امام باقر علیه السلام فرمودند:  به خدا سوگند که او (مهدی (علیه السلام)) مضطر (حقیقی) است که در کتاب خدا آمده می فرماید: «اَمَّن یجیب المضطر اذ ادعاه و یکشف السؤ...» بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٤١ 

‌داستان معراج

اکبر مظفری

 

- سلام بفرمایید. - حاج آقا «معراج» چگونه روی داد؟

- تاریکی شب، افق را فراگرفته بود و رسول خدا (صلی الله علیه واله وسلم) پس از ادای فریضه برای استراحت مهیا می‌شدند که یک مرتبه صدای «جبرئیل» امین وحی به گوششان رسید که به ایشان گفت: «امشب سفر دور و درازی در پیش داری و من نیز با تو همراهم تا نقاط مختلف گیتی را با مرکب «بُراق» بپیمایی.» و بدین وسیله سفر معراج پیامبر (ص) آغاز شد.
- معراج پیامبر (ص) از کجا آغاز شد؟
- پیامبر گرامی سفر با شکوه خود را از خانه دختر عمویش «امّ هانی» در مکه آغاز کردند و با مرکب فضاپیمای بُراق به سوی «بیت‌المقدس» فلسطین که «مسجد اقصی» نیز نامیده می‌شود، روانه شدند و در مدت بسیار کوتاهی در آن نقطه پایین آمدند، از نقاط مختلف مسجد و «بیت اللحم» که زادگاه حضرت مسیح (ع) است و منازل انبیا، آثار و جایگاهشان دیدن کردند و در برخی از آن‌ها دو رکعت نماز گزاردند، سپس قسمت دوم سفر خود را آغاز کردند و از آن نقطه به سوی آسمان‌ها پرواز نمودند.
- رسول خدا (ص) چه مشاهداتی در آسمان‌ها داشتند؟
- پیامبر (ص) ستارگان و نظام جهان بالا را دیدند و با ارواح پیامبران و فرشتگان آسمانی سخن گفتند و از مراکز رحمت و عذاب (بهشت و دوزخ) بازدید کردند. درجات بهشتیان و اشباح دوزخیان را از نزدیک مشاهده نمودند و از رموز هستی و اسرار جهان آفرینش و وسعت عالم خلقت و آثار قدرت بی‌پایان خداوند آگاه شدند. سپس به سیر خود ادامه دادند و به «سدرة المنتهی» رسیدند و آن را سراپا پوشیده از شکوه، جلال و عظمت یافتند. در این هنگام برنامه سفرشان به پایان رسید و از همان راهی که آمده بودند، بازگشتند.
- یعنی ابتدا به بیت‌المقدس و سپس به مکه رفتند؟
- بله. در مراجعت نیز در «بیت‌المقدس» فرود آمدند، سپس راه مکّه و وطن خویش را در پیش گرفتند و در بین راه به کاروان بازرگانی قریش برخوردند، در حالی که شتری گم کرده بودند و به دنبال آن می‌گشتند و از آبی که در میان ظرف آن‌ها بود قدری نوشیدند و بنا به روایتی سرپوشی روی آن نهادند و پیش از طلوع فجر در خانه‌امّ هانی از مرکب فضاپیمای بُراق  پیاده شدند.
- پیامبر (ص) از سفر آسمانی خود با خواهرشان سخن گفتند؟
- بله. اولین بار از سفر خود با امّ هانی سخن گفتند و سپس در فردای آن شب، در مجامع و محافل قریش پرده از راز خود برداشتند. داستان معراج و سیر شگفت‌انگیز ایشان که در فکر قریش امری محال و ممتنع می‌نمود، در همه جا منتشر شد و سران قریش را بیش از پیش عصبانی کرد.
- قریش چه عکس‌العملی نشان داد؟
- قریش طبق عادت دیرینه خود به تکذیب پیامبر (ص) برخاسته و گفتند: در مکّه کسانی هستند که «بیت‌المقدس» را دیده‌اند؛ اگر راست می‌گویی، کیفیت ساختمان آنجا را تشریح کن. پیامبر (ص) نه تنها خصوصیات ساختمان بیت‌المقدس را تشریح کردند؛ بلکه حوادثی را که در میانه مکّه و بیت‌المقدس رخ داده بود را بازگو نمودند و گفتند: در میان راه به کاروان فلان قبیله برخوردم، شتری از آن‌ها گم شده بود و از ظرف پر از آبی که در میان اثاثیه آنان بود، نوشیدم، سپس روی آن را پوشانیدم. در نقطه‌ای به گروهی برخوردم که شتری از آن‌ها رمیده و دستش شکسته بود. قریش گفتند: از کاروان قریش خبر ده، گفت: آن‌ها را در «تنعیم» دیدم که شتر خاکستری رنگی در پیشاپیش آنان حرکت می‌کرد، کجاوه‌ای روی آن بود و اکنون وارد شهر مکّه می‌شوند. قریش از این خبرهای قطعی سخت عصبانی شده و گفتند: اکنون صدق و کذب گفتارش معلوم می‌شود. چیزی نگذشت که طلایه‌دار کاروان وارد شهر شد و «ابوسفیان بن حرب» قافله‌سالار و خدمه کاروان، جزئیات گزارش‌های آن حضرت را تصدیق کردند.
- ممنون حاج آقا  
برداشتی از کتاب: فروغ ابدیت «تجزیه و تحلیل کاملی از زندگی پیامبر اسلام (ص)»، (معراج)، تالیف: آیت الله العظمی جعفر سبحانی