امام باقر علیه السلام فرمودند:  به خدا سوگند که او (مهدی (علیه السلام)) مضطر (حقیقی) است که در کتاب خدا آمده می فرماید: «اَمَّن یجیب المضطر اذ ادعاه و یکشف السؤ...» بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٤١ 

محمدجعفر بن سیف‌الدین استرآبادی

محمدجعفر بن سیف‌الدین استرآبادی تهرانی (۱۱۹۵ یا ۱۱۹۸ق ـ ۱۲۶۳ق) معروف به شریعتمدار، عالم شیعی از شاگردان صاحب ریاض، بحرالعلوم و وحید بهبهانی و از پیشگامان مبارزه علیه روس‌هاست. او دارای تألیفات متعدد در موضوعات مختلف بود. مدفن او در نجف است.
محمدجعفر شریعتمدار فرزند سیف‌الدین در ۶ رمضان (بین سال‌های ۱۱۹۵ تا ۱۱۹۸ق) روستای نوکنده از توابع استرآباد، شهری ما بین ساری و گرگان در استان مازندران زاده شد و در شب جمعه ۱۰ صفر سال ۱۲۶۳ق در تهران درگذشت و پیکرش بنا به گفته آقابزرگ تهرانی به نجف منتقل و در مکانی که خود از پیش معین کرده بود، به خاک سپرده شد.
همسر و فرزندان
همسر شریعتمدار، دختر محمدعلی‌خان بود که موقوفات زیادی در کربلا داشت. وی صاحب دو فرزند گردید:
محمدحسن شریعتمدار استرآبادی از عالمان عصر خویش و صاحب تألیفاتی نظیر مظاهر الآثار و اساس الاحکام فی شرح شرایع الاسلام.
علی شریعتمدار استرآبادی صاحب آثاری چون: اَلبُرد الیَمانی فی الفاظ المعانی، غایة الآمال فی علم الرجال.
ملا مهدی نراقی، او را فردی کثیر التألیف معرفی کرده است. شریعتمدار آثار مختلفی درباره فقه، اصول، کلام، فلسفه، تاریخ، علوم قران و حدیث، اخلاق، علم نجوم، رجال و درایه دارد. از او اشعاری نیز به جای مانده که نشان از ذوق وی در این حوزه دارد. نمونه‌ای از سروده او که ۱۲ علم مورد نیاز در اجتهاد را در کتاب جامع الفنون بیان کرده است
چهار علم ادب علی الکفایه
میزان و رجال و هم درایه
فقه است و اصولِ فقه اخیار
تفسیر و کلام و علم اخبار 
استرآبادی در دفاع از دین و جهاد علیه مخالفان پیش‌قدم بود. او در سال ۱۲۴۱ق با سید محمد طباطبایی معروف به سید مجاهد برای جهاد با قوای متجاوز روس راهی شد و چون از جنگ با روس‌ها در منطقه ایروان و گنجه بازگشت عازم حج شد و از طریق نجف بازگشته در کربلا ساکن شد تا اینکه در سال ۱۲۴۶ق برخی از خاندان او با بیماری طاعون از دنیا رفتند و وی پس از دو سال اقامت در کربلا به ایران بازگشت و بعد از اقامت در شهرهای مختلفی چون کرمانشاه، تهران و استرآباد به زیارت امام رضا (ع) رفت. پس از بازگشت محمد شاه قاجار از نبرد هرات و دیدارش با استرآبادی از او برای مراجعت دوباره به تهران دعوت کرد که مورد قبول استرآبادی قرار گرفت و در تهران، مرجعیت دینی را به عهده گرفت و ملقب به شریعتمدار شد.