امام باقر علیه السلام فرمودند:  به خدا سوگند که او (مهدی (علیه السلام)) مضطر (حقیقی) است که در کتاب خدا آمده می فرماید: «اَمَّن یجیب المضطر اذ ادعاه و یکشف السؤ...» بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٤١ 

‌آیا پیامبر اکرم (ص) از قرآن افضل هستند؟

  اگر مقصود از قرآن صفحات و خطوط آن باشد، به یقین بر پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) مقدّم نیست و پیامبر اکرم هم جسمش و هم شخصیتش افضل از آن است و در مواقع خطر نباید پیامبر فدا شود؛ اما اگر مقصود از قرآن، حقایق و محتوا و روح آن باشد، باید گفت این آیین با روح پیامبر متحد شده است و در حقیقت همان شخصیت پیامبر اکرم است که افق آفرینش الاهی است. پس برتر از هر آفرینش دیگری است و اگر روزی این آیین قرآنی به خطر افتد، جسم پیامبر فدای آن خواهد شد.
مقصود از قرآن
مسئله‌ی برتری پیامبر بر قرآن، یا قرآن بر پیامبر، از جهات مختلف قابل بررسی است. آنچه را که در این مختصر می‌توان گفت: این است که باید دید مقصود از قرآن چیست؟
۱.۱ - ظاهر قرآن
اگر منظور جلد و صفحات و خطوط قرآن باشد، به یقین بر پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) مقدّم نیست و برتری ندارد و اساساً قابل قیاس هم نیست؛ چرا که هنگامی که اهل شام در جنگ صفّین قرآن را بر نیزه‌ها کردند و خواستند قرآن را حکم قرار دهند، تا در نتیجه سرنوشت جنگ را به نفع خواسته‌های نفسانی خود تغییر دهند، امیرالمومنین علی (علیه‌السّلام) فرمودند: «قرآن ناطق منم».
۱.۲ - محتوا و باطن قرآن
اما اگر مقصود از قرآن صفحات و خطوط آن نباشد؛ بلکه حقایق و محتوا و روح آن باشد، در این صورت قبل از هر قضاوتی ضروری است نگاهی به شخصیت پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) داشته باشیم. پیامبر خدا مبلّغ مکتبی است که تربیت شده آن است. به عبارتی دیگر نفس او حامل آیینی است که قرآن آن را تعریف می‌کند. از این نگاه، قرآن و پیامبر متحدند و قرآن معرف شخصیت پیامبر اکرم خواهد بود؛ گو اینکه قلب پیامبر محطّ نزول قرآن است، قبل از اینکه در نشاه دنیا وارد شود.
۲ - هدف از خلقت
نکته دیگر اینکه می‌دانیم هدف از آفرینش، انسان کامل و تربیت خلیفةالله بوده است؛ پس هر خلقت دیگری همچنین قرآن، مقدمه و تمهیدی است برای تربیت انسان کامل. در نتیجه انسان کامل افق خلق و برتر از هر چیزی است؛ لکن این نکته را هم نباید از نظر دور داشت که باید این قرآن و فرهنگ قرآنی برای تربیت نسل‌های بشریّت تا قیامت بماند و زنده باشد. پس اگر روزی به خطر بیفتد و برای بقایش جان‌فشانی لازم باشد، این جا است که حتّی انسان کامل هم جسم و پیکرش را فدای بقای آن خواهد کرد. بنابراین، نهایتاً می‌توان گفت در چنین شرایطی، بقای حقیقت قرآن و مکتب قرآن مقدم بر جسم و پیکر پیامبر خواهد بود و نه بر شخصیت و اصل وجود آن حضرت. نیز اگر جسم و پیکر پیامبر به خطر افتد و امر دائر بین انتخاب یکی باشد، جسم قرآن است که باید فدای پیکر انسان کامل؛ یعنی پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) و امامان معصوم (علیهم‌السّلام) شود؛ مانند آنچه در جنگ صفّین رخ داد و افراد نادان جسم قرآن را بر روح قرآن که در کالبد علی (علیه‌السّلام) بود ترجیح دادند، هرچند علی (علیه‌السّلام) امام بود نه پیامبر؛ لکن ملاک مسئله واحد است. گو اینکه علـی (علیه‌السّلام) نفس پیـامبر است و از جهت سؤال فرق نمی‌کن؛، چنان که در مورد ایشان متعدد نقل شده که علی (علیه‌السّلام) قرآن ناطق و مقدم بر قرآن صامت است. «لمّا اراد اهل الشام ان یجعلوا القرآن حکماً بصفّین قال امیرالمؤمنین (علیه السلام‌): انا القرآن الناطق؛ هنگامی که اهل شام در جنگ صفّین خواستند قرآن را حکم قرار دهند، امیرالمومنین فرمودند: منم قرآن ناطق.»