اشاره: ایران باید در سیاست و تعاملات خارجی خود، شرق را انتخاب کند یا غرب را؟ یا شاید هر دو را؟ این سؤالی است که همیشه مطرح بوده؛ ولی این روزها بیشتر از گذشته به آن اندیشیده میشود. این انتخاب تا زمانی که قرار نباشد ایران را به کشوری تابعه تبدیل کند، هیچ مغایرتی با شعار «نه شرقی، نه غربی» که از ابتدای انقلاب راهنمای سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران بوده است، ندارد. اما حالا جواب درست کدام است؟
فارغ از امکان وقوعی جنگ که رسانههای معاند بهصورت پرتکرار در این چند روز اخیر پیگیری میکنند و مسئولان ارشد نظام نیز پاسخهایی را در سطوح مختلف مطرح میکنند، باید در باب جنگ بیندیشیم و صحبت کنیم تا هوشیاری اجتماعی و کمربند شناختی، به جای غفلت و غافلگیری جمعی، نقش پدافند غیرعامل را در موعد مقرر ایفا نماید.
علت غایی و هدف اصیل تشکیل نظام اسلامی، تحقق ارزشهای الهی است که خداوند متعال با نص صریح در کلام خود آن را بیان داشته است: «الَّذينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّكاةَ وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ وَ لِلَّهِ عاقِبَةُ الْأُمُورِ» (حج/41) این آیه ویژگی محوری حاکمیت اسلامی را روشن نموده و هدف از تشکیل حکومت را اقامه ارزشهای الهی ذکر مینماید.
یک زمانی بسیار شایع شده بود افرادی میگفتند «باید گفتمان کنیم»، از نشانههای «فضل» بود! حالا رایج شده میگویند «باید تغییر پارادایم بدهیم». کأنه پارادایم دندهی خودرو است. بزرگواران! آن چه که دنبالش هستید را صریح بگویید. طامات نبافید. تنِ توماس کوهن را هم در گور نلرزانید.
بزرگواری مقالهای در جریدهی فرنگی نوشته و در پایان گفتهاند: «انتخاب پیش روی ایران، منطقه و قدرتهای جهانی واضح است: ادامه گذشته فاجعهبار، یا شجاعت برای ساختن آیندهای مشترک. زمان تغییر پارادایم فرا رسیده است.»