در کنار همه ریزشهایی که در مراحل تکاملی انقلاب اسلامی روی میدهد، رویشهایی نیز به وقوع پیوسته است که از آن جمله میتوان به هویت یابی افتخارآمیز شیعیان در جهان و رشد تشیع در جهان اسلام و سایر کشورها، توجه و گرایش به اسلام انقلابی و حتی تمایل بسیاری از کشورهای انقلابی به اسلام اشاره کرد. حداقل این که انقلابهای مادی و مارکسیستی به تاریخ پیوست و با طی هر مرحله از انقلاب، جمهوری اسلامی هواداران زیادی در جهان یافت.
ریزشهای انتخابات نهم و دهم
برنامهریزی در دوره «بازسازی» و «اصلاحات» با هدف جمع تجدد و انقلاب اسلامی بود؛ اما در ادامه، به مشکلی بزرگ منتهی شد؛ طیفی از روشن فکران مدعی دیانت احساس کردند که امکان اجتماع سازوکارهای مدرن زندگی بشر و چارچوبههای تعریف شده برای انقلاب اسلامی وجود ندارد و لذا به فکر عبور از خطوط انقلاب اسلامی به نفع سازوکارهای مدرن افتادند.
آنها میخواستند که تلقی دینی مردم را تغییر دهند. به این ترتیب، موج اصلاحات و بازسازی، بخشی از جامعه روشن فکری را از سطح طرف داران قانون اساسی و ادامه انقلاب اسلامی جدا کرد و در انتخابات نهم ریاست جمهوری در مقابل اندیشه انقلاب قرار داد. اما مردم در انتخابات نهم و دهم، نه به ادبیات کسانی که معتقد به عبور از انقلاب اسلامی و قانون اساسی بودند رأی دادند و نه به ادبیات کسانی که آرمانهای انقلاب اسلامی را در چهار چوب مدرنیزاسیون تحلیل میکردند؛ بلکه به گفتمان اصیل انقلاب اسلامی رأی دادند و این گفتمان وارد حوزه تفکر اجتماعی شد، و تلاش کرد که سازوکارهای جدیدی مطرح کند. و از آن جا که به طور طبیعی، این ساز و کارها با عبور از عقلانیت مدرن قابل تحقق است؛ لذا چالش بین برنامه ریزی برای رسیدن به آرمانهای ادبیات اسلامی با ادبیات علمی مدرن آشکار شد.