رخدادهای منطقه غرب آسیا در دوره معاصر، به ویژه پس از رویداد هفتم اکتبر (طوفان الاقصی)، عرصه را برای بروز عمیقترین شکافهای تمدنی فراهم ساخته است. گفتمان حاکم بر جمهوری اسلامی ایران، این تقابل را نه صرفاً یک نزاع ژئوپلتیک؛ بلکه صحنهای از نبرد کلانتر یک تمدن نوظهور اسلامی در برابر تمدن غربی میداند که اسرائیل، مظهر عینی و «نمایشگاه توحش» آن قلمداد میشود.
اسرائیل، پس از دریافت شکستهای سنگین اطلاعاتی و امنیتی در هفتم اکتبر، با هدف جبران حیثیت از دست رفته و بقای خود، به راهبرد «جنگ آرماگدونی» روی آورد. این رژیم، با ارتکاب به کودککشی و نسلکشی سیستماتیک در غزه، عملاً از تمامی استانداردها و خطوط قرمز ادعایی حقوق بشر غربی عبور کرد. این اقدامات که در چارچوب گفتمان حاضر، «نمایش توحش» تفسیر میشود، ماهیت واقعی تمدنی را عیان میسازد که همواره شعار حقوق بشر سر داده است. تهاجم ۱۲ روزه به ایران نیز در ادامه همین منطق «گرگ زخمی» و در آستانه نابودی تبیین میشود.
از حذف تمدنی تا رقابت تمدنی: یک گذار تاریخی
انقلاب اسلامی ایران از بدو پیروزی، هدف پروژه «حذف تمدنی» از سوی غرب قرار داشت. با این حال، این انقلاب نه تنها پایدار ماند؛ بلکه به یک قدرت نوظهور بینالمللی تبدیل شد. شکستهای پی در پی آمریکا و اسرائیل در منطقه، به ویژه شکست تهاجم ۱۲ روزه که با عزم ملی، تدبیر رهبری و اقتدار نیروهای مسلح ایران به عقبنشینی دشمن انجامید، پایانی بر مرحله حذف تمدنی و آغاز فصل جدیدی بود. همانگونه که نظریهپردازانی چون جان مرشایمر نیز به شکست راهبُردی آمریکا و اسرائیل اذعان دارند، اکنون صحنه برای «رقابت تمدنی» فراهم شده است. در این مرحله، یک تمدن نوین اسلامی با صلابت و قدرت، در کنار تمدن غربی قد علم کرده است.
جنگ ارادهها: محور مرحله رقابت تمدنی
ماهیت مرحله کنونی، «جنگ ارادهها» است. در این نبرد، ارادهای پیروز خواهد بود که از آستانه تحمل، صبر و مقاومت بالاتری برخوردار باشد. اراده ملت ایران که بر پایه ایمان به خدا، توسل به باورهای مذهبی، پیروی از ولایت فقیه، اتحاد مقدس و اقتدار نظامی استوار است، در پی تجربه موفق جنگ ۱۲ روزه، تقویت شده است. این اراده جمعی، سرمایه اصلی برای پیشبرد مرحله رقابت تمدنی و ایجاد یک «مقاومت تمدنی» پایدار برای یک «نظم و فتح تمدنی» است.