بخشی از درسگفتارهای استاد شریفی درباره منشور حوزه پیشرو و سرآمد: ما باید نوع نگاه به انسان، جایگاه انسان در نظام هستی و اهداف زیست انسانی از نگاه اسلام را بدانیم و فقه و ارزشهای فقهی باید «مبتنی بر» و «سازگار با» این نگاه باشند. اما با اعتذار عرض میکنم، ما حتی دو واحد درس انسانشناسی در حوزههای علمیه نداریم! این خلأ بزرگی در نظام آموزشی حوزهی علمیه است. البته این خلأ در دانشگاهها نیز وجود دارد؛ ولی بحث کنونی ما ناظر به حوزهی علمیه است. طلبهی ما اگر بیست سال هم در نظام آموزشی حوزه درس بخواند، یک متن درسی مدون دربارهی نوع نگاه اسلام به انسان، جایگاه انسان در نظام هستی و هدف زندگی انسان، حتی به اندازهی دو واحد درسی نمیخواند و یک کتاب یا متن مشخص در این باره مورد مباحثه قرار نمیگیرد؛ در حالی که فقه، حکمِ رفتارِ انسان است. اصلاً انسان کیست؟ چیست؟ چه ویژگیهایی دارد؟ چه جایگاهی در هستی دارد؟ اگر این نگاه انسانشناسانه را نداشته باشیم، فقه ما نیز بر پایهی استواری بنا نخواهد شد و منطق قوی و عقلانیت قابل دفاعی برای ارائهی زیست فقیهانه به نسل جدید و انسان معاصر نخواهیم داشت. یک فقیه روزآمد، نه تنها باید انسانشناسی اسلامی را بداند؛ بلکه باید انسانشناسی تطبیقی را نیز کار کند. باید انسانشناسی اومانیستی، لیبرالیستی، هابزی، مارکسیستی، اگوست کنتی، داروینیستی و امثال آنها را هم بشناسد و مورد نقد و بررسی قرار دهد. آنگاه برتریها و قوتهای انسانشناسی اسلامی را در برابر آنها ترسیم کند. بر پایهی این انسانشناسی است که میتوانیم علم فقه، علم اخلاق، تفسیر و سایر علوم انسانی اسلامی را استوار سازیم. این امر بسیار مهم است.