جنگهای عصر جدید، بیشتر با ادراک، باور و ذهن انسانها گره خوردهاند. در «جنگ شناختی»، هدف نه تصرف خاک؛ بلکه تغییر هویت و در نهایت، مهندسی تصمیمسازی ملتهاست. در این شرایط پیچیده که حق و باطل در هم آمیخته، جامعه نیازمند الگوهای اصیل مقاومت است؛ الگویی که در سیره و سلوک حضرت فاطمه زهرا (سلامالله علیها) به روشنی تبلور یافته است. سیره فاطمی فراتر از یک واقعه تاریخی، یک «مدل عملیاتی» برای دفاع از ادراک صحیح و بصیرت در برابر حملات تحریفگرانه است.
در روزهای اخیر انتشار خبری مبنی بر اینکه "شورای حقوق بشر سازمان ملل نماینده جمهوری اسلامی ایران را به عنوان رئیس مجمع این شورا منصوب کرد" به سرعت در صدر خروجی رسانههای جهان قرار گرفت. در این میان، شبکه ها و گروههای مخالف جمهوری اسلامی در خارج و دولتهایی که از 8 ماه پیش تاکنون با هدف براندازی نظام اسلامی دست به آشوب و اغتشاش در ایران زده بودند، از این رویداد بسیار شگفت زده و عصبانی شدند و بار دیگر شکست خفت باری را تجربه نمودند. در حاشیه این موضوع، حداقل توجه به دو نکته حائز اهمیت است:
برای جلوگیری از ریزشهای نسل جوان، باید علاوه بر نیازهای فرهنگی اجتماعی نسل جوان که در شماره - قبل مورد اشاره قرار گرفت، به نیازهای اقتصادی و سیاسی این نسل نیز توجه داشت:
نظام هایی از مراجعه به آرای عمومی وحشت دارند که ماهیت آنان غیر مردمی است؛ اما نظام جمهوری اسلامی که با خواست اکثریت مطلق مردم ایران تاسیس گردید و در طول 44 سال گذشته با حمایت و پشتیبانی قاطع ملت ایران توانسته در برابر انبوه مشکلات و دشمنی های معاندان نظام دوام آورده و روز به روز قوی تر گردد، طبعا هرگز نگران مراجعه به آرای عمومی نیست.
اجمالا باید به این نکته توجه داشت که حجاب فینفسه برای مخالفان جمهوری اسلامی اهمیت ندارد؛ بلکه این بهانهای است تا تئوری براندازی خود را به انجام رسانند. تجربه تاریخی این امر را باید در قضیه آندلس دید:
آن چه که امام خمینی (ره) درباره ولایتفقیه انجام داد، کشاندن این موضوع از عرصه نظر به ساحت عمل بود. به تعبیری هنر امام خمینی (ره) این بود که تئوری ولایتفقیه را در قالب حکومت اسلامی در عصر جدید ارائه داد.