام) نشان داد و آن حضرت درستی آن‌ها را تأیید کرد.
عرضه بر امام کاظم (علیه السلام): اسحاق بن عمار روایاتی را که به امام صادق (علیه السلام) منسوب بود، جمع‌آوری کرده و پیش امام کاظم (علیه السلام) آورد و آن حضرت علاوه بر درستی آن، توضیح بیشتری را در مورد روایات دادند.
عرضه بر امام زمان (علیه السلام) توسط نواب خاص: در عصر غیبت صغری از طریق نائبان خاص امام زمان، احادیث به آن حضرت نشان داده می‌شد و درستی یا نادرستی آن مورد تأیید ایشان قرار می‌گرفت.
در دوره غیبت کبری مردم با عرضه احادیث به عالمان محدث، از درستی و صحت احادیث منسوب به اهل‌بیت (علیهم السلام) اطمینان پیدا می‌کردند.
راهکار دیگر برای حفظ احادیث، پایه‌گذاری اجازه حدیث بود. محدثان شیعه پس از تربیت شاگردان برجسته و با تقوا، به آن‌ها اجازه می‌دادند تا روایاتی که از استادشان شنیده‌اند را برای دیگران نقل کنند. این کار نیز باعث می‌شد که سلسله اسناد روایت محفوظ بماند و هنگام نقل روایت، این‌گونه بیان می‌شد که از استادم شنیدم، او نیز از استادش... تا راوی که از معصوم (علیهم السلام) شنیده بود. اجازه حدیث فقط به افراد صلاحیت‌دار علمی و دینی داده می‌شد. این روش، جلوی انحراف و سوء استفاده‌های افراد را می‌گرفت.