امام باقر علیه السلام فرمودند:  به خدا سوگند که او (مهدی (علیه السلام)) مضطر (حقیقی) است که در کتاب خدا آمده می فرماید: «اَمَّن یجیب المضطر اذ ادعاه و یکشف السؤ...» بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٤١ 

غزوه کدر

«کُدر» ، آب‌گاهی است برای قبیله بنی سلیم و این غزوه را «غزوه قرقرة الکُدر» و «قرارة الکُدر» نیز گویند. قرارة الکدر، در ناحیه معدن است پس از سد معونه که تا مدینه منوره هشت چاپار فاصله داشت.
ابن اسحاق می گوید: رسول خدا (ص) در بازگشت از بدر، جز هفت شب در مدینه نماند که بار دیگر برای «غزوه بنی سلیم» از مدینه بیرون رفت و «سباع بن عرفطه غفاری» یا «ابن أم مکتوم» را در مدینه جانشین خود گذاشت و در رأس سپاهی به استعداد دویست رزمنده عازم شد، تا به آب‌گاهی از بنی سلیم که به آن «کُدر» می گفتند، رسید. در آنجا سه شب اقامت گزید و سپس بی آن که جنگی روی دهد یا با دشمنی برخورد کند، به مدینه بازگشت و بقیه شوال و ذی القعده را در مدینه ماند و در همین مدت بود که اسیران قریش باز خریده شدند.
گفته شده، پیامبر پس از ورود به قرارة الکدر، متوجه شد که دشمنان اسلام از ترس مسلمانان از آنجا گریخته‌اند ولی نشانه‌های شتران و آبشخور آن‌ها باقی است. پیامبر اکرم یاران خود را به فراز کوه‌ها و اطراف آن منطقه برای یافتن نیروهای دشمن فرستاد ولی سپاهیان مسلمان به کسی دست نیافتند. تنها به شبانانی برخوردند که شتران قبایل بنی‌سلیم و غطفان را در آن نواحی می‌چرانیدند. مسلمانان، آنان را اسیر و چهارپایانشان را به غنیمت گرفتند. در میان شبان‌های اسیر، نوجوانی بود به نام "یسار" که در تقسیم غنایم جنگی، نصیب پیامبر اسلام گردید و پس از مدتی آزاد شد.
ابن سعد می نویسد: لوای رسول خدا در این جنگ به دست علی (ع) بود. و این غزوه بدان جهت روی داد که رسول خدا شنید که جمعی از «بنی سلیم» و «غطفان» بر ضد مسلمانان فراهم آمده اند، اما با کسی برخورد نکرد جز با چند شبان، از جمله: غلامی به نام «یسار» که اسیر شد و در سهم رسول خدا افتاد، و چون دید که او نماز می خواند آزادش کرد. و پانصد شتر هم در این غزوه به دست مسلمانان افتاد که پس از اخراج خمس، به هر مردی از اصحاب غزوه که دویست نفر بودند دو شتر سهم رسید. شترها را در «صرار» سه منزلی مدینه قسمت کردند.