ریشهیابی رفتار ایرانستیزانه جمهوری باکو را باید از آغاز شکلگیری این دولت، با ربودن نام آذربایجان تاریخی ایران در ۲۸ می ۱۹۱۸ جستوجو کرد که در طول ۱۰۳ سال، هماکنون به جایی رسیده که نهتنها نامهای تاریخی ایرانی بادکوبه و شوشی را تحریف شده معرفی میکنند؛ بلکه منکر هر ارتباط تاریخی باکو با ایران هستند و حتی وقیحانه ایران را اشغالگر تبریز و امپراتوری خیالی به نام آذربایجان معرفی میکنند و آرزوی حمله به ایران و اشغال تبریز را در کتابهای رسمی درسی، به کودکان خود آموزش میدهند.
زمانی از افلاطون پرسیدند: آیا مردم سخنان نادرست را باور میکنند؟ افلاطون پاسخ داد: یکی دو نسل زمان میبرد؛ آنگاه چنان باور میکنند که اگر خلافش را بگویید، شما را خواهند کشت!
این در حالی است که در درازای ۲۰۸ سال پس از قرارداد ننگین گلستان و ۱۹۳ سال پس از قرارداد ننگین ترکمانچای و پس از آن، پیمان پاریس (۱۸۵۷ و جدایی هرات و افغانستان)، حکمیت گلد اسمیت (۱۸۷۱ و ۱۸۷۲ و جدایی بلوچستان بزرگ و کلات و سیستان بزرگ) و پیمان آخال (۱۸۸۱ و جدایی مرو و ورارود و شرق کاسپین)، ملت ایران، جدایی ۱۷ شهر قفقاز را هیچگاه برنتافته و آن را چونان سمبلی از غم و حسرت و خسران ملی، همچنان درحافظهی جمعی خود محفوظ نگاهداشته است.
ریشه نامهای پارسی ۱۷ شهر قفقاز، خود سندی است از هویت آن سامان. ازجمله شهر دربند به عنوان جنوبیترین و تاریخیترین و تنها شهر شیعهنشین روسیه، بنیانگذاری شده به دست قباد یکم ساسانی و انوشیروان ساسانی.
جمهوری باکو در حالی منکر ایرانی بودن شهرهای قفقاز ازجمله بادکوبه شده که این نامها به صراحت در فصل سوم عهدنامهی گلستان، به تاریخ دوشنبه ۳ آبان ۱۱۹۲ خورشیدی، برابر با ۲۵ اکتبر ۱۸۱۳ آمده است:
«اعلیحضرت قدر قدرت، پادشاه اعظم مالک بالاستقلال ایران… ولایات قراباغ و گنجه … شکی، شیروان، قوبٌه، دربند، بادکوبه و هر جا از ولایات طالش را با خاکی که الآن در تحت تصرف دولت روسیه است و تمامی داغستان، گرجستان، محال شوره گل، آچوق باش، کورنه، مینگرلی، آبخازی و تمامی اراضی… از دریای قفقازیه الی کنار دریای خزر متصل است مخصوص و متعلق به آمپیریه روسیه میداند.»
افزونبر ۱۴ شهر جداشده در قرارداد گلستان، سه شهر (استان) دیگر شامل نخجوان، ایروان و بخشی دیگر از تالش هم در قرارداد ننگین ترکمانچای در روز پنجشنبه، یکم اسفندماه ۱۲۰۶ خورشیدی، مطابق با ۲۱ فوریه ۱۸۲۸ میلادی به اشغال روسیه در آمد و حاکمیت ایران بر کاسپین محدودترشد و مردم ایران مجبور به پذیرش کاپیتولاسیون (قضاوت کنسولی) شدند.
زدودن نام ایران از شناسنامه نظامی، برای علی اف ها آن چنان مهم است که «مرکز تحقیقاتی نظامی گنجوی» در دانشگاه آکسفورد به ابتکار نرگس پاشایئوا، خواهر همسر رئیس جمهوری آذربایجان، در سال ۲۰۱۷ دست به انتشار ترجمه انگلیسی کتابی زد که «نظامی، شاعر بزرگ آذربایجانی» نام گرفته و مراسم رونمایی از آن در موزه «لیتون هاووس» لندن برگزار شد. اما افسوس که تلاش ما ایرانیان برای شناساندن شاعری که همسایگانمان او را به جعل، علم هویت خود کرده اند، در آبادانی و مناسب سازی این روستا برای گردشگران داخلی و خارجی هم به گرد پای جعلکنندگان جایگاه او نمیرسد؛ چه رسد به اقدامات مهم دیگر.
«موسیقی عاشیقلار» در سال ٢٠٠٩ در سکوت ایران به نام دولت باکو ثبت شد و «هنر سنتی فرشبافی» آذربایجان و ساخت و اجرای تار نیز به ترتیب در سالهای ۲۰۱۰ و ۲۰۱۲ به نام دولت باکو وارد فهرست جهانی میراث ناملموس یونسکو شد.
همسایه شمال غربی ایران در سال ۲۰۱۳ نیز پروندهای را با عنوان «چوگان؛ بازی سنتی با اسب در منطقه قرهباغ» در فهرست میراث درخطر به نام خود ثبت کرد. علیرغم آنچه دولت باکو به ثبت رسانده در واقع کپیبرداری از میراث اصیل ایرانی است. سرقت «موسیقی عاشیقلار»، «تار»، «هنر سنتی فرشبافی»، «چوگان»، «مینیاتور» و صدور هویت جعلی برای «نظامی گنجوی» تنها چند مورد از مجموعه مواردی است که باکو از میراث فرهنگی ایران به نام خود سند زده است.
جمهوری آذربایجان در سالهای گذشته تلاش کرده با ساخت و نصب مجسمههای مختلف از نظامی گنجوی و حک کلمه «شاعر آذربایجانی» بر آن، تصویری تحریف گونه از نظامی گنجوی به دنیا معرفی کند. آنها البته پا را از این فراتر گذاشته اند. جمهوری آذربایجان در کنار اینکه مدال طلای «نظامی گنجوی» را به عالیترین نشان علمی تأسیس شده توسط آکادمی ملی علوم جمهوری آذربایجان بدل کرد، سال ۲۰۲۱ را که مصادف با هشتصد و هشتادمین سالگرد نظامی گنجوی بود، به عنوان سال نظامی گنجوی نامگذاری کرد و الهام علی اف با امضای این فرمان نامگذاری، معرفی مجعول این حکیم و شاعر ایرانی به عنوان شخصیت تاریخی و ملی کشور آذربایجان را در قابی رسمیتر از قبل قرار داد.
این سلسله اقدامها چنان پرشمار و تبلیغات پیرامونشان آنقدر پرحجم است که گاه باور این را که کشوری مثل جمهوری آذربایجان مقابل ایران پرشکوه و باعظمت ایستاده و برای سندزدن نام بزرگان علمی، ادبی و فرهنگی ما، از نظامی گرفته تا استاد محمدحسین شهریار تلاش میکند، دشوار میسازد.
تلاش دولت آذربایجان برای تغییر هویت مفاخر فرهنگی ایران
الهام علیاف، رئیس جمهور آذربایجان، درنطقی تلویزیونی در روز بیستم اسفندماه ۱۴۰۱ اعلام نمود که نظامی گنجوی یک شاعر آذربایجانی است و در شهر گنجه آذربایجان به دنیا آمده، زیسته و فوت کرده است. این اظهارات در حالی است که گنجه تا پیش از جدایی از ایران در جنگ با روسیه و عهدنامه گلستان، جزئی از خاک ایران بوده. نظامی گنجوی در شعری میگوید:
همه دنیا تن است و ایران دل / نیست گوینده زین قیاس خجل
همچنین در اعلامی دیگر از ایشان در فرمانی، سال ۲۰۲۱ را در این کشور، سال شناساندن حکیم نظامی گنجوی به عنوان شاعر آذربایجانی به جهانیان اعلام کرد.
غنیمتگیری فرهنگی و طمع داشتن به فرهیختگان و مشاهیری که هویت چند قرنه یک ملت را نمایندگی میکند، نمیتواند عامل ترمیم بحران هویت باشد. آذربایجان با ارج نهادن بر دیروز میتواند امروز و فردای خود را نه با انکار، بلکه با پذیرش واقعیتها بیمه کند.
نظامی در فاصله سالهای ۶۰۲ تا ۶۱۲ در گنجه درگذشت و آرامگاهی به او در همان شهر منسوب است. در دهه نود خورشیدی، پس از تصمیم دولت آذربایجان، اشعار گنجوی در آرامگاه او که همگی به زبان فارسی هستند، پاک و تخریب شدند. کتیبههای مقبره نظامی گنجوی در جمهوری آذربایجان که مزین به اشعار فارسی این شاعر بزرگ ایرانی است برچیده شدند و زندگینامه و ترجمه اشعار وی به زبان ترکی جایگزین آن شد. اقدامی که تلاش دولت آذربایجان برای تغییر هویت مفاخر فرهنگی ایران و جعل تاریخ محسوب میشود.
باکو، دولتهای همسو و جریانهای هم منافع آن، دقیقاً به این تکنیک واقفند. در همین راستا، جمهوری آذربایجان حدود یک دهه پیش، برای تحریف هویت و اصالت شاعر پرآوازه ایرانی، نظامی گنجوی، پرداخت ۱۱۰۰۰۰ یورو به شهرداری رم را به جان خرید و مجسمه نظامی را در پایتخت ایتالیا و با عنوان شاعر متعلق به جمهوری آذربایجان نصب کرد؛ همان طور که مجسمه بابک خرمدین، سردار بزرگ ایران زمین را هم با عنوان سرداری ترک، تجزیه طلب و ضد ایرانی جا زد و سالها است که دولت ترکیه مولانای بزرگ را شاعری ترکیهای معرفی میکند و کشورهای عربی، ابوعلی سینا، بیرونی، رازی و… را عرب مینمایانند.
نظامی در زمره گویندگان توانای شعر پارسی است که نهتنها دارای روش و سبکی جداگانه است؛ بلکه تأثیر شیوه او بر شعر پارسی نیز در شاعرانِ پس از او آشکارا پیداست. نظامی از دانشهای رایج روزگار خویش (علوم ادبی، نجوم، فلسفه، علوم اسلامی، فقه، کلام و زبان عرب) آگاهی گستردهای داشته و این ویژگی از شعر او به روشنی دانسته میشود. روز ۲۱ اسفند در تقویم رسمی ایران روز بزرگداشت نظامی گنجوی است.
بیشک اشعار نظامی گنجوی، تبلور عینی هویت سرزمینی است که زبان فارسی تا قبل از مهاجرت و تسلط قبایل ترک، زبان غالب درآن بوده و تغییر کتیبهها، تغییری در این واقعیت تاریخی ایجاد نخواهد کرد. ادامه دارد...