جنگ رسانهای باکو برای بازپسگیری خاکریز فرهنگی ایران، مدتهاست که شعلهور شده و متأسفانه رسانههای رسمی و مطرح کشورمان، جانب فرهنگی و عرق تمدنی ایران بزرگ در ازمنه گذشته و اکنون و آینده را بهویژه در حوزه فرهنگ و ادب، دور از ذهن نگاه داشتهاند.
عبارات و اقداماتی که در این عرصه رخ میدهد، نشانگر آن است که رسانههای باکو هم وارد میدان شده و «ایرانزدایی» را به هر شیوه و با هر زبان و با بداخلاقی فرهنگی و سیاسی از هرجا و هر قلمرو ممکن در دستورکار قرار دادهاند.
باکو و علیاف، زندگی نظامی گنجوی را در فیلم سینمایی تحریف کردند!
جنگ رسانهای باکو برای بازپسگیری خاکریز فرهنگی ایران، مدتهاست که شعلهور شده و متأسفانه رسانههای رسمی و مطرح کشورمان، جانب فرهنگی و عرق تمدنی ایران بزرگ در ازمنه گذشته و اکنون و آینده را بهویژه در حوزه فرهنگ و ادب، دور از ذهن نگاه داشتهاند. رسانههای باکو در حالی از آماده شدن فیلم سینمایی «داستان عاشقانه» (سئوگی حکایه سی) با هدف تحریف زندگی نظامی گنجوی، شاعر پارسیگوی قرن ششم هجری قمری و با هدف سو استفاده از نام این شاعر بزرگ، برای اباحهگری فساد، تحت نام عشق و دوستی خبر دادهاند که تولید و اکران آن فقط یکی از حلقههای رشته اقدامات جمهوری آذربایجان برای مصادره به مطلوب سرمایههای ادبی، فرهنگی و تاریخی تمدن بزرگ ایران است. صدای توپخانه فرهنگی و ترجمه آثار نظامی تا یونسکو و سازمان ملل شنیده شد، تا جایی که باکو اعلام کرد: در سالی که به اسم «نظامی گنجوی» نامگذاری کرده، موفق شده کتاب «هفتپیکر» را به زبانهای اسپانیایی، روسی و انگلیسی ترجمه کرده و به اروپا بفرستد؛ اما در مقدمه کتاب در خصوص نظامی گنجوی، عنوان «شاعر پارسی» را برداشته و او را «شاعر ملی جمهوری آذربایجان» خوانده است؛ زیرا قبلاً در پیشگفتار کتاب در خصوص نظامی گنجوی نوشته شده بود: «شاعر بزرگ پارسی» و باکو این را نمیخواست تا با یک کلمه، استیلای ادبی ایران را بر بالای سر خود ببیند! به فرمان مستقیم الهام علیاف، وزارت فرهنگ آذربایجان اشعار کاشیکاری شده فارسی بر بدنه مقبره نظامی گنجوی در شهر گنجه را هم برداشت و با اشعار ترکی جایگزین کرد و کار بدانجا کشید که سفیر جمهوری آذربایجان در لندن نیز علیه معرفی نسخه خطی خمسه نظامی گنجوی به عنوان «اثر فرهنگی ایرانی» در «کتابخانه ملی انگلستان» برآشفت. اما فرهنگستان زبان و ادب فارسی و دیگر مراکز فرهنگی ایران بهویژه شورایعالی انقلابفرهنگی و وزارت میراثفرهنگی کشورمان، در کمال خونسردی و لبخندزنان، این اقدام باکو را محکوم نموده و به این محکومیت بسنده نمودند. بسندهای که اکنون در یونسکو این اقدام برای جمهوری اسلامی ایران ناپسند شد.
عبارات و اقداماتی که در این عرصه رخ میدهد، نشانگر آن است که رسانههای باکو هم وارد میدان شده و «ایرانزدایی» را به هر شیوه و با هر زبان و با بداخلاقی فرهنگی و سیاسی از هرجا و هر قلمرو ممکن در دستورکار قرار دادهاند. به همین منظور گزارشهای ساختگی از کشف برخی نسخههای خطی از به اصطلاح دیوان ترکی نظامی گنجوی در کتابخانههای مشهوری نظیر کتابخانه اسکندریه مصر منتشر میکنند و از انتقال این نسخهها به کتابخانه مؤسسه نسخ خطی باکو خبر میدهند!
ورزش زورخانهای و پهلوانی ایرانیان نیز دزدیده شد!
تلاش باکو برای مصادره میراث معنوی ایرانیان در حالی صورت میگیرد که مدیرکل ثبت و حریم آثار و حفظ و احیا میراث معنوی و طبیعی وزارت میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی در واکنش به این موضوع به ایرنا گفته است: «اینکه دولت باکو پروندهای نزدیک به عنوان و موضوع پرونده ایران را ثبت کرده، از منظر کنوانسیون یونسکو در حوزه میراثفرهنگی ناملموس، نه تنها خللی به پرونده ایران وارد نمیکند؛ بلکه بر ترویج بیشتر این عنصر فرهنگی ناملموس تاکید دارد».
میراث ناملموس حقوق بشر یونسکو در توئیتر رسمی خود به دولت باکو تبریک گفت و در این باره نوشت: فرهنگ کشتی، بازیهای سنتی زورخانه، کشتی به تازگی در فهرست میراث ناملموس به ثبت رسیده است. این در حالی است که آئینهای پهلوانی و زورخانهای که قدمت باستانی در ایران داشته و پیشینه آن به دوران هخامنشی بازمیگردد، در ۲۵ آبانماه ۱۳۸۹ در فهرست میراث معنوی یونسکو توسط ایران به ثبت جهانی رسیده بود. در مهلت قانونی مرسوم نیز هیچ کشوری درخواست تشکیل پرونده مشترک و تبدیل به میراث معنوی مشترک دو دولت را مطرح نکرد. اما باکو نهتنها پیوستن به پروندهی پیشین که به نام ایران ثبت شده را نمیپذیرد؛ بلکه به دنبال ثبت مستقل آن است. سال گذشته باکو از یونسکو خواست ورزشهای زورخانهای را به نام این دولت ثبت کنند؛ چرا که این ورزش را متعلق به خود و ورزش اجدادی خود میداند. این در حالی است که در یکسال گذشته فدراسیون زورخانهای ایران میتوانست با رایزنی جلوی این اقدام را بگیرد.
همچنین پاویون دولت باکو در اکسپوی ۲۰۱۵ میلان کتاب نفیسی را شامل مینیاتورهای ایرانی با عنوان «مینیاتور آذربایجان» به بازدیدکنندگان عرضه کرد. در این کتاب با امتناع از ذکر نام ایران، شهرهای اردبیل، تبریز، مراغه و ارومیه (در استانهای اردبیل و آذربایجان شرقی و غربی ایران) تا ایروان (پایتخت جمهوری ارمنستان) و باکو، قلمرو هنر این کشور توصیف شده است.
نکتهی عجیبتر اینکه در این کتاب، تصویرهایی از کتابهای قدیمی خطی و نگارگری ایرانی بهعنوان نمونههایی از مینیاتور آذربایجان ارائه شده بود. آنها بروشورها و هدایای تبلیغاتی هم برای مخاطبان در نظر گرفته شده بودند که مواردی از جمله عرضه فرش تبریز به عنوان یکی از صنایعدستی این کشور ذکر شده بود. به جز اینها در اوایل آذرماه ۱۴۰۱ بود که خبرهایی مبنی بر حذف عنوان شاعر پارسی از دیوان شعر نظامی در دولت باکو و معرفی این شاعر ایرانی به نام شاعر ملی این کشور همسایه، در برخی خبرگزاریها و وبگاههای خبری انتشار یافت و بار دیگر واکنشهای استادان زبان و ادبیات فارسی و ترکی و دلسوزان به میراث و فرهنگ اصیل ایران را برانگیخت.دولت باکو همچنین در سال جاری اعلام کرد: امسال کتاب «هفتپیکر» را برای ارسال به اروپا به زبانهای اسپانیایی، روسی و انگلیسی ترجمه کرده است و در توضیحات مربوط به نظامی گنجوی، عنوان «شاعر پارسی» را برداشته و آن را «شاعر ملی جمهوری آذربایجان» خوانده است! این در حالی است که به گفته مجتبی عالمخواه، پژوهشگر و استاد پیشین ادبیات دانشگاههای گیلان، ۱۰۰ درصد اشعار نظامی به زبان فارسی است و اینکه نظامی ساکن گنجه بوده و این شهر در حال حاضر جزو قلمرو جمهوری آذربایجان است، دلیل بر ترک بودن این شاعر نیست.طبق قوانین یونسکو با توجه به آنکه پس از ثبت نهایی، امکان درخواست برای تبدیل ثبت انحصاری به ثبت مشترک وجود ندارد، فرصت اعتراض ایران به این تصمیم از دست رفته است. در صورت اعتراض ایران، آذربایجان راهی جز پذیرش این خواسته ایران به واسطه مقررات یونسکو نداشت؛ بنابراین آنچه کتمان نشدنی است، سوءمدیریت داخلی و اهمال مسئولین ایرانی در این امر است و انتظار میرود در این زمینه شاهد پاسخگویی مسئولین مرتبط باشیم.
ادامه دارد...