مادر شهید والامقام، سبیل اخلاقی در مورد خاطرات فرزند شهیدش میگویند در یک غروب شهید سبیل اخلاقی نزد من آمد و گفت مادر جان من میخواهم به جبهه بروم. گفتم پسرم تو تنها فرزند پسر من هستی و من جز تو و سه خواهرت در حال حاضر کسی را ندارم. خودت میدانی که پدر برای کار کردن به جای دیگر رفته و ما تنها تو را به عنوان مرد در خانه داریم. اما شهید میگفت مادر هر طور شده باید به جبهه بروم چه شما دلت بخواهد یا نخواهد. اگر خواست خدا شاید من شهید شوم و من شهادت را دوست دارم و با شهادت و ریختن خون امثال من است که ما در جنگ پیروز میشویم.
از جمله بچههایی بود که وقتی وضو میگرفت، از شست پا تا فرق سرش را خیس آب میکرد. ایکاش فقط خودش را خیس میکرد، تا چهار نفر این طرف و آن طرف خودش را هم بینصیب نمیگذاشت. صدای شالاپ و شلوپ دست و رو شستنش را هم که دیگر نگو و نپرس. برای بچههای قدیمی، این وضع عادی شده بود؛ ولی بچههایی که سر زباندارتر، وسواسیتر و ناآشنا بودند، میگفتند: "وضو میگیری یا ما رو غسل میدهی؟! "
اولین شرط لازم برای پاسداری از اسلام، اعتقاد داشتن به امام حسین (علیه السلام) است. هیچکس نمیتواند پاسداری از اسلام کند؛ در حالی که ایمان و یقین به اباعبدالله الحسین (علیه السلام) نداشته باشد. اگر امروز ما در صحنههای پیکار میرزمیم و اگر امروز ما پاسدار انقلابمان هستیم و اگر امروز پاسدار خون شهدا هستیم و اگر مشیت الهی بر این قرار گرفته که به دست شما رزمندگان و ملت ایران، اسلام در جهان پیاده شود و زمینه ظهور حضرت امام زمان (عج) فراهم گردد، به واسطه عشق، علاقه و محبت به امام حسین (علیه السلام) است. من تکلیف میکنم شما «رزمندگان» را به وظیفه عمل کردن و حسینوار زندگی کردن.