کبری خالقی
1] بعضیاوقات برای بهتر دیدن وقایع، خوب است که هر از گاهی در تاریخ، سفری کوتاه و سریع داشته باشیم. چشمانم را میبندم و در پیچوخم تاریخ، خود را پیدا میکنم و با خودآگاهی فطری و نگاه به تاریخ، به تماشا مینشینم تا راز آفرینش زن را بیابم. حال بر پلههای ایوانی ایستادهام و در حال مشاهده هستم. خدای من چه زیبا، ایستادهام در محضر ابراهیم و به ساره و هاجر نگاه میکنم که برای برقراری توحید به پیامبر و امامشان از چه کمکهایی که دریغ نمیکنند. امتحان ساره با عقیم بودن و هاجر در بیابان بیآبوعلف با نوزادی تشنهلب. چشمانم را دوباره میبندم. حال به پیشگاه آسیه این زن مهربان، اما قویالقلب رسیدهام. پروردگارا! او در چه مقام و منزلت دنیایی است که رو به خدا کرده است تا با پرورش و تربیت موسی، یاریگر او در مواجهه با فرعون باشد. نزدیکتر شدم. نگاهم روانه به سوی مریم شد. میبینم که برای خدا و آیین عیسی مسیح چه تهمتهایی را به جان میخرد. وقت تنگ است و مسیر جذاب و دیدنی. سریعتر همقدم تاریخ میشوم.
