ای کاش تو را به قصد قربت نکُشند...
ای کاش تو را به دشت غربت نکُشند
لب تشنه پس از بیعت و دعوت نکُشند
لب تشنه اگر کُشند و تنها و غریب
ای کاش تو را به قصد قربت نکُشند...
(محمد مهدی سیار)
روضه خوانها غالباً وقتی به منبر میرسند
با همان یک یا حسین از سر به آخر میرسند
روضهها را از پسر تحویل بابا داده و
از سر بر نیزهی بابا به دختر میرسند
گاه مابین مقاتل پا به پای بیتها
سمت سقا میروند؛ اما به اکبر میرسند
اربن اربا روضهی سختی است اما غالباً
روضه سنگین میشود وقتی به اصغر میرسند
(محسن ناصحی)
وَ الشِّمْرُ جَالِسٌ عَلَى صَدْرِكَ...
فرازهایی از زیارت ناحیه مقدسه:
«السلام علی الشیب الخضیب: سلام بر محاسن به خون خضاب شده» «السلام علی الخدّ التریب: سلام بر گونه خاکآلود» «السلام علی الثغر المقروع بالقضیب: سلام بر لبی که با نی زده شد» «السلام علی الراس المرفوع: سلام بر سری که بالای نیزه شد» «السلام علی الاجساد العاریه فی الفلوات: سلام بر اجسادی که برهنه در بیابان رها شد» «السلام علی النفوس المصطلمات: سلام بر بدنهای به زنجیر کشیده شده» «السلام علی الارواح المختلسات: سلام بر روحهای به پنهانی برده شده» «السلام علی الاجساد العاریات: سلام بر پیکرهای عریان» «السلام علی الجسوم الشاحبات: سلام بر جسمهای نحیف و رنگ باخته» «السلام علی الابدان السلیبه: سلام بر بدنهای جامه ربوده» «السلام علی المجدلین فی الفلوات: سلام بر جنگاوران بیابان» «السلام علی النازحین عن الاوطان: سلام بر دورافتادگان از وطن».
امام زمان (علیه السلام) میفرمایند: «اگر روزگار، مرا به تاخیر انداخت و مقدرات از یاری و نصرت تو در روز عاشورا بازداشت، صبح و شام بر تو ندبه میکنم و به جای قطرات اشک، بر تو خون میگریم».
امام زمان (علیهالسلام) در توصیف صحنه کربلا میفرمایند: «پس از آنکه آنان را از کار خود بازداشتی و حجت و دلیل را برایشان تاکید نمودی؛ بیعتت را شکستند و بر پروردگار و جدت خشم گرفتند و با تو جنگیدند. و آن شخص ملعون به لشکریانش دستور حمله داد، تو را از آب و وارد شدن به آن بازدارند... تیرها و سنگها را به طرف تو پرتاب کردند و دستهای جنایتکارشان را برای نابودیات گشودند... پس از هر سو تو را محاصره کردند و زخمهای عمیق بر تو وارد ساختند... تا اینکه تو را از اسبت انداختند و مجروح بر زمین افتادی، اسبها با سمهایشان بر تو تازیدند و ستمگران شمشیرهای برانشان را بر تو فرود آوردند...در حالی که شمر بر روی سینهات نشسته و...