محمد نخعی
در ایام سالگرد ارتحال مرحوم علامه مصباح (ره) به یکی از مهمترین ویژگیهای ایشان که مورد اشاره رهبر معظم انقلاب قرار گرفت، با رعایت اختصار میپردازم.
امام خامنهای در یکی از دیدارهای دانشجویی به آنها توصیه میکنند که علاوه بر تحصیل علم به مسئله مهم اندیشهورزی نیز توجه ویژه داشته باشند و تاکید میفرمایند که علم بدون فکر و اندیشه موجب «حرکتهای زیگزاگی»، «رکود»، «توقف» و «عقبگرد» میشود.
شاید گمان برود که این توصیه تا همین حد کفایت میکند تا دانشجویان به همان ارتکاز ذهنی خود از معنای اندیشهورزی و فکر کردن مراجعه نموده و در معلومات خود در بوته اندیشه به محک گذارند و امتداد عملی دهند؛ اما چهبسا مهمتر از دعوت به اندیشیدن، رهنمون ساختن به «درست اندیشیدن» است که در صورت عدم رعایت آن، «ممکن است انسان به راه خطا برود»؛ «اگر چنانچه فکر را درست مدیریّت نکردید، ممکن است به راه خطا برود. حالا البتّه من کمتر اسم از افراد میآورم، [امّا] مرحوم آقای مصباح (رضوان الله علیه) یک استادِ فکر بود.» (6/2/1401)
طرح این «امکان» درباره «رفتن راه خطا»، برای روندهای که امکان آزمون و خطاهای مکرر دارد نگران کننده نیست؛ اما اگر این رونده انسانی باشد که تنها یکبار اجازه زیستن را یافته، «امکانی»، خطرناک است و به حکم عقل دفع ضرر محتمل با آثار مخرب فراوان ولو با احتمالی هر چند ضعیف، ضرورت دارد.
خب راهحل چیست، آموختن طریق درست اندیشیدن و تحصیل آن نزد استاد فکر؛ لذا رهبر معظم انقلاب خیرخواهانه به دانشجویان فرمودند که برای این مهم، بایستی نزد استادی همچون مرحوم علامه مصباح تلمذ کنند؛ کمااینکه خیلی پیشتر نیز علامهی مرحوم را پرکننده خلأ علامه طباطبایی و شهید مطهری معرفی کردند.
بهزعم نگارندهی این سطور، مهمترین رکن درست اندیشیدن از نظر مرحوم علامه مصباح (ره) توجه انسان به ارزش شناختها و معرفتهای خویش است تا شخص با بررسی اقسام، منابع و راههای متعدد معرفتهای خود به توانایی ارزشگذاری بین معرفتهای ناسازگار دست یافته و در مقام عمل به معلومات خویش، اولویتسنجی نماید تا دچار خطاهای غیرقابل جبران نگردد.
یکی از مهمترین عرصههای امتداد اندیشهورزی، جامه عمل پوشاندن به معلومات در مقام انتخاب کارگزاران است تا با عمل به معرفتهای قابل اعتماد و واقعنما، سرنوشت یک کشور و حتی یک تمدن را دچار آسیب و چالش نشود.
اندیشهورزی روشمند و معتبر علاوه بر اینکه موجبات معذوریت و حجیت در مقام تکلیف و تشریع را رقم میزند و مصونیت از عقاب را به دنبال دارد، مقدرات تکوینی و طبیعی را نیز بر میل و مراد انتخابگر ساخته و غیر از عوامل غیرطبیعی و غیرقابلپیشبینی، آثار ملالآوری به دنبال نخواهد داشت.
اینک که این سطور مرقوم میگردد، آثار و تبعات ملالآور متعددی در پی انتخابی غیرقابل دفاع در مقیاسی کلان و تاثیرگذار توسط اکثریت مشارکتکنندگان محقق شده است.
رهاشدگی فرهنگ و تدبیر نامناسب معیشت، عینیترین آثار زیانبار این انتخاب است و نتیجتاً طلبکاری به حق مردمی که برخی غیرروشمند به گزینهی فعلیتیافته جهت انتخاب، رسیدند و برخی دیگر ناچار به حمایت از شخصی هستند که اساساً نه تنها در اندیشه؛ بلکه در عمل نیز روش منسجم، مشخص و معتبری در نظر نگرفته است.