حجت الاسلام اجاقنژاد تولیت مسجد مقدس جمکران میگوید:
اوائل تابستان 1355 بود و ما در مشهد بودیم. آیت الله مشکینی هم تازه از تبعید کاشمر آزاد شده بودند و تحت نظر ساواک در مشهد مستقر بودند. ایشان را در منزلی مخروبه در انتهای یک کوچه باریک که یک درب چوبی داشت جا داده بودند.
پیش از انقلاب اسلامی، عدهای از افراد، مفاهیم عالی اسلام را با مفاهیم مارکسیستی و الحادی مخلوط میکردند. آقای خامنهای حساسیت ویژهای نسبت به مواضع التقاطی ابراز میکردند که تأثیر خوبی در جلوگیری از رشد این تفکر در خراسان داشت.
وقتی طرح عدم کفایت سیاسی بنیصدر در مجلس جدی شد، خیلی از نمایندهها پیش آقا آمدند و وقت خود را به ایشان دادند. نفر سوم از نمایندگان که خدمت ایشان آمد و زمانی که به آقا داده میشد، به یک ساعت و نیم رسید، ایشان فرمودند: دیگر کافیست و وقت کس دیگری را نپذیرفتند.
بعد از زندان با آقای خامنهای آشنا شدم و در درسهای ایشان شرکت میکردم. یک برنامه درسی با ایشان داشتیم که اسلامشناسی بود. من متون آن را یادداشت میکردم. درس منظمی بود. درس تفسیر و درس رسائل ایشان را هم میرفتم.
ایشان درس تفسیری در مدرسه میرزا جعفر میگفتند که خیلی شلوغ میشد. درس تفسیر و حتی درس رسائل ایشان، برای طلبهها جذاب بود.
نکتهای که ما از آیات قرآن استفاده میکنیم، این است که امامت، دنبال صبر و استقامت است؛ یعنی تا پایداری و استقامت نباشد، مقام رهبری و امامت برعهده کسی گذاشته نمیشود.
ما استقامت ایشان را در عرصههای مختلفِ قبل از رسیدن به این مقام والا شاهد بودهایم: حضورشان در دورانی که بنیصدر و مجموعه او بودند، و ایشان در شورای انقلاب حضور داشت؛ برخوردهای مناسب و شایسته، و محور قرار دادن امام در همه مقاطع؛ برخورد با گروهکها و منافقین که نتیجه برخورد دائم ایشان با گروهکها، همان انفجاری بود که در مسجد اباذر در روز ششم تیر اتفاق افتاد.
آقای خامنهای، احترام مادر را در حد اعلی داشتند. آنچه اسلام درباره مادر میگوید که مادر را احترام بکنید، ایشان نسبت به مادر خودشان رعایت میکردند. پای مادرشان را میبوسیدند.
هر موقع مادر ایشان میآمدند ـ حتی آن موقعی که پدرشان هم زنده بودند، میآمدند ـ در آن بالکن ریاست جمهوری مینشستند و قرآن میخواندند. آقا دو زانو جلوی پدر و مادر مینشستند. در نزد پدر و مادر بلند نمیشدند تا پدر یا مادرشان بلند شوند، یا اجازه بدهند که آقا بلند شوند.
فرزندان ایشان هم همینطور هستند. روابط فرزندان و پدر، مراد و مریدی است.
حضرت آیتالله صافی گلپایگانی در ملاقات با آیتالله مهدوی کنی (دبیرکل جامعه روحانیت مبارز و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام) و اعضای جامعه روحانیت و برخی از مسئولان کشور درباره لزوم حمایت از رهبر معظم انقلاب فرمودند:
امام خامنهای درباره همسرشان فرمودند: باید به صبر و شکیبایی فراوان او (همسرم)، در تحمل سختی و مشقت زندگی در دوران پیش از انقلاب و اصرار او بر ساده زیستی، در دوران پس از انقلاب اشاره کنم.
بحمدالله خانه ما همواره تاکنون از زوائد زندگی و زرق و برقهای دنیوی که حتی در خانههای معمولی مردم یافت میشود، به دور مانده است و همسرم در این امر بالاترین سهم و مهمترین نقش را داشته است.
آیتاللهالعظمی وحید خراسانی درباره شهادت حضرت زهرا سلامالله علیها پیشنهادهایی پیش نهادند؛ یکی از پیشنهادها، تعطیلی رسمی فاطمیه دوم بود که این انجام نشد و پیشنهاد دیگری نیز داشتند. حضرت امام خامنهای به ایشان پیام دادند که دیگر این پیشنهادها ممکن نیست. آیتالله شبزندهدار میفرمایند که من آنجا بودم و خودم با گوش خویش شنیدم که وقتی به آیتالله وحید خراسانی این خبر را دادند و گفتند که آقا فرمودهاند که این کار شدنی نیست، آیتالله وحید خراسانی فرمودند: