بیشترین دلیل افسردگی ماندن و برگشت تکراری به گذشته و دلیل اضطراب و هراسها، نگرانی افراطی درباره آینده و تلاش برای پیشگیری از مشکلات احتمالی آن است. این رفت و آمد روان در دو زمانی که اکنون وجود خارجی ندارند، ما را بیمار میکند و به همین دلیل زندگی در حال و مهارتهای مرتبط با آن را سفارش میکنند. با تأملی دروندینی در این باره، به نکتههای جالبی میرسیم:
1. بازگشت به گذشته اگر هدفمند و هوشمندانه باشد، نه تنها آسیب زننده نیست، که خود آن پیشگیرانه است. زمانی که ما برای عبرتآموزی به سراغ تجربههای پیشین خود میرویم، توان تصمیمگیری عاقلانه را در خود افزایش دادهایم.
اگر روشنفکری از شما پرسید چرا اینقدر برای اربعین و امام حسین (علیه السلام) هزینه میکنید؟ چرا این پول را هزینه فقرا نمیکنید؟ این پاسخها را در آستین داشته باشید:
۱- سالانه بیش از«۷۰۰ میلیارد تومان»، خرج هزینه «کنسرتهایی» میشود که فقرا اجازه ورود به آن را ندارند؛ زیرا توان مالی که شرط ورود به کنسرت است را ندارند. چرا این هزینه را به فقرا نمیدهید؟!
بیشترین دلیل افسردگی ماندن و برگشت تکراری به گذشته و دلیل اضطراب و هراسها، نگرانی افراطی درباره آینده و تلاش برای پیشگیری از مشکلات احتمالی آن است. این رفت و آمد روان در دو زمانی که اکنون وجود خارجی ندارند، ما را بیمار میکند و به همین دلیل زندگی در حال و مهارتهای مرتبط با آن را سفارش میکنند. با تأملی دروندینی در این باره، به نکتههای جالبی میرسیم:
1. بازگشت به گذشته اگر هدفمند و هوشمندانه باشد، نه تنها آسیب زننده نیست، که خود آن پیشگیرانه است. زمانی که ما برای عبرتآموزی به سراغ تجربههای پیشین خود میرویم، توان تصمیمگیری عاقلانه را در خود افزایش دادهایم.
در جریان اعتراضات اجتماعی، تصویر و ویدئو به ابزاری اثرگذار برای شکلدهی افکار عمومی تبدیل شدهاند. محتوای بصری سریعتر باور میشود، احساسات را درگیر میکند و برای مخاطب نقش شاهد عینی دارد؛ بنابراین تحریفهای کوچک میتوانند روایتها را بهطور جدی تغییر دهند.
یکی از شیوههای رایج، بازنشر تصاویر و ویدئوهای قدیمی با ادعای تازه بودن است. همچنین برش گزینشی و حذف بخشهایی از فیلم باعث میشود روایتی ناقص؛ اما جهتدار شکل بگیرد که معنای واقعی رویداد را دگرگون میکند.
اخیراً یکی از مسئولان ارشد کشور در نشست با دانشجویان در مراسم روز دانشجو با ذکر خاطرهای از دوران جوانی بر ایده عدم مسئولیت حکومتها نسبت به ولنگاری در سطح جامعه تأکید کرد. ایشان ضمن اشاره به گرایش خود به ارزشهای اخلاقی در دوران جوانی، شکست در برابر وسوسههای درونی و عدم امتداد گرایشهای اخلاقی در رفتار جوانان را امری طبیعی جلوه داده و اینگونه القا نمودند که حاکمیت، توان بازداشتن جوانان از برخی رفتارهای غیر اخلاقی را نخواهد داشت. نتیجه این گفتار آن است که حاکمیت در این زمینه حق و مسئولیتی نسبت به شهروندان ندارد.
«محرک» اصلی خیلی از کارهای روزانهمان، میل شخصی بود. هرچه را از خوردن، خوابیدن، حرف زدن و..... اراده و طلب میکرد، به شکل عادی و غریزی، بیدرنگ فراهم کرده و لذت میبردیم.
هر چه دلمان میخواست میگفتیم، میدیدیم و میشنیدیم... نتیجه؛ تسلیم محض در برابر میل و خواهش دل...
همین است که همینجا هستیم
بُریده از آسمان و سرگردان در زمین!
یک حیوان دو پا، مثل میلیونها حیوان دو پا و چهارپا که صبح تا شام، مطابق میل و غریزه عمل میکنند!
تفاوتهای نگرشی اسلام و غرب، ریشه در مبانی فلسفی، انسانشناسی، اهداف و ارزشهای هر دو منظومه و چارچوب فکری و معرفتشناختی دارد. در تحلیل تطبیقی هر دو رهیافت، به چند محور اصلی میتوان اشاره کرد: