«انتشار» علم و «نمایهزنی» و «نمایانسازی» آن و تسهیل دسترسی جستجوگران دانش به آن، در نظام ارزشی اسلام و در روایات معصومان علیهم السلام نه تنها به عنوان کاری واجب و ضروری؛ بلکه به مثابهی ابزار و معیاری برای سنجش درستی و علمیت علم معرفی شده است.
رهبر فرزانه انقلاب در پیام تسلیتی که به مناسبت رحلت علامه مصباح یزدی صادر کردند «حضور انقلابی در همهی میدانهایی که احساس نیاز به حضور ایشان میشد» را به عنوان یکی از ویژگیهای برجسته و «کمنظیر» علامه مصباح برشمردند. رهبر معظم انقلاب در جای دیگری در توصیف ایشان میفرماید: «آیتالله مصباح یک فقیه، متکلم، فیلسوف، مفسر و زمانشناس بصیر است.
زمانشناسی و حضور انقلابی و جهادی و حکیمانه در همانجایی که به او نیاز بود، از ویژگیهای کمنظیر علامه مصباح بود.
یکی را دیدم که در مصاحبهای گفته بود «برای اجرای عدالت ضرورتی ندارد که حکومت اسلامی شکل گیرد. همه باید عادل باشند.» و سپس با استفاده از ادبیاتی عرفانی افزوده بود «ما وابسته به وجود حق تعالی هستیم و باید مظهر صفات خداوند باشیم. اولین صفت خداوند عدل است «و ما هو بالظلام للعبید». خدا بهترین صفتش این است که ظلم به بندگانش نمیکند و ما هم باید به بندگان خدا ظلم نکنیم.» و در پایان مجدداً همان مدعای نخستین را تکرار کرده بود که «عدالت نیاز به حاکمیت حکومت اسلامی ندارد. همه انسانها مظهر عدل پروردگار باید باشند».
سیره پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) اینگونه بود که با اهانتها و بیاخلاقیهایی که نسبت به شخص خودشان میشد، کریمانه برخورد میکردند. این برخورد کریمانه و نرم و منعطف، تا جایی است که تمجید و تحسین بینظیر الهی را در پی داشته است: «وَ إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظیم (قلم، آیه 4)» در توصیفی که هند بن ابی هاله، از اخلاقیات پیامبراکرم (صلیاللهعلیهوآله) دارد، میگوید: کَانَ دَائِمَ الْبِشْرِ سَهْلَ الْخُلُقِ لَيِّنَ الْجَانِبِ لَیْسَ بِفَظٍّ وَ لَا غَلِيظٍ
مدتی است که برخی از نویسندگان سکولار و لائیک، دائماً از گسترش بیدینی و خداناباوری و شکاکیت دینی در کشورهای مسلماننشین، از جمله ایران، میگویند و مینویسند! و معالاسف این القائات غیر واقعی در ذهن و ضمیر عدهای از مدیران و مسئولان کشور و برخی از گروههای سیاسی فعال در کشور هم کارگر افتاده است و آنان در رفتار و گفتار و گاهی در سیاستورزی خود بهگونهای عمل میکنند که فضا و فرصت بیشتری به رفتارهای دینستیزانه و هنجارشکنانه میدهند!
1) امیرمؤمنان (علیه السلام) در ضمن سخنانی (که در حکمت ۳۱ در نهج البلاغه آمده است) «صبر» و «یقین» و «عدل» و «جهاد» را به عنوان ارکان و پایههای چهارگانه «ایمان» ذکر میکنند و سپس هر کدام از این چهار پایه را به چهار شاخه تقسیم میکنند. «مرزبندی با فاسقان» و نفرت درونی از آنان و دوری گزیدن عملی از اهل فسق و فجور (شَنَآنِ الْفَاسِقِين) را در کنار «امر به معروف» و «نهی از منکر» و «موضعگیری صادقانه» به عنوان یکی از شاخههای چهارگانه جهاد ذکر میکنند.
یکی از مهمترین و بیسابقهترین خدمات امام باقر (علیه السلام) به جامعه اهل ولایت، این بود که آنان را از «اقلیتی پیرو» به «فرهیختگانی پیشرو» تبدیل کردند.