آمنه عسکری منفرد
در سال ۱۲۷۴ خورشیدی، بانویی چون مروارید در اعماق دریای عرفان و معرفت، در میان عرفا و علمای برجستهی تاریخ اسلام درخشید و نخستین زن در تاریخ معاصر ایران بود که اجازه اجتهاد گرفت. سیده نصرت امین معروف به "بانو امین" (رحمها الله) در اصفهان دیده به جهان گشود و بعد از سالها تحصیل علم و معرفت و کسب درجه اجتهاد در سال ۱۳۶۲ در اصفهان به دیار حق شتافت. به فرمودهی رهبر معظم انقلاب، او در عصر خود، «آیتی از استعداد و استقامت و ظرفیتهای بالای ذهنی زنان تحصیلکردهی دینی ما» میباشد که شایستهی الگو شدن برای زن مسلمان معاصر میباشد. این شخصیت فرهیخته معاصر، با همت خود و ارتزاق از خوان معرفت الهی، توانسته است کلیه تعاملات خود را بر اساس دستورات مکتب اسلام مدیریت نموده و سبکی برای زندگی سعادتمندانه زنان ارائه دهد. این بانوی مستوره، نمونهی حقیقیِ یک بانوی عفیف و کامل بود که در ۱۵ سالگی ازدواج کرد و همراه با همسرداری و تربیت فرزندان، به تحصیل علوم اسلامی فقه و اصول و حدیث پرداخت و با وجود مشکلات فراوانی که در تحصیل بانوان در آن برههی تاریخی وجود داشت، در سن چهلسالگی به درجه اجتهاد رسید و تا پایان عمر، همزمان با تالیف کتب متعدد و پاسخگویی به پرسشهای دینی، به تأسیس مؤسسات فرهنگی مشغول بود و شاگردان عالمه و برجستهای همچون بانو همایونی و بانو غازی را تربیت کرد. از جمله کتابی با عنوان (سرو ناز) هفتصد و پنجاه کلمه در اخلاق و سیروسلوک الی الله که از ایشان به چاپ رسیده و در دسترس است. از آیتالله مرعشی در بیان مقامات ایشان نقل است که بانو امین در ذیل آیه تسبیح «یسبّح له ما فیِ سَماوات و الارض» آورده که وقتی تفسیر این آیه را مینوشته، ذکر موجودات را میشنیده است. همچنین یکی از جملههای معروف ایشان چنین است که «اگر کسی از خدا در همه حال راضی شد، بداند که خدا هم از او راضی است، در صورتی که بداند هر چه برایش واقع میشود، صلاح او و حکمت خداوند است.»
با وجود مقامات والای معرفتی و علمی، برجستهترین ویژگی ایشان به عنوان الگوی بانوی مسلمان، توجه به مسائل خانواده، به خصوص احوالات همسر گرامیشان بود. بانو علویه همایونی از شاگردان برجستهی ایشان در این مورد میگوید: «مردم دیدند که در عمر ۹۷ سالهاش، تمام حرکات و رفتارش همه انسانی بود. او بانویی بود که به وظایف زنانگیاش بسیار اهمیت میداد و خانهداری و شوهرداریاش، همه قرآنی بود و طرز معاشرت با نامحرم را بسیار رعایت میکرد و تلاش داشت تا با نامحرمی روبهرو نشود.»
همچنین استاد وی، آیتالله حاج میرسیدعلی نجفآبادی میگوید: «روزی که شنیدم فرزند ایشان فوت کرده، فکر کردم خانم دیگر درس را تعطیل خواهد کرد؛ ولی برعکس، دو روز بعد، از من خواستند برای تدریس به منزل ایشان بروم و من از این علاقهی او به تحصیل، سخت حیرت کردم و وقتی رفتم با کمال تعجب او را آمادهتر از همیشه ديدم.»
بانو امین به فرهنگسازی در عرصهی عمومی، توجه خاصی داشت. بر همین اساس بود که به مقابله با موافقان بیحجابی در سالهای پیش از انقلاب پرداخت و نوشتههای او در باب دفاع از پوشش دینی با عنوان «یک بانوی ایرانی» منتشر میشد. علاوه بر حضور در صحنه فکری، او در سال ۱۳۴۴ با سرمایهی شخصیاش، دبیرستان مکتب فاطمه (سلامالله علیها) را در اصفهان تاسیس کرد، تا زمینهی تحصیل دختران در محیطی سالم را فراهم کند. توجه این بانوی مجتهد ایرانی به حضور زنان در جامعه، در محیطی عاری از فساد؛ البته در بزنگاههای تاریخی مانند کشف حجاب نیز نمایان است. دغدغه فکری ایشان در این زمینه، موجب نگارش کتاب (روش خوشبختی) شد. در این کتاب متذکر میشود: «همانگونه که اگر عضوی از اعضای بدن به بیماری مبتلا شود، سایر اعضا سالم نمیمانند، اگر زنان یک جامعه ـ که از ارکان آن هستند ـ فاسد شوند، جامعهای را به فساد میکشند، بهخصوص اگر فساد یا گناهشان علنی باشد».
در بحث امور زنان، مشی او مشی اعتدال بود؛ نه الگوی زن غربی را میپسندید و نه زن شرقی، بلکه بر اساس اعتدال حرکت میکرد. بانو امین از الگوی زن غربی که زن را به منزله یک کالا میدید، پرهیز داشت و الگوی زن شرقی که مقام زن را در حد تولید نسل محدود میساخت مخالف بود، بنابراین بر حضور فعال بانوان مسلمان در متن جامعه، در کنار رسالت اصلی بانوان در امر انسانپروری تاکید فراوان داشت و بر توحیدمحوری و تبعیت از وجود حضرت زهرا (سلامالله علیها) و بحث اخلاقمداری در خانواده و ارتباط خوب بانوان با همسر و فرزندان سفارش میکرد.
همچنین میتوان چنین ادعا کرد که خط مشی و سلوک بانو امین، مبتنی بر سه ضلع «اندیشه» و «عقلانیت» و «ولایتمداری» بود. ایشان از همان آغاز انقلاب، ارادت خاصی به حضرت امام (رحمه الله علیه) داشت و نظراتی که امام مطرح میکردند، با ایشان همپوشانی داشت و همواره مسائل انقلاب را پیگیری میکرد. همچنین هنگامی که علمای اصفهان به محضر امام میرفتند، ایشان جویای حال بانو امین میشدند و علمای بزرگواری همچون شهید مطهری در محضر بانو حاضر میشدند و از ایشان راهبرد میگرفتند. از دیدگاه آیتالله جوادی آملی «این بانو با حرکت جوهری عمر کرد، یعنی کوشید از درون متحول شود.» (کیهان فرهنگی، شماره ۱۰۶). او در این زمینه مورد توجه عالمانی چون علامه طباطبایی بود. مرحوم علامه جعفری نیز درباره بانو امین میگوید: «با توجه به آثار قلمی که از خانم امین در دسترس ما قرار گرفته است، به طور قطع میتوان ایشان را یکی از علمای برجسته عالم تشیع معرفی نمود و روش علمی ایشان هم کاملاً قابلمقایسه با سایر دانشمندان بوده؛ بلکه با نظر به مقامات عالیه روحی که ایشان به درک موفق شدهاند، باید ایشان را از گروه و نخبهای از دانشمندان به شمار آورد».
وصایای اخلاقی متعددی از وی به جای مانده است: «اول چیزی که بایستی متذکر شویم و در اطراف آن کنجکاوی نماییم، این است که آیا ما کی هستیم و از کجا آمدهایم؟ خدا رحمت کند کسی را که بداند از کجا آمده و در کجا نشو و نما میکند و به کجا بازگشت مینماید؛ زیرا کسی که خود را شناخت، البته مبدا و منتها و خط سیر و نقطه قرارگاه وجود خود را هم میشناسد و میداند که در نردبان ترقی و تکامل حائز چه مقام و مرتبهای گشته و در چه پلهای از درجات و مراتب صعود به سوی حقتعالی سیر مینمايد.»
رهبر معظم انقلاب درباره نکوداشت و تجلیل از بانوامین میفرمایند: «تجلیل از بانوی بزرگوار اصفهانی (خانم امین) و ارائه شخصیت عرفانی و فقهی و فلسفی برجسته یک زن در کشور ما، کاری سودمند و در جهت احیای ارزشهای اسلامی در زنان به نظر میرسد.» بر این اساس، باور نگارنده این است که در شرایط فعلی جامعه و در جنگ ترکیبی و شناختی دنیای غرب با دنیا و جامعهی اسلامی خصوصاً ایران با محوریت مسئلهی زن، معرفی ابعاد هویتی و زوایای شخصیتی چنین الگوهای تامهای برای زنان و دختران امری ضروری است که یادداشت فوق، قدم کوچکی در این زمینه است.