امام باقر علیه السلام فرمودند:  به خدا سوگند که او (مهدی (علیه السلام)) مضطر (حقیقی) است که در کتاب خدا آمده می فرماید: «اَمَّن یجیب المضطر اذ ادعاه و یکشف السؤ...» بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٤١ 

درماندگی مدیران نادان

احمدحسین شریفی
 
مدیریت در شرایطی که همه چیز فراهم و جاده و راه هموار باشد، هنر نیست؛ مدیریت به هنگام وجود موانع و در میان بحران‌ها و از میان پیچ و خم‌ها و در میان مارهایی خوش خط و خال است که مهم است؛ و الا هر فرد عادی هم توانایی و دانش استفاده از «فرصت‌ها» را دارد؛ اما تنها عاقلان و خردمندان و مدیران موفق هستند که می‌توانند از «بحران‌ها» به سلامت عبور کنند، و «تهدیدها» را به «فرصت» تبدیل کنند.
مدیر موفق کسی است که حتی اگر راهی پیش پای او نباشد، راه درست کند، نه آنکه با مشاهده ناهمواری راه، درمانده شود و اظهار عجز و ناتوانی کند.
مولوی در دفتر اول مثنوی (ابیات ۱۰۵۹-۱۰۶۰) درباره درماندگی مدیران و حاکمان نادان و بی‌خرد می‌گوید:
سخت درمانَد امیرِ سُسْت ریش
چون نه پس بیند، نه پیش از احمقی‌اش
راه، هموار است و زیرش دام‌ها
قحطِ معنی در میان نام‌ها
حاکم نادان و بی‌خرد، در کارها در می‌ماند؛ زیرا به دلیل نادانی و حماقتش، راه ورود و خروج به مسائل را نمی‌داند. گمان می‌کند که مرکب ریاست و مدیریت، مرکبی راهوار و خوش‌سوار است؛ در حالی که ناهمواری‌های فراوان و دام‌های پنهان و پیچیده‌ای بر سر راه او وجود دارد. ریاست، همچون طعمه‌ای است که صیادان برای به دام انداختن صید خود طراحی می‌کنند که ظاهری زیبا و جذاب و دلربا دارد؛ اما در زیر آن ظاهر، دام‌هایی پنهان، تعبیه شده است. ریاست و حکومت، همچون نام و اسمی زیبا؛ اما تهی از معناست. مثل آن می‌ماند که اسم کور را «بصیر» گذارده یا فردی ضعیف و نحیف و ناتوان را «رستم» نام نهاده باشند. ظاهری ارزشمند و فریبنده دارد؛ اما باطن آن زشت و بی‌معنا است. آری، اگر پذیرش مسئولیت برای احقاق حق الناس و خدمت به خلق الله و به هدف خدمت به دین خدا باشد، فرصت و توفیقی بزرگ است. اگر مسؤلیت را نه طعمه‌ای مادی برای خود و نزدیکان خود؛ بلکه امانتی الهی بدانیم، آنگاه لحظه لحظه آن می‌تواند عبادت الهی باشد.