امام باقر علیه السلام فرمودند:  به خدا سوگند که او (مهدی (علیه السلام)) مضطر (حقیقی) است که در کتاب خدا آمده می فرماید: «اَمَّن یجیب المضطر اذ ادعاه و یکشف السؤ...» بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٤١ 

سوءظن و حکم آن‏

سوءظن یکی از صفات اخلاقی مذموم و از مصادیق گناه، به شمار آمده و صریحاً مورد نهی واقع شده است. با این ‌حال به لحاظ عقلی نمی‌توان همواره بر مدار نهی از آن عمل کرد؛ چون پرهیز از سوءظن به نحو مطلق و همیشگی، محتمل است که موجب ضرر فردی و اجتماعی شود. در نتیجه یکی از چالش‌های مهم در ذیل بحث از سوءظن که کمتر مورد توجه و پژوهش قرار گرفته، شناخت و تشخیص مصادیق مجاز از مصادیق غیرمجاز آن است که در ادامه به این بحث پرداخته می‌شود.
معناشناسی سوءظن: «سُوء» در لغت به معنی بد و «ظن» به معنای گمان همراه با احتمال خلاف است. سوءظن در اصطلاح به حالتی گفته می‌شود که دارنده آن به همه چیز حتی نزدیک‌ترین افراد، بدبین است. در معنای دیگری که دقیق‌تر است گفته شده سوءظن، به برداشتِ نادرست از کاری گویند که قابلیت تفسیر به صحیح یا غلط را دارد. ملااحمد نراقی در تعریف سوءظن می‌گوید: مراد از سوءظن این است که ظن سوء به قلب راه داده شود و نفس، نسبت به آن مایل شود؛ از همین روی صرف عبور و خطور یک چیز از خاطر ذهن و حتی شک کردن، مصداق سوءظن نیست. آنچه در آیات و روایات از آن نهی شده است ظن است؛ آن‌هم ظن راجح که سبب تمایل نفس به ‌طرف آن شود؛ از همین جهت ایشان معتقدند بین سوءظن و خطور قلبی تفاوت وجود دارد. سوءظن در جایی است که با عارض شدن آن، تغییری در قلب پیدا شود و از الفت و محبت به سمت کراهت و نفرت برود یا در رفتار و معاشرت، بروز و ظهور داشته باشد؛ بنابراین چنان‌که علامه طباطبایی تأکید کردند، مراد از نهی از سوءظن، اجتناب از خود ظن نیست؛ چون ظن نوعی ادراک نفسانی است که در دل پدید می‌آید و آدمی قادر نیست برای دل و قلب خود دری بسازد تا از ورود ظن بد جلوگیری کند. پس نهی کردن از خود ظن صحیح نیست؛ بلکه مراد، نهی از پذیرفتن ظن بد است؛ یعنی اگر درباره کسی ظن بد به دل فرد وارد شد، آن را نپذیرد و ترتیب اثر ندهد. البته گاهی مقدمات پیدایش ظن نیز اختیاری است؛ از همین روی می‌تواند متعلق تکلیف قرار گیرد و مورد نهی واقع شود. پس اجتناب از سوءظن چنان‌که برخی محققان گفته‌اند؛ یعنی اینکه انسان باید سعی کند از ابتدا در ذهن خودش اسبابی را فراهم نکند که ظن برایش پیدا شود؛ یعنی به‌گونه‌ای در مقدمات بروز ظن تشکیک کند که هرگز فرصت ظهور و بروز پیدا نکند. به‌علاوه گرچه پیدایش ظن و گمان اختیاری نیست؛ اما ابقای آن فی‌الجمله در اختیار آدمی است و انسان می‌تواند در ابقای سوءظن و یا از بین بردن آن، مؤثر باشد. پس اینکه گفته شده است سوءظن گناه و مذموم است و باید اجتناب کرد، بدین معنا است که اولاً فرد باید با از بین بردن زمینه‌های پیدایش سوءظن، از بروز آن جلوگیری کند و ثانیاً بعد از اینکه سوءظن پدیدار شد، با تلقین‌ها و افکار، به مقابله با آن برخیزد و از ادامه حیات و بقای آن ممانعت به عمل آورد و سوءظنِ به وجود آمده را از بین ببرد.