امام باقر علیه السلام فرمودند:  به خدا سوگند که او (مهدی (علیه السلام)) مضطر (حقیقی) است که در کتاب خدا آمده می فرماید: «اَمَّن یجیب المضطر اذ ادعاه و یکشف السؤ...» بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٤١ 

گمنامی که نامدار شد

پیکر شهید سعید علی‌مددی که در 28 اردیبهشت ماه سال 89 به عنوان شهید گمنام در پادگان شهید خضرائی نیروی هوایی ارتش به خاک سپرده شده بود، بعد از گذشت 4 سال از خاکسپاری، توسط آزمایش DNA خانواده و تطابق آن با نمونه استخوانی شهید، هویت او شناسایی شد و خانواده این شهید در روز 28 مرداد ماه بعد از 28 سال با وی دیدار کردند. شهید مددی متولد 1343 تهران بود که در سال 1361 در عملیات بیت‌المقدس و در شلمچه، منطقه نهر خین به شهادت رسیده و پیکر او در همان منطقه مفقود شده بود. متن وصیت‌نامه این شهید والامقام در ادامه می‌آید:
«وجعلنا من بین ایدیهم سداً و من خلفهم سداً فاغشینهم فهم لایبصرون». من «سعید علی‌مددی» بنا به وظیفه شرعی که احساس کردم، برای جهاد در جبهه حق علیه باطل به جبهه رفتم و این راه را آگاهانه انتخاب کردم و ان‌شاءالله خداوند تبارک و تعالی مرا بپذیرد و مرا در زمره پویندگان راهش جای دهد. راهی که از هابیل شروع و از هابیل تا حسین (علیه السلام) و از حسین (علیه السلام) تا شهدای همین انقلاب اسلامی تا معاد ادامه دارد و ادامه خواهد داشت.
این همان راهی است که الان نائب امام زمان (عج) و بت‌شکن تاریخ به یاری خداوند می‌پیماید و مردم در صحنه ما هم، رهروان آن‌اند. این همان راهی‌ست که امام حسین (علیه السلام) وقتی در صحرای کربلا فریاد «هل من ناصر ینصرنی» و «هل من معین یعنینی» را سر داد، عاشقان خدا و رزمندگان اسلام به این فریاد لبیک گفتند و به یاری امام حسین (علیه السلام) و حسین زمان ما شتافتند.
برادران! وصیت من که البته بنده کوچک‌تر از آنم که وصیت بکنم این است که امام را دعا کنید. طول عمر همراه با عزت نفس و سلامتی جسم، از خدا برای امام گرانقدرمان طلب کنید. برادران! نماز را سبک نشمارید، امام حسین (علیه السلام) وقتی در روز عاشورا ظهر شد، با اینکه باران تیر به سویش می‌آید، ایستاد و نماز خواند. بعضی‌ها که گفته‌اند با  این باران تیر که نمی‌شود نماز خواند، امام حسین فرمودند: اصلاً قیام ما به خاطر نماز بوده، چنان تعریف کرده‌اند که یکی از رزمندگان وقتی با امام زمان (عج) ملاقات کرد، امام زمان به اول نماز خواندن امر کرد. من از روی پدر و مادرم و برادرانم و دوستانم خجالت می‌کشم؛ چون خیلی اذیتشان کرده‌ام. ان‌شاءالله که خداوند مرا مورد عفو قرار دهد و از همه طلب حلالیت می‌کنم و اگر خداوند مقام شفاعت را به من حقیر اعطا کند، قول می‌دهم شفاعت شما را بکنم. پانصد تومان پول هم دارم که دویست تومان آن را به عنوان رد مظالم بدهید و بقیه را به جبهه‌ها کمک کنید. دیگر عرضی ندارم به امید دیدار.