جامعه ایران در سالهای اخیر از دو واقعه فرهنگی، ضربات جبرانناپذیری را دریافت کرده است. این وقایع در حالی محقق شده که در هر دو، رهبر انقلاب حساسیت بینظیری را نشان دادند و مردم نیز با رهبر خود همنوا و همراستا بودند. در چنین شرایطی این سوال مهم مطرح است که چرا با وجود این همنوایی و پیروی و حتی تلاش حلقههای میانی، همچنان نهتنها مشکل لاینحل مانده؛ بلکه جامعه با سیل خسارات پایانناپذیر مواجه است.
روز دوازدهم آبانماه، عدهای آشوبگر با ریختن سنگ، چوب و نخالههای ساختمانی در آزادراه کرج ـ قزوین، آن را مسدود کرده و علاوه بر ایجاد اختلال در روند عبور و مرور خودروها، اموال عمومی و خصوصی مردم را تخریب میکنند. در این اثنا، سید روحالله عجمیان با لباس بسیجی، بدون داشتن هیچگونه سلاحی، همراه تعدادی از مردم، اقدام به رفع انسداد آزادراه میکند که مورد حمله آشوبگران قرار گرفته و با وضع فجیعی، مظلومانه به شهادت میرسد.
اوباش و اراذل مزدور موساد، چند ماه قبل، دو نفر به نام های منصور رسولی و یدالله خدمتی را ربودند و ضمن شکنجه و ارعاب، ویدئو هایی را که افسران موساد سفارش داده بودند، گرفتند. موساد قصد داشت، یک کار رسانه ای بسته بندی شده تمیز را ارائه کند. ویدئوها را در اختیار شبکه ماهواره ای مزدور خود در لندن گذاشت و ضمن پخش آنها، چنین القا کرد که از "دو مقام ارشد سپاه" در داخل ایران، بازجویی کرده است. این داستان سرایی دروغین، در حالی بود که یکی از دو فرد ربوده شده، یک بسیجی ساده با فعالیت های جهادی، و دیگری، کشاورز ساکن در شمال غرب کشور بود.
در نخستین ساعات سال جدید، رهبر حکیم و فرزانه انقلاب اسلامی فرمان همهجانبه سال جدید را با عنوان «سرمایهگذاری برای تولید» صادر کردند. همه آحاد ملت و همه بخشهای حاکمیتی و غیرحاکمیتی موظف به تلاشی جهادی در جهت تحقق این فرمان حکیمانه و نجاتبخشاند.
«آمریکاییها باید ثابت کنند که به دنبال مذاکره هستند.» این جملهای است که برخی مسئولان در ماههای اخیر بارها تکرار کردهاند. آمریکا اما همه چیز را به ما ثابت کرده است؛ آمریکا با تحریمهای حداکثری به ما ثابت کرده است که نه برادر؛ بلکه دشمن ایران و ملت ایران است. در برجام ثابت کرد به هیچ تعهدی پایبند نیست و با تهدیدهای گاه و بیگاهش هم ثابت میکند اهل مذاکره برابر و تعامل نیست.
اظهارنظر برخی مسئولان در قوای مجریه و مقننه، علیرغم صراحت و حرکت دقیق نمایندگان ملت در تدوین و تصویب قوانین عفاف و حجاب به نمایندگی از این ملت خون داده و مظلوم و متدین، نه تنها قابل قبول نیست؛ بلکه موجب ناراحتی و نگرانی برای آینده کشور و ایجاد دوقطبی و تشویش اذهان ملت عزیز ایران است و آنچه باید خطاب به مسئولان امر بگویم این است: و لا تهنوا و لا تحْزنوا و أنْتم الْأعْلوْن إنْ کنْتمْ مؤْمنین.
«در سایه سرو» در مقابل آثار ایرانیای که پیش از این برنده جایزه اسکار شده بودند، تفاوتهای برجستهای در محتوا دارد. اثری بیمهابا که در ارائه کجروایتی ششدانگ از جامعه ایرانی، گوی سبقت را از رقبا ربوده است. قصه، قصه اکنون ایران و مردم و حکومت آن است. در نگاه اول، این تنها یک نمایش ضد جنگ است؛ اما عمیقتر که بنگری، در سایه سرو، اثری ضد نظام جمهوری اسلامی و در پی القای وجود شکاف بین حکومت و ملت است.
در چند سال اخیر، برخی روشنفکران به «مسئله افول دینداری در جامعه ایرانی» اشاره کردهاند؛ اما آیا در دوران انقلاب اسلامی با افول دینداری مواجه شدهایم؟ پشت پرده این القای رسانهای چه چیزی وجود دارد؟