عبد اللَّه بن عمر میگوید: در زمان سلطنت فرعون، آب رود نیل فرو رفت، مردم مملکتش جمع شدند و گفتند ای پادشاه آب رود نیل کم شده، آن را زیاد کن (فرعون به فکر فرو رفت که چه کند؛ زیرا خدا نیست که چنین قدرتی را داشته باشد؛ لذا حیله بکار برد و) گفت من از شما مردم راضی نیستم (به این سبب آب را کم کردهام و زیاد نمیکنم). مردم بهناچار برگشتند و مرتبه دوم به حضورش آمدند و گفتند: ای پادشاه حیوانات ما در معرض تلف هستند، اگر آب رود نیل را زیاد نمیکنی، خدای دیگری غیر از تو خواهیم پرستید. فرعون (که سلطنت و خدائی خود را در خطر نابودی دید) گفت همه مردم به صحرا روند، و خود نیز به صحرا رفت و از آنان جدا گردید و آنقدر از مردم دور شد که او را نمیدیدند و صدایش را نمیشنیدند، صورت روی خاک نهاد و با انگشت سبابه بهجانب آسمان اشاره کرد و عرض کرد: خدایا مانند غلامان ذلیل که بهسوی مولای خود میروند، آمدهام بهسوی تو و میدانم کسی قادر نیست آب رود نیل را زیاد کند مگر تو، پروردگارا تمنا مینمایم آن را جاری و زیاد نما (خدای تعالی برای اتمام حجت به او چنان نمود) که آب رود نیل جاری و زیاد گردید که (مانندش را ندیده بودند و همهمه بین مردم افتاد که فرعون آب نیل را زیاد نمود و فرعون به واسطه صدای بلند ایشان، سخت مضطرب شد و نزدیک ایشان آمد و گوش فرا داشت و سخنان آنها را شنید خوشحال گردید) و نزدیک آنان آمد و گفت: زیاد نمودم برای شما بندگانم آب نیل را، همه مردم در مقابل او به سجده افتادند. در آن هنگام جبرئیل (بهصورت مردی) پیش فرعون آمد و گفت: ای پادشاه شکایتی دارم یاری نما مرا. گفت چیست قصه و مطلب تو؟ جبرئیل گفت: بندهای دارم که او را صاحب اختیار بندگان دیگر خود نمودهام و اصلاح امور بندگانم را به دست او سپردهام و اینک آن بنده با من دشمنی مینماید و دوست میدارد دشمنان مرا، و دشمنی و اذیت میکند دوستان مرا (جزای او چه باشد)؟ فرعون گفت: بد بندهایست بنده تو، اگر من دست بر او بیابم، او را در دریای قلزم (رود نیل) غرق خواهم کرد. جبرئیل گفت رأی و حکم خود را برای من بنویس. فرعون اسباب نوشتن طلبید، چون حاضر نمودند (خودش یا منشی مخصوص او) نوشت جزای بندهای که فرمان مولای خود را نمیبرد و دوست میدارد دشمنان مولای خود را و دشمنی مینماید با دوستان مولایش آن است که او را در دریای قلزم (رود نیل) غرق نمایند. جبرئیل گفت آن را مهر و امضا کن. فرعون مهر و امضا نمود و به دست جبرئیل داد، تا روزی که فرعون و اتباعش غرق میشدند، جبرئیل آن نوشته را به دست او داد و گفت: بگیر آنچه را که خودت درباره خود حکم نمودهای. علل الشرائع، ج1، ص: 58.