امام باقر علیه السلام فرمودند:  به خدا سوگند که او (مهدی (علیه السلام)) مضطر (حقیقی) است که در کتاب خدا آمده می فرماید: «اَمَّن یجیب المضطر اذ ادعاه و یکشف السؤ...» بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٤١ 

ماجرای افطاری

همسر شهید نواب صفوی می‌گوید:
 بعد از افطار به آقا گفتم: دیگر هیچ چیزی برای سحر و افطار نداریم، حتی نان خشک! ایشان فقط لبخند زد. این مطلب را چند بار تا وقت استراحت شبانه آقا تکرار کردم. سحر برخاست، آبی نوشید، گفتم: دیدید سحری چیزی نبود! افطار هم چیزی نداریم! باز آقا لبخند زد. 
بعد از نماز صبح هم گفتم. بعد از نماز ظهر هم گفتم. تا غروب، مرتب سر و صدا کردم که هیچی نداریم. اذان مغرب را گفتند. آقا نماز مغرب را خواند و بعد فرمودند: امشب افطاری نداریم؟! گفتم: پس از دیشب تا حالا چه عرض می‌کنم؟ نداریم، نیست! آقا لبخند تلخی زد و فرمود: یعنی آب هم در لوله‌های آشپزخانه نیست؟!
خندیدم و گفتم: صد البته که هست. رفتم و با عصبانیت سفره‌ای انداختم، بشقاب و قاشق آوردم و پارچ آب و لیوان را هم جلوی آقا گذاشتم. هنوز لیوان را از آب پر نکرده بود که در زدند. در طبقه پائین، پسرعموی آقا بود. وی از آقا مراقبت می‌کرد. رفت سمت در، برگشت و گفت: حدود ده نفری از قم هستند! 
آقا فرمود: تعارف کن بیایند بالا، همه آمدند. سلام کردند و نشستند. آقا فرمود: خانم چیزی بیاورید تا آقایان روزه خود را باز کنند! من هم گفتم: بله! آب در لوله‌ها به اندازه کافی هست، رفتم و آب آوردم.
آقا لبخند تلخی زد و به مهمانان تعارف کرد تا روزه خود را باز کنند. در همین هنگام باز صدای در آمد. به آقا یوسف؛ پسرعموی آقا گفتم: «برو در را باز کن، این دفعه حتماً از مشهدند! الحمدلله آب در لوله‌ها فراوان است». مرحوم نواب چیزی نگفت. یوسف رفت در را باز کرد. وقتی که برگشت، دیدم با چند قابلمه پر از غذا آمده است! گفتم: این‌ها چیه؟! گفت: همسایه بغلی بود. ظاهراً امشب افطاری داشته‌اند و به علتی مهمانی آنان به هم خورده است. آقا نگاهی به من کرد، خندید و رفت.
من شرمنده و شرمسار، غذاها را کشیدم و به مهمانان دادم. میل کردند و رفتند. 
آقا به من فرمود: یک شب سحر و افطار، بنا بر حکمتی تأخیر شد. چقدر سر و صدا کردی؟! وقتی هم نعمت رسید، چقدر سکوت کردی؟! از آن سر و صدا خبری نیست. بعد فرمود: مشکل خیلی‌ها همین است؛ نه سکوتشان منصفانه است و نه سر و صدایشان!  وقت نداشتن، داد می‌زنند. وقت داشتن، بخل و غفلت دارند.