علیاکبر عالمیان
پرتاب موفقیتآمیز سه ماهواره از پیشرفتهترین ماهوارههای تصویربرداری ایرانی به مدار لئو (مدار نزدیک زمین) یکی از صدها دستاورد ارزنده جوانان غیور کشورمان است که در دوره درخشان جمهوری اسلامی و بر اساس آموزههای اصیل انقلاب اسلامی به دست آمده است. این موفقیتها مرهون نگاه «پیشرفت محورانه» امامین انقلاب است که بر اجرای حساب شده الگوی اسلامی - ایرانی پیشرفت تاکید داشته و این بستر عظیم را برای تحول و تعالی جامعه فراهم آوردهاند.
پرتاب موفقیتآمیز این سه ماهواره تنها بخش کوچکی از فصل مُشبع حرکت رو به رشد و متعالی ملت ایران است و بیان همه پیروزیها و افتخار آفرینیها در این مقال و مجال نمیگنجد. اینها همه نشان میدهد که به تعبیر رهبر معظم انقلاب اسلامی، از «شیب تند عبور کردهایم و به قلّهها نزدیک شدهایم.» شیبهای تند روزگار در چند دهه اخیر یکییکی طی شده است و علیرغم همه سختیها و مشکلات، ملت ایران توانسته است از گردنههای پر پیچ و خم زمانه بگذرد و در آستانه رسیدن به قله تعالی و پیشرفت باشد.
در حالی که کام ملت ایران از دستاورد بزرگ و مثالزدنی اخیر شیرین شده است و دنیا نیز لب به تحسین ایرانیان گشوده است؛ اما دستهای پیدا و پنهان نمیخواهد شیرینی این پیروزیها بر کام ملت ایران بماند. این دستهای پیدا و پنهان نمیخواهد ملت ایران را در نزدیکی قله پیشرفت نشان دهد؛ بلکه اصرار عجیبی دارد تا با پروپاگاندای مدیریت شده خود، نظام جمهوری اسلامی و بهتبع آن ملت ایران را در لبه پرتگاه نشان دهد. در واقع این جریان میکوشد تا با سیاهنمایی خود از اوضاع جامعه، آینده تیره و تاری را به مردم نشان دهد و جامعه را در لبه پرتگاهی نشان دهد که در ته این پرتگاه، چیزی جز آتش و فلاکت و بدبختی نیست!
نیاز نیست تا راه دوری برویم. با یک نگاه به تیتر نشریات زنجیرهای در فردای موفقیت جوانان ایران زمین، میتوان عمق این خودفروختگی و شارلاتانیسم رسانهای را دید. هیچ خبری از این موفقیت بزرگ پوشش داده نشده است و در عوض اخبار غیر ضروری و یا سیاهنمایی در صفحه اول برخی از این نشریات، رخ مینمایاند. آیا واقعاً این پیروزی بزرگ به جای اینکه کام اینگونه از نشریات را به مانند اکثریت ملت ایران، شیرین کند، تلخ کرده است؟ آیا این پیروزی درخشان ارزش پوشش دادن را نداشته است؟
البته نباید این نکته را مورد غفلت قرار داد که سبک مدیریت برخی از مدیران کشورمان نیز در این ایجاد این سیاهنمایی و تلخکامی بیتاثیر نبوده است. نمونه بارز این مسئله را میتوان در افسارگسیختگی عجیب و غریب و بیسابقه مدیریت اقتصادی کشور دید که وضعیت بسیار نابهنجاری را رقم زده و موجب تلخکامی ملت شده است.
از برخی از مسئولین مخلص و دغدغهمند که بگذریم، افسارگسیختگی اقتصادی این روزها معلول بیعرضگی یا بیوجدانی و یا غفلت و خیانت است. هر یک از این مؤلفهها سزاوار برخورد جدی و قاطعانه نهادهای نظارتی است؛ به ویژه با توجه به اعتراضهایی که برخی اصناف در این زمینه داشتهاند و بیم آن میرود که کشور با فتنه دیگری مواجه شود، این واقعیت را میطلبد که نهادهای مسئول برای استیفای حقوق ملت به میدان بیایند و از این شلختگی مدیریتی جلوگیری کنند. کشور عزیز ما ظرفیتهای بسیار فراوانی در جهت تعالی هرچه بیشتر دارد و شایسته نیست تا در سایه بیمسئولیتی و یا خدای نکرده خیانت برخی مسئول مفتون، کام شیرین ملت، تلخ و تلختر شود.
آنچه آزار دهنده است، «شلختگی مدیریتی» برخی مدیران است که موجب میشود پروپاگاندای زنجیرهایها از این زخم تحمیلی، بحران عمیق بسازد و فصل مُشبع حرکت رو به رشد و متعالی ملت ایران را خفیف جلوه دهد؛ این در حالی است که ما در نزدیک «قله»ایم، نه در لبه «پرتگاه»!