آمریکا در لاک تهدید فرو رفته و ناو جنگی به خلیج فارس میفرستد. ترامپ میداندار جنگ روانی شده و برای ایران شاخ و شونه میکشد. اسرائیل بر طبل جنگ کوبیده و طرح بمباران بیمارستانها را به بهانههای واهی علنی میکند. حمله نظامی به ایران در صدر اخبار رسانههای جهانی قرار گرفته و افکار عمومی برای هر اقدامی آمادهسازی میشود. جنگ دیپلماتیک - بخوانید مذاکره - همچنان ادامه دارد و کشورهای همسایه به جنب و جوش افتادهاند. چین و روسیه حمایت خود از ایران را علنی کرده و مواضع خود را روشن میکنند. نیروهای نظامی در بالاترین سطح آمادگی قرار گرفته و با برگزاری مانور در تنگه هرمز، پیامهای ایران را به جهان مخابره میکنند. شرایط کاملاً پیچیده و حساس است.
اما درست در چنین شرایط حساس و پیچیدهای که هر تحولی در منطقه طرفین، میتواند محاسبات جبهه مقابل را دستخوش تغییر نماید، عدهای به نام دانشجو در دانشگاه شریف - به هنگام برگزاری مراسم شهدای آشوبهای اخیر - شعارهای ساختارشکنانه سر داده و آب در آسیاب دشمن میریزند. آنها خواسته یا ناخواسته، دانسته یا ندانسته، با واسطه یا بیواسطه در صف دشمن قرار گرفته و در زمین او بازی میکنند. حال سوال این است که چرا با این افراد برخورد نمیشود؟ آیا دانشجو بودن مصونیت میآورد؟ آیا چنین دانشجویانی میتوانند سهمی در پیشرفت فردای ایران در سایه نظام جمهوری اسلامی داشته باشند؟ آیا نشان دادن ضعف در مقابل خطاهای بنیادی نشانه رحمت است یا پیامرسان انفعال؟ به نظر میرسد تابآوری جامعه در مقابل آشوبگران رو به کاهش نهاده است و باید پرونده آشوب و اغتشاش برای همیشه بسته شود.