از هفت قطعنامهای که با فعال شدن مکانیسم ماشه از حالت تعلیق در خواهند آمد، سه قطعنامه مربوط به زمانی است که علی لاریجانی دبیر شورایعالی امنیت ملی بوده است. سه قطعنامه نیز مربوط به زمان دبیری جلیلی و یک قطعنامه مربوط به زمان دبیری شمخانی است.
- قطعنامه ۱۶۹۶ (سال ۲۰۰۶) – الزام ایران به تعلیق غنیسازی اورانیوم. (لاریجانی)
جنگ ۱۲ روزه، یکی از پیچیدهترین و حساسترین آزمونهای تاریخ معاصر ایران بود که در آن، دشمن صهیونیستی با حملات ددمنشانه، قصد تضعیف روحیه ملت و نظام را داشت. در چنین شرایط خطیری، حضور به موقع، آرامش و فرماندهی مستقیم مقام معظم رهبری، نقطه عطفی در مسیر این نبرد نابرابر ایجاد کرد و نقش رهبری را به عنوان کانون وحدت، امید و تصمیمگیری در بحران، بیش از پیش نمایان ساخت.
برای یک ناظر بینالمللی واقعگرا، مشاهده چنین صحنهای در روابط بینالملل و رفتار دستگاه دیپلماسی تعجببرانگیز است و برای هر ایرانی سرافراز، مایه سرافکندگی و شرمساری!
در کالبدشناسی جریانهای سیاسی، عملکرد آنها در دوران تصدی قدرت، گواه صادقی بر ماهیت واقعیشان است. برخی جریانها، اگرچه در پوشش حامی مردم ظاهر میشوند؛ اما در باطن از بیماریهای مزمنی مانند خودشیفتگی قدرت، سادهلوحی در عرصه بینالملل و عدم عزت نفس رنج میبرند.
از جمله ظرفیتهایی که رژیم صهیونیستی در حمله ددمنشانه و ترکیبی خود در جنگ تحمیلی ۱۲ روزه علیه ایران اسلامی به کار گرفته و روی آن برای فروپاشی نظام از طریق بیثباتی و شورش داخلی و سپس تجزیه کشور حساب کرده بود، گروهکهای تجزیهطلب قومی - مذهبی و برانداز بودند. اما مواجه شدن این طرح خبیثانه و احمقانه با صف محکم اتحاد و انسجام ملی و شکست سریع تهاجم نظامی دشمن، مهلت ورود این گروهکها را برای اقدامات تروریستی مسلحانه فراهم نکرد و با وجود آمادگی برای پادویی صهیونیستها و دریافت دستورات عملیاتی، بلاتکلیف مانده بودند.
برخی دغدغهمندان و دلسوزان تأکید میکنند که در جهاد تبیین و روشنگری، بحث را بر سر اشخاص نبریم. این حرف اگر به معنای شخصی و جناحی نکردن مسائل باشد، بسیار درست است؛ اما اگر به این معنا باشد که از شخصیت (مجموع عقاید، تفکر، مواضع و عملکرد) افراد سخن (نقد و تمجید و...) نگوییم، شدیداً غلط است.