تجربه تفاهمنامه اسلامآباد را باید مجموعهای از درسها و هشدارها برای نظام تصمیمگیری و سیاست خارجی ایران به شمار آورد. مهمترین مسئله در این میان، فاصله میان «تعهدات روی کاغذ» و «واقعیت اجرای تعهدات» است؛ فاصلهای که در توافقات با دولت پیمانشکنی مانند آمریکا، میتواند هزینههای سنگینی برای طرف مقابل ایجاد کند.
رحلت مرجع عالیقدر و استوانه علم رجال، حضرت آیتاللهالعظمی حاج سید موسی شبیری زنجانی (قدساللهنفسهالزکیه)، ضایعهای جبرانناپذیر برای جهان تشیع، حوزههای علمیه و میراث علمی اسلام است. فقیهی که از همان دوران حیات پدر آیتالله العظمی سیداحمد زنجانی، پا به پای او در مبارزات روحانیت علیه طاغوت حضور داشت و نامش در چند اعلامیه و نامه سرگشاده مشهور علیه مقامات وقت دیده میشود.
تلاقی تحولات خونین اخیر، تجاوز آشکار جبهه متخاصم به حریم کشور و شهادت قائد شهید، بالاترین مقام عالی کشور در کنار صدها تن از مردم بیگناه، با فرا رسیدن موعد اجلاس سالانه مجمع عمومی سازمان ملل متحد، دستگاه سیاست خارجی و کانون تصمیمگیری نظام را در برابر یک دوراهی راهبردی قرار داده است: آیا رئیسجمهور باید در قلب قلمرو حامیان تجاوز حاضر شود یا منطق شرایط جنگی، بازتعریفِ میدانِ کنشگری را ایجاب میکند؟
برای پاسخ به این پرسش، تفکیک دو رویکرد کلان در روانشناسی سیاست و موازنه قدرت ضروری است: