احمدحسین شریفی
چندی قبل (۶ و ۷ خرداد) در اقدامی بسیار ارزشمند، «پژوهشگاه علومانسانی و مطالعات فرهنگی»، به ابتکار رئیس فرهیخته این پژوهشگاه، جناب دکتر موسی نجفی و با مشارکت «فرهنگستان علوم جمهوری اسلامی» همایش بزرگداشتی برای جناب دکتر رضا داوری با عنوان «داوری در ترازوی داوری» برپا شد.
اندیشمندان و سخنرانان مختلفی در این همایش دو روزه، در اطراف اندیشهها و خدمات علمی و فلسفی دکتر داوری سخن گفتند و هر کدام کوشیدند از دریچه نگاه خود، به کارنامه علمی و فلسفی دکتر داوری نظری افکنده و مطالبی را بیان کنند.
این بنده به عنوان یک طلبه فلسفه و دغدغهمند مسائل فرهنگی و فلسفی، هر چند توفیق حضور در این همایش را نداشتم؛ اما چنین کوششی را قدر مینهم و به برگزارکنندگان آن تبریک میگویم. هر چند انتظار داشتم نگاه انتقادی به اندیشه و عملکرد دکتر داوری، به عنوان یکی از سرمایههای بزرگ فلسفی و علمی کشور، قدری پررنگتر میبود.
خود این بنده نیز، علیرغم همه احترامی که برای جایگاه علمی این فیلسوف بزرگ قائلم، مثل بسیاری دیگر از محققان، نقدهای فراوانی به اندیشه و عملکرد ایشان هم دارم. چند سال قبل نیز در ضمن چند جلسه، اندیشههای دکتر داوری و اقدامات ایشان در حوزه «علم» و «تحول در علومانسانی» و «علومانسانی_اسلامی» را نقد کرده بودم.
اما آنچه مایه تأسف برای جامعه علمی و فلسفی کشور ما است، بیانیهای است که اخیراً یکی از مدعیان فحاش و هتاک روشنفکری، (جناب عبدالکریم سروش) علیه دکتر داوری و به این بهانه، علیه ولایت و جمهوری اسلامی صادر کرد! بیانیهای که مشحون از فحاشی و بدگویی و ناسزاگویی علیه این فیلسوف کهنسال است.
نویسنده این فحشنامه، در این بیانیه حدود سهصفحهای خود، آنقدر فحش و ناسزا را با قلمی ادیبانه! در کنار هم چیده است که شمارش آنها دشوار است! با اعتذار از ساحت مخاطبان عزیز، فقط محض نمونه و به منظور شناخت روحیه مدعیان روشنفکری، برخی از فحاشیهای او علیه دکتر داوری را ذکر میکنم: «بیآبرو»، «سفله»، «مزدور»، «بیحرّیت»، «ذلیل»، «متفکرنما»، «مقلد»، «بیحیا»، «متکبر»، «جاهل»، «دروغگو»، «فحاش»، «چاپلوس»، «دریوزه»، «سیاهسابقه»، «مزدور به حد اعلا»، «ناجوانمرد»، «خدمتگزار ظلم»، «فرومایه»، «روندهی راه رذالت»، «کارنامهسیاه»، «متملق»، «تبهکار» و «هتاک». پرسش این است که:
واقعاً چرا؟!
آیا رواج چنین ناسزاهایی در فضای علمی و فلسفی کشور، خدمت به پیشبرد علم و اخلاق و فلسفه است؟!
آیا با این فحاشیها، اندیشههای خطا و احیاناً عملکردهای نادرست جناب دکتر داوری، اصلاح میشود؟!
آیا با این بدگوییها انتظار داریم که مخاطبان متوجه خطاهای معرفتی و فلسفی ایشان میشوند؟!
آیا با چنین هتاکیهایی، اخلاق علمی در جامعه دانشگاهی ما، رواج مییابد؟!
باز هم میپرسم: واقعاً چرا؟!
به امید روزی که به جای «نقد انگیزه»، «نقد انگیخته» و به جای «نقد شخص»، «نقد اندیشه» و به جای «ناسزاگویی و هتاکی»، «اخلاق علمی» در جامعه ما حاکم شود.