محمد ملکزاده
اقدام اخیر اتحادیه اروپا در طرح تروریستی خواندن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را نمیتوان صرفاً یک تصمیم حقوقی یا امنیتی تلقی کرد؛ این اقدام، بیش از هر چیز، بازتابی از رویکرد دوگانه و ابزاری غرب در تعریف مفهوم «تروریسم» و استفاده سیاسی از آن در مواجهه با جمهوری اسلامی ایران است. تجربه تاریخی نشان داده است که «تروریسم» در قاموس غرب، نه یک مفهوم عینی و ثابت؛ بلکه ابزاری سیال برای فشار، مهار و بیثباتسازی بازیگران مستقل در نظام بینالملل است.
نخستین مؤلفه در تحلیل این اقدام، تبعیت ساختاری اتحادیه اروپا از دستور کار سیاسی ایالات متحده است. در سالهای اخیر، بهویژه در پرونده ایران، اروپا عملاً از جایگاه یک بازیگر مستقل خارج شده و در بسیاری از موارد، در هماهنگی کامل با راهبردهای واشنگتن عمل کرده است. قرار دادن سپاه در فهرستهای ادعایی تروریستی، نه محصول یک ارزیابی امنیتی بیطرفانه؛ بلکه بخشی از بسته فشار حداکثری علیه ایران در حوزههای اقتصادی، سیاسی و روانی است؛ فشاری که هدف نهایی آن، تغییر محاسبات راهبردی ایران از طریق افزایش هزینههای مقاومت است.
دومین نکته، معیارهای گزینشی و سیاسی غرب در تعریف تروریسم است. کارنامه کشورهای غربی بهروشنی نشان میدهد که خشونت، اشغال و حتی کشتار غیرنظامیان، اگر از سوی دولتهای غربی یا متحدان آنها صورت گیرد، نهتنها محکوم نمیشود؛ بلکه با توجیهات حقوق بشری و امنیتی، مشروع جلوه داده میشود. در مقابل، هر کنش دفاعی یا بازدارنده از سوی بازیگران مستقل، بهسرعت ذیل برچسب «تروریسم» قرار میگیرد. این دوگانگی، مشروعیت اخلاقی و حقوقی ادعاهای اروپا را بهشدت مخدوش میسازد.
سوم، هدفگیری مستقیم ستون دفاعی و بازدارنده ایران در این اقدام قابلتوجه است. سپاه پاسداران، صرفاً یک نهاد نظامی نیست؛ بلکه یکی از ارکان اصلی امنیت ملی، تمامیت ارضی و قدرت بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران بهشمار میرود. برچسبزنی به این نهاد انقلابی و امنیتساز، در واقع تلاشی برای مشروعیتزدایی از کل ساختار دفاعی کشور، منزویسازی ایران در سطح بینالمللی و القای تردید و شکاف در افکار عمومی داخلی است. این رویکرد، بخشی از جنگ روانی و شناختی گستردهای است که هدف آن تضعیف اراده ملی و کاهش انسجام اجتماعی در برابر فشارهای خارجی است.
چهارمین بُعد، نادیدهگرفتن عامدانه نقش سپاه در مبارزه واقعی با تروریسم است. نقش تعیینکننده سپاه پاسداران و فرماندهان شهید آن، بهویژه شهید حاج قاسم سلیمانی، در شکست داعش - بهعنوان یکی از خشنترین و خطرناکترین گروههای تروریستی معاصر که با حمایت آمریکا و غرب تاسیس شد - واقعیتی انکارناپذیر است. اما پذیرش این واقعیت، به معنای فروپاشی روایت ساختگی غرب از ایران بهعنوان «حامی تروریسم» و اعتراف به پیروزی راهبردی ایران در تأمین امنیت منطقهای و حتی جهانی است؛ ازاینرو، این نقش بهطور هدفمند سانسور یا تحریف میشود.
در مجموع، اقدام اتحادیه اروپا علیه سپاه پاسداران را باید در چارچوب جنگ ترکیبی علیه جمهوری اسلامی ایران تحلیل کرد؛ جنگی که ابزارهای حقوقی، رسانهای، اقتصادی و روانی را بهصورت همزمان بهکار میگیرد. پاسخ مؤثر به این رویکرد، علاوه بر اقدام متقابل از سوی ایران، نیازمند دیپلماسی فعال، افشاگری هوشمندانه، تقویت روایت حقیقت در عرصه بینالملل و مهمتر از همه، تحکیم بازدارندگی جمهوری اسلامی در عرصههای مختلف است. تجربه نشان داده است که هرگاه جامعه ایرانی بر محور هویت، استقلال و مقاومت عقلانی متحد بوده، اینگونه برچسبها نهتنها کارکردی نداشته،؛ بلکه به عاملی برای تقویت اقتدار ملی تبدیل شدهاند.