رهبر فرزانه انقلاب در پیام تسلیتی که به مناسبت رحلت علامه مصباح یزدی صادر کردند «حضور انقلابی در همهی میدانهایی که احساس نیاز به حضور ایشان میشد» را به عنوان یکی از ویژگیهای برجسته و «کمنظیر» علامه مصباح برشمردند. رهبر معظم انقلاب در جای دیگری در توصیف ایشان میفرماید: «آیتالله مصباح یک فقیه، متکلم، فیلسوف، مفسر و زمانشناس بصیر است.
زمانشناسی و حضور انقلابی و جهادی و حکیمانه در همانجایی که به او نیاز بود، از ویژگیهای کمنظیر علامه مصباح بود.
اگر آثار علمی و پژوهشی علامه مصباح را در شصت سال آخر عمر مبارکشان به ترتیب زمانی رصد کنیم و برایش نموداری ترسیم کنیم و از آن سو، مسائل اصلی و بنیادین جامعه ایران را هم در همین مقطع زمانی فهرست کرده و در نموداری ترسیم کنیم، خواهیم دید که در هر برههای از تاریخ ایران و انقلاب اسلامی، همه فعالیتهای ایشان ناظر به مهمترین و اساسیترین مسائل فکری و فرهنگی جامعه بوده است. این موضوع ثابت میکند که آیتالله مصباح عالمی در میان مردم و در میانه میدان بوده، نه در کنج حجره یا محصور در شهر قم. او جهانی بنشسته در گوشهای نبود؛ بلکه جهانی جاری از علم و معرفت و حکمت بود.
در دهه چهل و پنجاه که تفکرات مارکسیستی در جهان اسلام و ازجمله در ایران جولان میداد، علامه مصباح بهمثابه سنگربانی آگاه و بصیر، فیلسوفانه و محققانه به مبارزه علمی با این اندیشه پرداخت. او به مبارزه فردی اکتفا نکرد؛ بلکه به دلیل همان تفکر تشکیلاتی و گروهی، به تعلیم و تربیت دانشپژوهانی برای تقابل علمی با مارکسیسم و ماتریالیسم اقدام کرد. در ابتدای انقلاب و بعد از شهادت شهید مطهری، یگانه فردی که یارای مقابله فیلسوفانه و علمی با رهبران حزب توده و مدافعان اندیشهای مارکسیسم را داشت، علامه مصباح بود. مناظره علمی او با فرخ نگهدار و احسان طبری درباره اصول ماتریالیسم دیالکتیک، قدرت و قوت او در نقد تفکرات انحرافی و دفاع از بنیانهای فکر اسلامی را به همگان نشان داد. در آن زمان، همه آگاهان فهمیدند تنها فردی که میتواند جانشینی شایسته برای علامه طباطبائی و شهید مطهری باشد، آیتالله مصباح یزدی است.
او حقیقتاً مدافع سنگرهای ایدئولوژیک و بنیانهای فکر اسلامی بود، نه مدافعی منفعل؛ بلکه مدافعی فعال، پویا و پرانگیزه. او بیشک، بزرگترین فیلسوف کاربردی سدههای اخیر فکر فلسفی در جهان اسلام بود که تلاشی مجاهدانه در امتدادبخشی به بنیانهای اندیشه اسلامی در عرصههای مختلف زیست فردی و اجتماعی داشت.
آیتالله مصباح با تکیه بر مبانی معرفتشناختی، هستیشناختی و انسانشناختی اسلامی، هم به تولید فلسفههای مضافی چون فلسفه اخلاق، فلسفه حقوق، فلسفه سیاست و فلسفه تعلیم و تربیت پرداخت، و هم علم اخلاق، علم حقوق، مسئله حقوق بشر، حقوق زن، حقوق اقلیتها و همچنین دانش سیاست و مدیریت و تعلیم و تربیت را با تکیه بر همان بنیانهای فکری سامان داد. افزون بر اینها، ایشان مهمترین مسائل روز جامعه ایرانی و اسلامی را با امتدادبخشی به همان بنیانهای نظری پاسخ میداد و به همین دلیل، حقی عظیم و بیبدیل بر دانشهای اسلامی در عصر جدید دارد.