امام باقر علیه السلام فرمودند:  به خدا سوگند که او (مهدی (علیه السلام)) مضطر (حقیقی) است که در کتاب خدا آمده می فرماید: «اَمَّن یجیب المضطر اذ ادعاه و یکشف السؤ...» بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٤١ 

لبخند جبهه 1130

وضو مي‌گيري يا من را غسل مي‌دهي
از جمله بچه‌هایی بود که وقتی وضو می‌گرفت، از شست پا تا فرق سرش را خیس آب می‌کرد. ای‌کاش فقط خودش را خیس می‌کرد، تا چهار نفر این طرف و آن طرف خودش را هم بی‌نصیب نمی‌گذاشت. صدای شالاپ و شلوپ دست و رو شستنش را هم که دیگر نگو و نپرس. برای بچه‌های قدیمی، این وضع عادی شده بود؛ ولی بچه‌هایی که سر زبان‌دارتر، وسواسی‌تر و ناآشنا بودند، می‌گفتند: "وضو می‌گیری یا ما رو غسل می‌دهی؟! "
 
 
فرازی  از وصیت نامه شهید چمران
به خاطر عشق است كه خدا را حس می كنم...
"...به خاطر عشق است که فداکاری می‌کنم. به خاطر عشق است که به دنیا با بی‌اعتنایی می‌نگرم و ابعاد دیگری را می‌یابم. به خاطر عشق است که دنیا را زیبا می‌بینم و زیبائی را می‌پرستم. به خاطر عشق است که خدا را حس می‌کنم، او را می‌پرستم و حیات و هستی خود را تقدیمش می‌کنم. «عشق» هدف حیات و محرک زندگی من است. زیباتر از عشق، چیزی ندیده‌ام و بالاتر از عشق چیزی نخواسته‌ام. عشق است که روح مرا به تموج وا می‌دارد، قلب مرا به جوش می‌آورد، استعدادهای نهفته مرا ظاهر می‌کند، مرا از خودخواهی و خودبینی می‌رهاند، دنیای دیگری حس می‌کنم، در عالم وجود محو می‌شوم، احساسی لطیف و قلبی حساس و دیده‌ای زیبابین پیدا می‌کنم. لرزش یک برگ، نور یک ستاره دور، موریانه کوچک، نسیم ملایم سحر، موج دریا، غروب آفتاب، احساس و روح مرا می‌ربایند و از این عالم به دنیای دیگری می‌برند… اینها همه و همه از تجلیات عشق است. برای مرگ آماده شده‌ام و این امری است طبیعی که مدت‌هاست با آن آشنا هستم؛ ولی برای اولین‌بار وصیت می‌کنم. خوشحالم که در چنین راهی به شهادت می‌رسم. خوشحالم که از عالم و ما فیها بریده‌ام. همه چیز را ترک گفته‌ام. علائق را زیر پا گذاشته‌ام. قیدوبندها را پاره کرده‌ام. دنیا و ما فیها را سه‌طلاقه گفته‌ام و با آغوش باز به استقبال شهادت می‌روم..."