آيتالله العظمی بروجردی، نسبت به آبروی روحانیت و عزت مسلمانان بسیار حساس بود و از مسائلی که موجب خلل بر وحدت روحانیت یا وهن نسبت به حوزه و اهانت به علماء و طلاب میگردید، سخت نگران و ناراحت میشد.
ایشان معتقد بود: «باید روحانی عزیز باشد، هرگز تن به ذلت ندهد و در برابر ارباب زر و زور، سر تعظیم فرود نیاورد».
اگر کسی نزد ایشان میرفت و سهم امام هنگفتی هم میآورد؛ ولی شائبه تحقیر در آن بود، آن پول را نمیپذیرفت. حتی نسبت به رجال و شخصیتهای مملکتی هم معتقد بود وقتی به حضور مرجع اسلام میآیند، باید کمال ادب را داشته باشند.
این حفظ عزت حتی تا آنجایی بود که اجازه ملاقاتها به سران کشور را بر اساس حفظ عزت و منفعت اسلام و حوزهها میسنجید و هرگاه احساس میکرد ممکن است دربار، از این ملاقاتها سوءاستفاده کند و یا عزت روحانیت خدشهدار شود، اجازه دیدار و تشرف را نمیداد.
عزتطلبی آیتالله تا آنجا بود که حتی از پذیرش وجوهاتی که در آن شبهه منتگذاری بر سر روحانیت احساس میشد، خودداری میکرد.
روزی یکی از تجار متدین، مبلغ پنجاه هزار تومان که در آن دوران پول هنگفتی به شمار میآمد را به عنوان سهم امام خدمت آیتالله آورد و اظهار داشت: «آقا! میدانید این پولی که خدمت شما میآوریم، این پنجاه هزار تومان، خوب، مقدار زیادی از شهریه شما را تامین میکند. اینها با زحمت و جان کندن بعضی از شاگردها و خودمان تهیه شده است و ما مایلیم که یک اصلاحاتی در حوزه باشد. اگر اجازه بفرمایید، من تذکراتی بدهم» آیتالله بروجردی که تذکر یک غیر معمم جهت اصلاح حوزه را اهانت آشکار به ساحت روحانیت و پایمال کردن عزت نفس آنان میدانست، از قبول وجوهات سر باز زد و گفت: «نه، من احتیاجی ندارم و خودم هم بهتر میدانم حوزه را چگونه اداره بکنم و شما جای دیگر تشریف ببرید»!
منبع: رایت دین (بررسی اندیشه و رفتار سیاسی آیت الله العظمی بروجردی)