فراز صالحی
اما موضوعهایی که رسانهها روی آن تمرکز میکنند، همیشه آنقدر هم ساده نیستند. آنها میتوانند گاهی پیچیده و یا حتی دستکاریشده هم باشند. برای مثال یک شرکت تولیدکننده نوشابه، هیچوقت در تبلیغاتش به شما درباره میزان شکر موجود در محصولش نمیگوید و بهجای آن از طعم خوبی که دارد برای شما صحبت میکند. این موضوع نشان میدهد که هدف و تمرکز یک رسانه میتواند روی نحوه تفکر و تصمیمگیری افراد، تأثیرات مختلفی بگذارد. همچنین رسانهها برای ادامه مسیر خود، نیازمند سرمایه هستند. سرمایه مورد نیاز برای ایجاد و گرداندن یک رسانه، بسیار زیاد است و فقط افراد خاصی هستند که توانایی چنین سرمایهگذاریهایی را دارند. این افراد هم معمولاً تمایل دارند تا سرمایهشان را به گونهای خرج کنند که پول بیشتری به دست بیاورند. چنین موضوعی نیز میتواند روی محتوا و کیفیت آن در رسانه تأثیر بگذارد؛ چراکه افراد سرمایهگذار میتوانند با توجه به اهداف و قدرت رسانهای خود برای دیگران نیازسازیهای مختلفی را انجام دهند. برای مثال میتوانند به افراد طوری القا کنند که باید یک محصول را خریداری کنند یا یک فیلم را ببینند. با توجه به اینکه هر کدام از ما احتمالاً ساعاتی از روز خود را در شبکههای اجتماعی و اینترنت میگذرانیم یا صرف دیدن تلویزیون میکنیم، مهم است که بتوانیم نسبت به اثرات رسانه روی خودمان آگاه شویم. اما رسانه چه اثراتی روی ما دارد؟رسانه؛ عروسکگردانی با بند نامرئی! پیش از اینکه بخواهیم بدانیم رسانه چگونه روی ذهن ما اثر میگذارد، بیایید به یک سؤال جواب بدهیم. آخرین باری که برای بستن بند کفشهایتان نیاز به فکر کردن داشتید را یادتان میآید؟ احتمالاً بعد از اینکه آن را یاد گرفتید، دیگر نیاز به فکر کردن دوباره دربارهاش نداشتید؛ چراکه مغزتان از طریق حافظه عضلانی (muscle memory) آن را به صورت خودکار درآورده است. مغز ما تمایل بسیاری به خودکار کردن امور روزمره و روتینها دارد؛ چون از این طریق میتواند میزان زمان و توجه لازم برای انجام یک کار را کاهش دهد. مغز برای پردازش کردن اطلاعات به طرحواره (Schema) متکی است. منظور از طرحواره، الگوی فکری یا راهی است که مغز از طریق آن میتواند یک کار یا وظیفه را به همراه نتایج مطلوب و راهبُرد رسیدن به آن درک کند. برای همین برای هر روتین در مغز ما، یک طرحواره وجود دارد. این عادتها و روتینها شامل خواندن اخبار و حضور در شبکههای اجتماعی هم میشود؛ مانند چک کردن گوشی بهعنوان اولین کار پس از بیدار شدن یا دیدن تلویزیون هنگام آشپزی. مغز، نه تنها میتواند برایمان چک کردن اخبار یا شبکههای اجتماعی را خودکار کند؛ بلکه میتواند نحوه درک اطلاعات ما از آنها را نیز به صورت خودکار در بیاورد. چنین عادتهای خودکاری شاید برای انجام کارهایی مثل باز کردن درب یا مسواک زدن مفید باشد؛ اما برای تجزیهوتحلیل اطلاعات پیچیده یا جدید، اصلاً مناسب نیست. بهخصوص زمانی که میخواهیم رسانه و اطلاعاتش را بررسی کنیم، وجود چنین خطاهایی باعث گمراهی و حتی گرفتن تصمیمات غلط خواهد شد. برای همین باید بتوانیم نسبت به این موارد آگاه شویم. در ادامه این عادتها را بررسی میکنیم.
