از هفت قطعنامهای که با فعال شدن مکانیسم ماشه از حالت تعلیق در خواهند آمد، سه قطعنامه مربوط به زمانی است که علی لاریجانی دبیر شورایعالی امنیت ملی بوده است. سه قطعنامه نیز مربوط به زمان دبیری جلیلی و یک قطعنامه مربوط به زمان دبیری شمخانی است.
- قطعنامه ۱۶۹۶ (سال ۲۰۰۶) – الزام ایران به تعلیق غنیسازی اورانیوم. (لاریجانی)
- قطعنامه ۱۷۳۷ (سال ۲۰۰۶) – تحریم فعالیتهای حساس هستهای و ممنوعیت انتقال فناوری. (لاریجانی)
- قطعنامه ۱۷۴۷ (سال ۲۰۰۷) – تشدید تحریمها، محدودیتهای مالی و تسلیحاتی. (لاریجانی)
- قطعنامه ۱۸۰۳ (سال ۲۰۰۸) – محدودیتهای بانکی، بازرسی محمولهها، ممنوعیت بیشتر سفر مقامات. (جلیلی)
- قطعنامه ۱۸۳۵ (سال ۲۰۰۸) – تأکید مجدد بر تعهدات ایران و تکرار خواستههای قبلی. (جلیلی)
- قطعنامه ۱۹۲۹ (سال ۲۰۱۰) – تحریم تسلیحاتی جامع، محدودیت بانکی و کشتیرانی. (جلیلی)
- قطعنامه ۲۲۲۴ (۲۰۱۵): تمدید مأموریت گروه کارشناسان نظارت بر تحریمها. (شمخانی)
متهم اصلی در برقراری تحریمهای ظالمانه علیه مردم ایران، آمریکا و اروپا هستند و نباید انگشت اتهام را در درجه اول رو به نیروهای خودی بگیریم. منتها اگر قرار است مقصران احتمالی داخلی را شناسایی کنیم باید ببینیم چه اتفاقی در بین سالهای 1380 تا 1384 (که دوران ریاست خاتمی و دبیری حسن روحانی بود) رخ داده است که به یکباره و بعد از اتمام آن دوران، چندین قطعنامه سنگین به فاصله دو سال علیه ایران در شورای امنیت به تصویب رسیده است!
برخی طوری وانمود میکنند گویی پرونده هستهای ایران همزمان با دبیری جلیلی آغاز شده است؛ اما در واقع این پرونده با خیانت برخی از عوامل دولت خاتمی و لو رفتن سایت هستهای فردو و درز اطلاعات هستهای به خارج از کشور در همان دوران شروع شد و دولت خاتمی به صورت داوطلبانه همه چیز را تعطیل کرد!
سنگینترین تحریمهای آمریکا و اروپا علیه ایران نیز همزمان و کمی بعد از فتنه 88 به تصویب رسید و به اذعان خود غربیها، نشانه واضح همکاری غرب با اصلاحطلبان برای فلج کردن جمهوری اسلامی بود. جان مک کین، سناتور معروف آمریکایی در خرداد همان سال پس از تصویب قطعنامه ۱۹۲۹ در «بنیاد ملی دموکراسی» درباره ضرورت وضع قطعنامه ۱۹۲۹ میگوید: «بالاخره قطعنامه تحریمهای بیشتر علیه ایران به تصویب رسید... ما باید در کنار جنبش سبز بایستیم، لازم است که اهداف آنان را اهداف خود بدانیم. منافع آنان منافع ماست و تلاشهایشان، تلاشهای ما». جان بولتون مشاور قبلی امنیت ملی کاخ سفید در این باره میگوید: «این ناآرامیهای ایران در سال ۸۸ بود که گزینه تحریم ایران را که بیش از دو سال از دستور کار خارج شده بود، مجدداً به روی میز برگرداند.»
حال بعضی به دنبال آن هستند تا اینگونه وانمود کنند که چون جلیلی نتوانسته به توافق دست پیدا کند و یا چون در مذاکرات سرسخت بوده است، غربیها ما را تحریم کردهاند. این اوج رذالت و کج فهمی در تحلیل سیاسی است.
هرجایی سخن از تحریم و فشار بر جمهوری اسلامی و مردم ایران در میان است، بدون شک، نام اصلاحطلبان و عملکرد فاجعهشان میدرخشد. نگاه به زبان درازشان نکنید. مقصر اصلی خودشان هستند!