آمریکا در آستانه هر دور از مذاکرات با اعمال تحریمهای تازه، تهدیدهای علنی و پیششرطهای غیرقانونی، عملاً مسیر مذاکرات را به بنبست کشانده است. ترامپ و وزیر خارجهاش با تکرار لحن تهدید و انکار حق غنیسازی، نشان دادند آنچه واشنگتن به دنبالش است، «تسلیم ایران» است نه «توافق برابر». در چنین شرایطی، اگر این اقدامات خصمانه بیپاسخ بماند، تنها به تشدید زیادهخواهی طرف مقابل منجر خواهد شد و نباید از شکست دیپلماسی تعجب کرد.
با کدام منطق و مدرک، حمله مسلحانه اراذل و اوباش به مدافعان امنیت را مصداق محاربه نمیدانند؟! آیا کسانی که برای دفاع از جان و مال و ناموس مردم، جان خود را به خطر انداختند، جزء مردم نیستند؟!
در روزگاری که آمریکا و غرب دیگر نمیتوانند نقش بلامنازع و هژمون خود را در هندسه قدرت جهانی ایفا کنند، ایران با بهرهگیری از ظرفیتهای منطقهای و جهانی، مسیر «دیپلماسی چندجانبه» را با قدرت و قاطعیت در پیش گرفته است. این نشان میدهد نه واشنگتن قبله آمال دستگاه دیپلماسی، و نه لبخندهای دیپلماتیک غرب، تعیینکننده آینده سیاست خارجی کشور است.
حوزه انقلابی، همیشه آماده و مسلح در میدان حضور دارد. حوزه انقلابی، حوزهای است که وقتی از سوی جریانهای بیرونی نظام تهدید میشود، سینه خود را سپر میکند.
در ماههای اخیر، اشرار جنایتکار بهواسطه فضایی که تروریستهای رسانهای در خارج از کشور و مزدوران دشمن در داخل مهیا کردند، ۶۷ نفر از مدافعان امنیت را با وحشیانهترین شکل ممکن، به شهادت رساندند.
از سال 32 تا 42 که دوران اختناق و خفقانش میتوان نامید هر فریادی در گلو خاموش میشد تا اینکه در سال 42 امام خمینی (ره) در اعتراض به لایحه کاپیتولاسیون قیام کردند و جنبش دانشجویی به همراه جنبش طلاب و فضلا به حرکت انقلابی امام ره پیوستند.