امام باقر علیه السلام فرمودند:  به خدا سوگند که او (مهدی (علیه السلام)) مضطر (حقیقی) است که در کتاب خدا آمده می فرماید: «اَمَّن یجیب المضطر اذ ادعاه و یکشف السؤ...» بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٤١ 

سیاسی 1253

نگاهی نو به سیره سیاسی حضرت فاطمه زهرا(س)
هادی قطبی
مهم‌ترین جلوه سیره سیاسی حضرت زهرا (سلام الله علیها)، قیام در دفاع از امامت و ولایت و مبارزه با انحراف فکری جامعه اسلامی بود که علم و آگاهی، شجاعت، صراحت در تبیین حقیقت، و نیز یادآوری‌های مکرر، از جمله ویژگی‌های این قیام محسوب می‌شود.
تلاش حضرت زهرا (سلام الله علیها) بر آن بود تا افکار عمومی و مردم جامعه را نسبت به پذیرش ولایت حضرت امیرالمومنین (علیهم السلام) آماده سازد تا ضمن افزایش علم و آگاهی، بصیرت لازم را نیز در مواجهه با فراز و نشیب‌های جامعه ولایی داشته باشند. اما این امر، آن زمان محقق نشد. راهکار حضرت زهرا (سلام الله علیها) نیز برای جبران این نقیصه، قیام نظامی نبود که با بگیر و ببند و مبارزه مسلحانه، مردم را نسبت به حکومت امیرالمومنین (علیهم السلام) به خضوع درآورد؛ بلکه حضرت فاطمه (سلام الله علیها) راهکار مدیریت بحران را در صبر بر مصائب، استقامت بر سخن حق، و تبیین و روشنگری و رساندن پیام به نسل‌های آینده برای تحقق مصالح اسلام و مسلمین آینده می‌دانستند؛ ولو منجر به فدا شدن خود و فرزندش باشد و اگر اکنون نیز توفیق درک حضور خورشید ولایت عظما برای جامعه بشری حاصل نشده، بی‌شک یکی از دلائل آن، عدم تحقق جامعه‌ای است که آگاهانه و با خواست و میل قلبی خود، بهترین و برترین انتخاب را داشته باشد و ولایت خدا را بر نفس خود بپذیرند.
طبیعی است برای تحقق این امر، اول قدم تغییر انفسی در آحاد بشر است که خود مستلزم شرایط و لوازم ویژه‌ای است؛ در غیر این صورت اگر صدها پیامبر و امام هم بیایند، باز فدای جهل و هوس زمانه خواهند شد. هدف، شهادت و فدا شدن نیست؛ هدف، تحقق مصالح اسلام و جامعه اسلامی؛ ولو در سال‌ها بعد است که نیازمند صبر و مقاومت و جهاد فرهنگی است و از آغاز زندگی بشر تا کنون، به یقین جماعت اقلیتی چنین اندیشیده و زندگی کرده‌اند؛ اما تبدیل آن به اکثریت، نیازمند تلاش خواص و نخبگان در کنار پذیرش روحی دلسوزان و متدینان جامعه است تا در کنار یکدیگر و پس از یک دوره بلند مدت در کسب بینش و بصیرت، زمینه‌ساز تمدن نوین اسلامی و ظهور ولیّ عصر (عج) باشند.
انقلاب اسلامی محصول قیام فاطمی
رفتار و گفتار آن حضرت هر زمان که توسط اکثریت جامعه دینی درک و فهم شود، در واقع اقلیت جامعه علوی تبدیل به اکثریت شده و می‌تواند جامعه آرمانیِ الهی و نبوی و علوی را که در راستای تحقق مصالح واقعی فرد و جامعه است، محقق سازد. این امر در هر برهه‌ای به میزان تلاش برای دانش افزایی و بصیرت افزایی، به طور نسبی و در منطقه‌ای محدود محقق شده است که مهم‌ترین و وسیع‌ترین نمونه آن، انقلاب اسلامی ایران در سال 57 به عنوان برآورده کننده بخشی از آمال و آرزوی انبیاء و اولیای الهی بوده است.
این انقلاب، محصول همان روشنگری‌ها و بصیرت افزایی‌های نخبگان است؛ تا آنجا که اکثریت جامعه با اختلاف در مراتب، حاضر به فدا کردن مال و جان خود شدند تا اسلام ناب محمدی به حد مقدور و امکان تحقق یابد. حفظ وحدت و مصالح مسلمین برای تحقق حاکمیت توحید، بین مردم و مسئولین تقسیم شد؛ به گونه‌ای که مردم در تمامی ارکان نظام اسلامی نقش موثر و مستقیم دارند. برای خواص جامعه به ویژه نخبگان فکری و فرهنگی، هنوز هم سیره حضرت زهرا (سلام الله علیها) حلّال مشکلات فرهنگی و سیاسی جامعه است تا نسل به نسل، با تمسک به آن و قیام برای روشنگری و تبیین مبانی اندیشه اسلامی و معارف دینی، به مردم قدرت آگاهی و بینش در انتخاب صحیح و درست بدهند. مردم نیز با تمسک به سیره سیاسی آن حضرت، باید به دنبال منبع بی‌غل و غش مبانی و معارف و احکام اسلامی باشند تا بتوانند با حاکمیت عقل و وحی، در مقابل وساوس شهوانی و فکری و شبهات دشمن در فضای حقیقی و مجازی مقاومت کرده و هنگام نیاز به حضور ایشان، مقتدرانه و به طور حداکثری حاضر شوند تا پس از آزمون‌های آسان و سخت، جهان را لایق درک تمدن نوین اسلامی و درک جامعه مهدوی نموده و جامعه بشری، طعم عدالت و معنویت را بچشد.
 
 آینده کشورم فقط با نابودی امپریالیسم ممکن است
کیلب ماپین – فعال اندیشکده آمریکایی – 6 آبان 1404 
من معتقدم جمهوری اسلامی ایران بر اساس تسلیم در برابر خداوند و بر اساس این درک که راه رسیدن به عدالت، ایثار و قهرمانی در حمایت از مظلومان است، از سلطه‌ی سرمایه‌داری و امپریالیسم غرب رها شده و حرکت به سوی توسعه‌ی مستقل را آغاز نموده است. همبستگی جمهوری اسلامی ایران با فلسطینی‌ها، یمنی‌ها، مردم لبنان و مردم سراسر جهان، از جمله ملت‌های آفریقای جنوبی و ملت ایرلند شمالی، کارنامه‌ای مملو از دستاوردهای شگفت‌انگیز است. انقلاب اسلامی ایران برای بسیاری از مردم جهان، نماد مبارزه با بی‌عدالتی بوده است.
من به طور خاص می‌خواهم از جمهوری اسلامی ایران تشکر کنم که به من، یک آمریکایی متولد یک شهر کوچک در اوهایو، کمک کرد تا ایمان خود را به قادر متعال دوباره کشف کنم؛ خداوندی که آفریننده‌ی همه چیز و قدرت واقعی در کائنات است. می‌خواهم از جمهوری اسلامی ایران به خاطر نقش مهمی تشکر کنم که به ‌ویژه در زندگی من داشته و من را راهنمایی کرده تا ببینیم چگونه می‌توانیم در دوران کنونی‌مان، امپریالیسم را پشت سر بگذاریم. 
همچنین می‌خواهم به رئیس‌جمهور فقید، ابراهیم رئیسی، ادای احترام کنم. توانستم در سازمان ملل یک نشست و گفت‌وگوی اختصاصی با این رئیس‌جمهور داشته باشم؛ یک ضدامپریالیست بزرگ، مرد خدا، روحانی، و رئیس‌جمهور کشور شما. یک افتخار واقعی بود که در محضر ایشان بودم و دیدگاه‌های ایشان را درباره‌ی چگونگی حرکت ایران به جلو، آینده‌ی روابط ایران و روسیه و رابطه‌ی میان بریکس و سازمان همکاری شانگهای و اقتصاد مقاومتی جمهوری اسلامی شنیدم. صحبت با ابراهیم رئیسی، پیش از درگذشت غم‌انگیز ایشان، افتخار بزرگی بود.
باید صادقانه اذعان کنم که نمی‌خواهم کشورم افول کند. با این حال، می‌دانم که تنها راه رو به جلو برای آمریکا، رهایی از امپریالیسم است. این نظام بین‌المللی که در آن بانک‌های بزرگ و سازمان‌های انحصارطلب، جهان را فقیر و کشورها را نابود می‌کنند تا خودشان ثروتمند بمانند، پایان آمریکا را رقم خواهد زد. طبق درک من از اقتصاد، نظام سرمایه‌داری که در آن سود، تولید را تعریف می‌کند، از چهار مرحله‌ی متمایز عبور کرده است:
مرحله‌ی اول، انباشت اولیه بود. در این مرحله، دهقانان از زمین‌هایشان بیرون رانده شدند؛ نظام فئودالی نابود شد و قاره‌ی آمریکا و آفریقا از طریق تجارت میان‌قاره‌ایِ بردگان و جنایات هولناک استعمار، تسخیر شدند. 
از طریق همین سرقت و کشتار فاجعه‌بار، به نظام صنعتی رسیدیم. در این نظام صنعتی، صاحبان کارخانه و کارگران کارخانه، به استثمار و تولید محصول پرداختند. این مرحله از صنعت‌گرایی که مرحله‌ی دوم شیوه‌ی تولید سرمایه‌داری است، مشکلی کاملاً جدید را به همراه داشت که بشریت قبلاً هرگز تجربه نکرده بود: فقر در عین فراوانی. گرسنگی مردم، نه به خاطر نبودِ غذای کافی؛ بلکه به دلیل وجود غذای بیش از حد؛ بازار غیرعقلانی. فناوری بشری به طرز بی‌سابقه‌ای در حال پیشرفت بود؛ اما فقر نیز دوشادوش آن حرکت می‌کرد.
از دل صنعت‌گرایی، امپریالیسم پدید آمد؛ نظامی که در آن، بانک‌داران بزرگ بر صنعتگران مسلط شدند و شروع به تقسیم حوزه‌های جهان به عنوان بازارهای اسیر خود کردند. محصولات مازاد خود را بر سر آن‌ها می‌ریختند و از جنگ برای ترسیم مجدد مرزها و تقسیم و رقابت بر سر قلمروهایی استفاده می‌کردند که می‌خواستند در آن‌ها مردم را استثمار کنند؛ کنترل منابع طبیعی آن‌ها را به دست بگیرند و ملت‌های آن‌ها را به طور کامل در فقر نگه دارند. ایران، به طور خاص، در طول جنایات هولناک استعمار، به دست امپراتوری بریتانیا و دیگر قدرت‌های استعماری‌ای رنج کشید که بی‌رحمانه مردم ایران را استثمار کردند و آن‌ها را در فقر غیرطبیعی نگه داشتند.
از دل امپریالیسم، اکنون وارد مرحله‌ی چهارم شده‌ایم: انباشت مخرب. طی مقطعی در طول مرحله‌ی اول امپریالیسم، این‌گونه بود که ملت‌های مستعمره‌ی جهان، فقیر نگه داشته شدند؛ اما در عوض، یک طبقه‌ی متوسط مرفه در کشورهای غربی ساخته شد. آن مرحله، دیگر تمام شده. اکنون در مرحله‌ی چهارم شیوه‌ی تولید سرمایه‌داری هستیم و در این مرحله، خود کشورهای امپریالیست، کشورهای غربی، از درون دارند می‌پوسند. این در حالی است که بانک‌داران بین‌المللی تلاش دارند با جنگ‌های بی‌پایان، نظام خود را حفظ کنند.
تنها راه برون‌رفت از این وضعیت، برقراری نظامی است که در آن، سود، مهم‌تر از مردم تلقی نشود؛ نظامی که در آن، منطق عقلانی و استدلال بر اساس اصول اخلاقی بتواند سرلوحه‌ی شیوه‌های تولید قرار گیرد. نظامی که در آن، جامعه، اقتصاد را عقلانی سازماندهی کند تا نیازهای مردم و نیکوکاری، نسبت به سود بانک‌داران و سودجویان در اولویت قرار گیرد.
من به انقلاب اسلامی ایران می‌نگرم که مبارزه‌ای بر اساس اصولِ نه سرمایه‌داری؛ بلکه اسلام بود: جنگِ فقر علیه ثروت؛ نظامِ نه شرقی، نه غربی؛ تمام آرمان‌هایی که توسط امام خمینی، و اکنون رهبر معظم، آیت‌الله خامنه‌ای، ترسیم شده‌اند. من به این الگو به عنوان نمونه‌ای می‌نگرم از آنچه که یک کشور در صورت خروج از آن نظام [باطل] می‌تواند انجام دهد.
من معتقدم که مردم آمریکا بیدار خواهند شد و خواهند فهمید که دشمن آن‌ها فلسطینی‌ها، ایرانی‌ها، یمنی‌ها چینی‌ها، روس‌ها، کوبایی‌ها، ونزوئلایی‌ها، نیکاراگوئه‌ای‌ها، و ملت‌های قاره‌ی آفریقا نیستند؛ بلکه دشمن آن‌ها بانک‌داران بین‌المللی هستند؛ انحصارطلبان وال‌استریت که تلاش می‌کنند تمام جهان را به یک دولت پلیسی با دستمزد پایین تبدیل کنند و راه را برای یک جنگ جهانی جدید هموار کنند. مردم آمریکا بیدار خواهند شد و آمریکا از امپریالیسم رها خواهد شد. این تنها آینده‌ای است که آمریکا دارد.
ما، در «مرکز نوآوری سیاسی»، به عنوان یک اندیشکده و یک سازمان آموزشی، به دنبال گسترش آگاهی ضدامپریالیستی، وطن‌پرستی آمریکایی، احترام به خداوند و احترام به مبارزه‌ی مظلومان اینجا، در آمریکا، و در سراسر جهان هستیم؛ به دنبال گسترش این آرمان‌ها از طریق آموزش در سراسر آمریکا هستیم. ما مردم را آموزش خواهیم داد؛ فداکاری خواهیم کرد؛ تلاشمان را بیش‌تر خواهیم کرد؛ از اشتباهاتمان درس خواهیم گرفت؛ بازنگری خواهیم کرد و شبکه‌ای مردمی مبتنی بر همبستگی، عشق و شفقت خواهیم ساخت که بتواند پیام ضد امپریالیسم و همبستگی با مظلومان را همین‌جا، در آمریکا، گسترش دهد.
 می‌دانم که وقتی می‌گویید آمریکا شیطان بزرگ است، منظورتان ما [مردم آمریکا] نیستیم؛ منظورتان یک نظام است؛ نظام شیطانی‌ای که مردم سراسر جهان را فقیر می‌کند و برای ادامه‌ی حیات به جنگ نیاز دارد و می‌دانم که آن نظام، دشمن مردم من، مردم آمریکا، و دشمن خداوند متعال است و مغلوب خواهد شد. من باور دارم که یک آمریکای جدید خواهیم داشت که از دل مبارزات مظلومان و این درک متولد شده که عدالت باید پیروز شود و پول و حکومتِ طمع باید شکست بخورد. من به آینده‌ی یک آمریکای جدید باور دارم و می‌دانم که ما فعالان ضد امپریالیسم، ضد جهانی‌سازی، و ضد صهیونیسم، اینجا، در مرکز آمریکا، یک مأموریت تاریخی داریم که موظف به انجام آن هستیم.
خداوند و برکاتش، همراه همه‌ی کسانی باشند که در کنار مظلومان می‌ایستند و علیه بی‌عدالتی مبارزه می‌کنند.