«اسرائیل، آماده حمله به تأسیسات هستهای ایران میشود»، این تحلیل را سیانان به نقل از «چند مقام آمریکایی» بینام و نشان منتشر کرده و افزوده است: «چنین حملهای، گسستی آشکار از موضع دونالد ترامپ خواهد بود... ما تلاش خود را برای جمعآوری اطلاعات تشدید میکنیم تا در صورت تصمیم اسرائیل برای حمله، به آنها کمک کنیم».
رهبر معظم انقلاب در دیدار با نمایندگان مجلس خبرگان رهبری طی بیاناتی، سؤالات و شبهههایی را که در ذهن جوانان ایجاد میشود، تشبیه به تحریم کردند. ایشان افزودند: «همانطور که تحریمها باعث پیشرفت در عرصههای مختلف دفاعی، درمانی و سلامت شد و چنانکه تحریم نمیبود، پیشرفتهای فنی و صنعتی به وجود نمیآمد، شبهات نیز موجب مطالعه و فکر و تحقیق برای پاسخگویی میشود. پس نباید از شبهه رنجید و ناراحت شد. برای رفع شبهه، نیازمند بیان منطقی و اقناعی هستیم و باید مراقب باشیم حرف سست و بیمنطق نزنیم؛ بلکه برای مواجهه با شبهه بایستی کاملا آماده شد.»
در قانون اساسی، داشتن رابطه نیکو با کشورهایی که قصد سلطه و دخالت در امور ایران ندارند، یک اصل بنیادین است و آمده است: «سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران بر اساس... روابط صلحآمیز متقابل با دوَل غیر محارب استوار است.» (اصل ۱۵۲ قانون اساسی)
همینطور که اینسو در انتظار بارش کار فرهنگی از آسمان نشسته، آنسو، حلقه دوم زنجیرهای را آغاز کرده که بسی از حلقه آغازین، مهلکتر است؛ پروژهای که اینبار جذّابتر، تخصصیتر و خلّاقانهتر کلید خورده است. زنجیرهای که با مصی علینژاد از «پوشش» آغاز شد، اکنون با پرستو صالحی به «رابطۀ جنسی» رسیده است. مشابهتهای این دو مسیر، بهنیکی مقصد واحد آن را هویدا نموده؛ ابزار هر دو، زن، چهره رسانهای، ترک وطن کرده، با پشتیبانی حرفهای رسانه که در دو سرمشق متنوّع، قطعات یک جورچین را تکمیل میکنند.
۱. بدن بیدغدغه؛ زیستن به جای نمایش دادن در جاهایی از جهان که زندگی شهری و سرمایهداری هنوز کاملاً حاکم نشده، زنانی را میبینیم که بدن برایشان مسئلهای ایجاد نمیکند. بدنشان مانند ابزاری ساده برای زندگی روزمره عمل میکند: راه رفتن، کار کردن، همدردی کردن و بچه بغل کردن. برای این زنان، بدن «نامرئی» است. نه به این معنا که آن را انکار میکنند؛ بلکه چون از درون آن زندگی میکنند، نه اینکه مدام به خود بدن فکر کنند.
عظمت حضور بهنگام یک ملت در میدان، ابرقدرتها را منفعل میکند، چه رسد به نشریات اصلاحطلب که با عبور از موضع مبتذل خاتمی، در برابر عظمت جشن ۲۲ بهمن سر فرود آوردند.
فتنه 1041 علاوه بر اینکه متضمن حوادث تلخ و جانکاهی بود، حامل حقایق سیاسی و اجتماعی و معرفتی زیادی است که نباید گذاشت این واقعه همراه با درسها و عبرتهای آن به محاق رود و مبنایی برای اصلاح کنشگری های سیاسی و اجتماعی و درک دشمن ملت قرار نگیرد. بویژه که از این پس، همه عوامل رسانه ای جریانات ضد انقلاب و برانداز، در تولید آگاهی کاذب (جابجایی مقام شهید و جلاد) بیش از پیش تلاش خواهند کرد. از این رو، باید در راستای ضرورت " جهاد تبیین " همواره ساحتهای مختلف این موضوع را مورد کنکاش و روشنگری قرار دهیم.