براساس پیشبینی آمارها، ایران در سال ۱۴۲۰ به دوره «سالمندی مفرط جمعیتی» میرسد، و حدود ۲۵ درصد از جمعیت کل کشور در گروه سنی بالای ۶۰ سال قرار میگیرند؛[1] بهویژه موج جمعیتی سالهای ۷۰-۱۳۵۵ که اکنون بیشتر آنها در سن کارند، بهتدریج به سالمندان کشور افزوده میشوند.[2]
مولفههای قدرت علمی، دفاعی، صنعتی، موشکی، پهپادی کشورمان، تدین و نشاط و سرزنده بودن مردم و مهمتر از همه حمایت ملت ایران از نظام و ایستادگی آنان در مقابل فتنهها و توطئههای بین المللی، و چرخش مدیریت جهان از امریکا به سمت چین، روسیه و ایران، عربستان سعودی را مجبور به تغییر موضع و رفتار کرد.
رهبر بصیر و حکیممان، امام خامنه ای در ۱۱ آبان ۱۴۰۱ فرمودند: «علائم زیادی وجود دارد که نظم کنونی جهان دارد تغییر پیدا میکند و نظم جدیدی بر جهان حاکم خواهد شد... دست و پای آمریکا از حضور در سراسر جهان جمع خواهد شد.»
رئیسجمهور ایالات متحده آمریکا، دونالد ترامپ، با وقاحتی مثالزدنی و با همراهی سناتورهای تندرو و متحدان صهیونیستیاش، پردهای جدید از سناریوی فشار سیاسی علیه ملت ایران را کلید زدهاند. سناریویی که این بار نه از مسیر تحریم یا تهدید نظامی،؛ بلکه از مسیر جنگ روانی و تحریف تاریخی دنبال میشود.
پشتپرده ماجرای مسمومیت زنجیرهای دانشآموزان دختر در برخی مدارس کشور که همچنان ابعاد و کموکیف آن در هالهای از ابهام است، آرامآرام در حال رو شدن است.
نکته مهم این است که شبکه خارجی و داخلی جنگ ترکیبی و آشوب، از وعده و سودای براندازی جمهوری اسلامی در اواخر شهریورماه، به ارتکاب جنایات مشمئزکنندهای مانند مسمومسازی دختران دانشآموز و هراسافکنی رسیدهاند.
بیش از 18 ماه از نسلکشی مردم غزه توسط اسرائیل میگذرد و جهان بهتدریج نسبت به رنج فلسطینیان بیتفاوتتر شده است. تصاویر کودکانی که سرشان قطع شده است و پیکرهای تکهتکهشده در خیابانها و محلههایی که با خاک یکسان شدهاند، دیگر خشم جهانی را برنمیانگیزد. چطور به چنین حدی از بیحسی نسبت به نابودی نظاممند یک ملت رسیدهایم؟ چگونه است که نابودی زندگی و آینده مردم فلسطین با چنین بیتفاوتی سردی مواجه میشود؟