قدرت نرم، یعنی توانایی آمریکا برای متقاعدسازی دیگران به مشروعیت سیاستهای آمریکا و ارزشهای زیربنای آن یکی از محورهای اصلی قدرت آمریکا از زمان آغاز آن بوده است. با این حال، به اذعان شاخصهای مختلف، این مؤلفه قدرتی به ویژه در سالهای اخیر یک روند نزولی شدید را تجربه کرده است.
شکافهای سیاسی، از همگسیختگیهای اجتماعی، رکود اقتصادی، تلفات وحشتناک کرونا و بسیاری از عوامل دیگر در سالهای گذشته موجب شدهاند حتی مردم آمریکا به نحو بیسابقهای اعتمادشان را به سیستم حکومت کشورشان از دست بدهند و جذابیت تبلیغاتی الگوی غربی به شدت کاهش پیدا کند.
«جوزف نای»، دانشمندی که تئوریپرداز نظریه قدرت نرم بوده، گفته روند رو به نزول قدرت نرم آمریکا از زمانی شروع شد که «جورج دبلیو بوش»، رئیسجمهور اسبق آمریکا در سال ۲۰۰۳ به کشور عراق حمله کرد.
جنگهای آمریکا در عراق و افغانستان، پایبندی آمریکا به مفاهیمی مانند دموکراسی، حقوق بشر، جهان آزاد، آزادی بیان و بسیاری از ارزشهای دیگری که آمریکا خود را پرچمدار آنها معرفی میکرد، با سوالها و تردیدهای جدی مواجه کرد. در سالهای گذشته روی کار آمدن «دونالد ترامپ»، رئیسجمهور سابق آمریکا، از نگاه تحلیلگران هم به عنوان یکی از نشانههای افول قدرت نرم آمریکا دیده شد و هم به این روند شدت بخشید. ترامپ، آمریکا را از سازمانهای بینالمللی خارج کرد، تعهدات دوجانبه و چندجانبه دولتهای قبلی را زیر پا گذاشت و رابطه کشورش با متحدان و شریکان آمریکا را تضعیف کرد. اتفاقات ۶ ژانویه که طی آن هواداران دونالد ترامپ به ساختمان کنگره حمله کردند، از نگاه بسیاری از تحلیلگران، تیرخلاصی به دموکراسی آمریکایی بود و موجب شد جذابیت الگوی ارائه شده توسط آمریکا در نگاه عده بسیاری زیادی از مردم زیر سوال برود.
با آنکه عدهای امید داشتند «جو بایدن»، رئیسجمهور فعلی آمریکا بتواند لطمات ترامپ به قدرت نرم آمریکا را جبران کرده و روند را معکوس کند، روی کار آمدن او تنها بر مشکلات آمریکا در این زمینه اضافه کرد. بایدن علاوه بر اینکه بسیاری از سیاستهای ترامپ را ادامه داده، افتضاح خروج از افغانستان را رقم زد.
جنگ اوکراین را میتوان جدیدترین رویدادی دانست که چهره آمریکا و در کل ارزشهای غربی را به شدت مخدوش کرد. مقایسه رفتارهای کشورهای غربی در قبال پناهندگان اوکراین و پناهجویان کشورهای خاورمیانه، برخوردهای دوگانه جهان غرب با مقوله مقاومت فلسطین و اوکراین، کنار گذاشتن شعار جدایی ورزش از سیاست، سانسور رسانههای روسیه از سوی پلتفورمهای آمریکایی و غیره به مردم اقصی نقاط دنیا نشان داد که پایبندی غربیها به ارزشهایی مانند برابری انسانها، اجتناب از نژادپرستی، آزادی بیان و حقوق بشر، هرگز از سطح نمایش و شعار فراتر نرفته است.