احمدحسین شریفی
رشد و پیشرفت، امری همهجانبه است. پیشرفتِ تکساحتی یا توسعهی تکبعدی، تصویری کاریکاتوری از پیشرفت است که نه تنها هیچ انسجام و توازنی در اعضا و اجزای آن وجود ندارد؛ بلکه نشانهای از به هم ریختگی سیستمی و عدم توازن اجتماعی است. پیشرفتِ مفید، پیشرفتی متوازن، متعادل و عادلانه است؛ یعنی به صورت همزمان و هماهنگ در همه ابعاد زیست انسانی و اجتماعی صورت میگیرد.
توضیح آنکه، علیرغم اهمیت «امنیت»، اگر جامعهای فقط در بعد امنیتی پیشرفت داشته باشد، به طور قطع و یقین امنیت او امنیتی لرزان و لغزنده خواهد بود؛ با اندک رخنههای امنیتی ممکن است از هم فروپاشد. علیرغم اهمیت «اقتصاد»، اگر جامعهای فقط در بعد اقتصادی پیشرفت داشته باشد، آن پیشرفت در نهایت به تزلزل و فروپاشی اجتماعی منجر خواهد شد و علیرغم اهمیت «فرهنگ و اخلاق»، اگر جامعهای همه سرمایه و توجه خود را معطوف به تقویت فرهنگ و بنیانهای فرهنگی کند، و نسبت به عدالت اقتصادی و تقویت ساختارهای امنیتی خود بیتوجه یا کمتوجه باشد، توانایی پایداری و مقاومت و ماندگاری را نخواهد داشت و چنین جامعهای نیز دیر یا زود فرو خواهد پاشید.
بنابراین، پیشرفت باید متوازن و عادلانه باشد. در همه ابعاد و ارکان اجتماعی به صورت متوازن محقق شود. پیشرفت فرهنگی، پیشرفت اقتصادی، پیشرفت علمی و فناوری، پیشرفت دفاعی و امنیتی، پیشرفت اخلاقی و امثال آن همگی باید همدوش هم رخ دهند.
از همینجا میتوان دانست که یکی از موانع پیشرفت، دوگانهسازیهای کاذب و موهوم است. دوگانههایی مثل «معیشت/ امنیت»، «فرهنگ/ اقتصاد»، «مسجد/ مدرسه»، «حوزه/ دانشگاه»، «دیپلماسی/ میدان»، «مازوت/ موشک» و امثال آن، که معالاسف در جامعه ما، هر روز با نامی و در قالبی جدید توسط افراد بعضاً مشهور و ذینفوذی در فضای عمومی کشور مطرح میشوند. این دوگانهسازیهای بیپایه، از مخربترین دوگانهها برای پیشرفت و توسعه کشور به شمار میروند.
معالاسف، در برخی از شرایط بحرانی، مثل اغتشاشات و عملیاتهای تروریستی اخیر، افرادی که در موقعیتهای تصمیمسازی و مشورتدهی بالایی در جمهوری اسلامی قرار دارند، دوگانههایی مثل «فرهنگ» و «اقتصاد» را برجسته میکردند! یکی از همین افراد به جای ایفای نقش خود در روشنگری و تبیین و تشریح سیاستهای دولت و مجلس در مدیریت اقتصادی کشور، با برجستهسازی دوگانه «فرهنگ/ معیشت» با بیانی عوامانه و
کودکانه میگفت برای همراهی با معترضین، خوب است مراکز فرهنگی مثل جامعه المصطفی تعطیل شده و بودجه آنها به مردم داده شود!
این در حالی است که اولاً همه بودجه جامعه المصطفی به اندازه بودجه فضای سبز برخی از دانشگاهها هم نمیشود! ثانیاً همه بودجه مراکز فرهنگی و دانشگاهی کشور به اندازه یک رانت ارزی به یکی از واردکنندگان انحصاری لوازم آرایشی هم نمیشود!
و ثالثاً، اصل این مقایسهها و دوگانهسازیها اگر از روی خیانت نباشد، قطعاً نشانه جهالت و حماقت است. مثل آن میماند که اگر مردم نسبت به کمبود نان معترض شوند، به سازمان آب گفته شود برای همراهی با مردم بیایید پول تأمین «آب» را صرف تأمین «نان» کنید!
امیرمؤمنان علیهالسلام همواره مردم را از دوستی با سه دسته از مردمان پرهیز میدادند: «ناسنجیدهگویان» (کسانی که حرف دهانشان را نمیفهمند)، «دروغگویان» و «احمقان» و میفرمودند: احمق، مشاور خوبی نیست؛ نه تنها امید خیر از او نمیرود، که شرّ هم میرساند. چهبسا میخواهد سودی به تو برساند؛ اما به دلیل حماقتش به تو زیان میرساند. مرگ احمق بهتر از حیاتش و سکوتش بهتر از سخنش و دوریاش بهتر از دوستیاش است.