بهائیت و چگونگی پیدایش و اهداف پلیدی که از شکلگیری و ترویج آن دنبال میشود را میشناسیم و میدانیم. همچنین مواجهه جدی عالمان بصیر شیعی و اسلامی با این فرقه استعماری و صهیونیستی را میدانیم و میتوانیم در آثاری که در این زمینه منتشر شده است دنبال کنیم.
چندی قبل (۶ و ۷ خرداد) در اقدامی بسیار ارزشمند، «پژوهشگاه علومانسانی و مطالعات فرهنگی»، به ابتکار رئیس فرهیخته این پژوهشگاه، جناب دکتر موسی نجفی و با مشارکت «فرهنگستان علوم جمهوری اسلامی» همایش بزرگداشتی برای جناب دکتر رضا داوری با عنوان «داوری در ترازوی داوری» برپا شد.
«اگر به هر دلیلی، ولو سوگمندانهْ ناموجه، نهیازمنکر نهتنها پیشگیری نکند، بلکه عوارض دیگری ایجاد کند؛ مثل اینکه عدهای را روی دنده لج بیندازد یا احساس کنند که باید مخالفت کنند، لذا خود این حرکت، باعث ترویج عدم حجاب و برهنگی شود، اینجا جایی است که فقهای ما میفرمایند ما دیگر نهیازمنکر نداریم.»
مدیریت در شرایطی که همه چیز فراهم و جاده و راه هموار باشد، هنر نیست؛ مدیریت به هنگام وجود موانع و در میان بحرانها و از میان پیچ و خمها و در میان مارهایی خوش خط و خال است که مهم است؛ و الا هر فرد عادی هم توانایی و دانش استفاده از «فرصتها» را دارد؛ اما تنها عاقلان و خردمندان و مدیران موفق هستند که میتوانند از «بحرانها» به سلامت عبور کنند، و «تهدیدها» را به «فرصت» تبدیل کنند.
مدیر موفق کسی است که حتی اگر راهی پیش پای او نباشد، راه درست کند، نه آنکه با مشاهده ناهمواری راه، درمانده شود و اظهار عجز و ناتوانی کند.
نگاهی به گفتهها و نوشتههای «مدعیان روشنفکری» در ماههای اخیر نشان میدهد که دینستیزان به صورتی منسجم و آشکار و به شکلی هماهنگ و همافزا، همه خواستهها و داشتههای خود را به میدان مبارزه با اسلام و ارزشهای اسلامی آوردهاند. با اینکه هیچ سخن جدیدی ندارند؛ اما همان مدعیات کهنه و قدیمی، اسلامستیزانِ دههای اخیر را با بیانهای مختلف و به مناسبتهای گوناگون مطرح میکنند:
از مهمترین و نخستین وظایف حکومت و حاکمان اسلامی، «اقامه نماز» است. این وظیفه، از نظر اهمیت، مقدم بر هر وظیفه و تکلیف دیگری است. حتی مقدم بر رسیدگی به مسائل اقتصادی و مبارزه با مظاهر فساد و فحشا و امثال آن است. این حقیقت را هم میتوان در سبک و شیوه تربیتی و تبلیغی پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) مشاهده کرد و هم میتوان از آیه ۴۱ سوره حج فهم کرد:
یکی از دغدغههای مهم همه دلسوزان کشور، پدیدهی فرار مغزها و مهاجرت نخبگان بوده و هست. حقیقتاً درد بزرگی است که افرادی با هزینهها و امکانات این ملت رشد کرده و در مرز دانش قرار گیرند؛ اما همین که میخواهند میوه دهند، میوه خود را به بیگانگان بدهند یا دشمنان این ملت چنان از آنان دلربایی کنند که به وطن و هویت خود و به ولینعمت خود (یعنی ملت ایران) پشت کنند و در خدمت پیشرفت و ارتقای دشمنان این ملت قرار گیرند!