فراز صالحی
قانون تکمیل (The Law of Closure)
قبل از توضیح این قانون، بیایید با هم یک مثال را بررسی کنیم. به تصویر بالا دقت کنید. احتمالاً فکر میکنید که تصویر این پاندا را کامل میبینید، درست است؟ اما شاید برایتان جالب باشد، این تصویر، شکل ناقص یک پاندا است که مغز شما قسمتهای ناقص تصویر را کامل میکند و شما در اصل، یک پاندای کامل را مشاهده میکنید. به چنین پدیدهای «قانون تکمیل» گفته میشود. بر اساس این قانون، مغز ما تمایل دارد تا بخشهای خالی را در اشکال، جملهها، حروف و… تکمیل کند، چرا که آنها به صورت ناقص برای مغز معنا و مفهوم ندارند. این موضوع درباره اطلاعات ناقصی که دریافت میکنید هم صادق است و مغز معمولاً با استفاده از تجربیات و دانش قبلی به دنبال کامل کردن آنها است.
اما این کامل کردن گاهی اوقات میتواند به ضرر شما باشد. همانطور که میدانید افراد در طی روز اتفاقهای مختلفی را تجربه میکنند، اخبار میخوانند و در شبکههای اجتماعی حضور دارند. این یعنی روزانه حجم زیادی اطلاعات وارد مغز شما میشود و احتمالاً مغز، همه آنها را با دقت در خود ذخیره نمیکند. پس اگر بخواهیم از مثالمان کمک بگیریم؛ ما تعداد زیادی عکس پاندای ناقص در مغزمان داریم که نیازمند تکمیل شدن هستند. اما آیا همیشه میتوانیم قسمتهای خالی را با اطلاعات صحیح پر کنیم؟ شاید بهتر باشد پیش از پاسخ به این سؤال، مفهوم دیگری را هم بررسی کنیم.
حافظه کاذب (False Memory)
حافظه کاذب، یعنی مغز ما خاطرهای را متفاوت از آنچه که رخ داده است به یاد بیاورد یا حتی در مواردی خاطرهای را به یاد بیاورد که اصلاً رخ نداده است. اما حافظه کاذب و قانون تکمیل، چگونه به رسانه مرتبط میشوند؟ شاید برای شفاف شدن دو تعریف، بهتر باشد با هم مثال دیگری را بررسی کنیم. فکر کنید شاهد یک دزدی بودید و پلیس از شما درباره رنگ لباس سارق سؤال میکند. اما شما رنگ لباس سارق را یادتان نمیآید. کافی است تا یک نفر دیگر که شاهد ماجرا بوده است، رنگی مانند بنفش را بگوید تا شما تصویری در ذهنتان به وجود بیاید و با خودتان بگویید؛ «آره! فکر کنم رنگ لباس، بنفش بود».
در واقع ما اینجا تصویری از پاندای ناقص را داریم و مغز ما به دنبال راهی برای تکمیل این جاهای خالی است. حالا مغز اطلاعاتی را دریافت کرده است که به نظرش منطقی و قابلقبول میرسد. پس میپذیرد که رنگ لباس میتواند بنفش باشد و قسمت خالی خاطره را با آن پر میکند. اما اگر رنگ لباس بنفش نبود چطور؟ ما در اینجا خاطره را متفاوت از آن چیزی که بوده است در مغزمان تکمیل کردیم و به نوعی دچار حافظه کاذب شدهایم.
یک نکته دیگر هم درباره حافظه کاذب این است که برای مغز انسان، ساختن یک خاطره، از تغییر دادن آن آسانتر است و معمولاً خاطرات به سختی در مغز ما تغییر میکنند. حالا فکر کنید رسانهای در شبکههای اجتماعی درباره یک اتفاق، اطلاعات غلطی را منتشر کند و ما هم آن را مطالعه کنیم. دوباره در اینجا اگر کل واقعه یا اتفاق را همان تصویر ناقص پاندا در نظر بگیریم، رسانه توانسته بخشهای خالی آن را با اطلاعات غلط و در ظاهر قابلقبول، برای ما پر کند و برای ما حافظه کاذب بسازد. حالا حتی اگر بعداً هم رسانه آن را تصحیح کند، احتمال تغییر این خاطره در مغز بسیار پایین است. این موضوع با توجه به وجود اطلاعات نادرست (Misinformation) و اخبار جعلی و دروغ (Fake News) در رسانهها، نشان دهنده آسیبپذیری ما در برابر اخبار و اطلاعات مختلف است.